تبليغاتX
جشنواره باز سینما و تئاتر
تاسیس آینده موسس می خواهد و اهل معرفت, اهل اندیشه و اهل هنر,موسسین آینده هستند.

نمایش های در حال اجرا

 

 

"کلبه ی عمو تم"

تالار اصلی، نویسنده و کارگردان:بهروز غریب پور بر اساس رمان کلبه ی عمو تم نوشته ی هریت بیچر استو، ساعت: 18:30، مدت:180 دقیقه، قیمت بلیت: 7000 تومان

*

"سه گانه ی میتراس"

(تالار چهارسو)، نویسنده: سیمین امیریان، کارگردان:امیر دژاکام، ساعت:18:30، مدت:60 دقیقه، قیمت بلیت: 3000 تومان(پایان اجرا:29 فروردین)

*

"کریستال تاور"

(تالار سایه)، نویسنده:رونالد گرندز، کارگردان: نصرالله قادری، ساعت:18:45،مدت:80 دقیقه، قیمت بلیت:2500 تومان(پایان اجرا:6 اردیبهشت)

*

"تئاتر بی حیوان"

تالار مولوی، کارگردان:امیر مهدی مکاری با بازی سیامک صفری و کوروش نریمانی، ساعت:20:00، مدت:50 دقیقه، قیمت بلیت:2000 تومان

*

"رودکی شاعر واژه های سبز"

تالار وحدت، نویسنده: ایوب آقاخانی، کارگردان:علی پویان بر اساس زندگی رودکی شاعر قرن 4 هجری، ساعت:19:00، مدت:120 دقیقه، قیمت بلیت:7000 تومان

*

"حسن و دیو راه باریک پشت کوه"

(تالار قشقایی)نویسنده و کارگردان: افشین هاشمی، ساعت:18:45،مدت:60 دقیقه، قیمت بلیت: 3000 تومان.

*

"مثل های عروسکی"

تالار سنگلج، نویسنده و کارگردان: فرناز بهزادی، ساعت:19:30، مدت:45 دقیقه، قیمت بلیت: 2000 تومان.

*

"کادانس"

(کارگاه نمایش)، نویسنده: طلا معتضدی، کارگردان:نیما دهقان، ساعت:19، مدت:45 دقیقه، قیمت بلیت: 2000 تومان.

*

"سلام دوست عجیب من"

تالار هنر، نویسنده و کارگردان، حامد ملا حسسینی، ساعت:18:30، مدت:60 دقیقه، قیمت بلیط:1000 تومان.

*

"خواستگاری آبجی خانم"

تالار خانه نمایش، نویسنده و کارگردان: فهیمه میرزا حسینی، ساعت:18:30، مدت:60 دقیقه، قیمت بلیت:2000 تومان.

*

"آن مرد آمد"

کانون، نویسنده و کارگردان:رضا آحادی و امید نیاز، ساعت:18:00، مدت:45 دقیقه، قیمت بلیت: 1000 تومان.

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 23:41 | لینک  | 

ذاتاً آدم طنازی هستم!

 

 

"توماس جفری هنکس" معروف به تام هنکس متولد ژوئیه 1956 میلادی در کنکورد کالیفرنیا، هنرپیشه، کمدین، کارگردان، دوبلور و نویسنده ی آمریکایی است که تا کنون دوبار موفق با دریافت جایزه ی اسکار شده است. او به خاطر بازی در بسیاری از فیلم های محبوب و بحث برانگیز معروف است. در آمد ناخالص هنکس برای حدود چهل فیلمی که بازی کرده است چیزی بیش از سه میلیارد دلار تخمین زده می شود که از این لحاظ در بین هنرپیشگان مقام اول را داراست.

تام هنکس کارش را با بازی در مجموعه های تلویزیونی کمدی و خانوادگی آغاز کرد. در سال های دهه ی هشتاد به خاطر بازی در سریال کمدی "دوستان صمیمی" مورد توجه قرار گرفت و با ایفای نقش در فیلم "بزرگ" به شهرت رسید. بعد ها کمدی را کنار گذاشت و بازی در درام های جدی را آغاز کرد. وی در سال های اخیر کارهای متفاوتی در درام های جدی، کمدی و پویانمایی اجرا کرده است. او در هر دو سری فیلم کارتونی "داستان اسباب بازی ها" صدای "وودی" عروسک گاوچران را اجرا کرده است.

منبع:بانی فیلم

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 18:42 | لینک  | 

به انگیزه ی پخش "توطئه ی خانوادگی" هیچکاک

آخرین فیلم از کارگردان افسانه ای

فیلم سینمایی "توطئه ی خانوادگی" با نام اصلی (family plot) محصول سال 1976 آمریکا به مدت 121 دقیقه به زبان انگلیسی به صورت رنگی توسط کمپانی یونیور سال پیکچرز تهیه و تولید شده است.

کارگردانی این فیلم بر عهده ی سر آلفرد هیچکاک، کارگردان افسانه ای سینما بوده و فیلمنامه ی آن را ارنست لمن بر اساس رمانی از ویکتور کانینگ به رشته تحریر در آورده است.

از جمله بازیگران این فیلم سینمایی می توان به کارن بلک0در نقش فران)، پرس درن(جورج)، باربارا هریس0بلانش) ویلیام دیوان(آدامسون)، ادلوتر، کاتلین نسبیت، و کاترین هلموند اشاره کرد.

"توطئه ی خانوادگی" به عنوان آخرین اثر سر آلفرد هیچکاک در نقش یک کارگردان، توانست موفقیت سال های اوج وی را تکرار کند. در این فیلم بر خلاف آثار پیشین هیچکاک، گفت و گو نقش محوری در گره گشایی از داستان فیلم ایفا می کند. با این حال منتقدان معتقدند که در این فیلم نیز روش فیلمسازی هیچکاک کاملاً رعایت شده است. همانند تمامی آثار دیگرش هیچکاک بیننده را در 30 دقیقه ی پایانی بارها غافلگیر می کند و مسیر داستان به سرعت عوض می شود.

در مجموع اگرچه فیلم "توطئه ی خانوادگی" در زمره ی آثار موفق هیچکاک قرار نمی گیرد، اما باز هم فیلمی قابل قبول است که بیننده را به تماشای خود می کشاند.

سینمایی "توطئه ی خانوادگی" جایزه ی بهترین فیلمنامه ی جشنواره ی ادگار آلن پو را در سال 1977 از آن خود کرد. این فیلم همچنین کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگران نقش اول زن جشنواره ی گلدن گلوب، بهترین فیلمنامه جشنواره ی انجمن نویسندگان آمریکا و بهترین فیلم جشنواره ی ستلایت اواردز شد.

این فیلم با بودجه ی تقریبی سه میلیون دلاری ساخته شد و در مجموع در حدود بیست میلیون دلار فروش کرد. این فیلم در شهر های کالیفرنیا، سانفرانسیسکو و لس آنجلس فیلمبرداری شد.

در آثار قبلی هیچکاک همواره بازیگران را مجبور می کرد که دقیقاً دیالوگ های فیلمنامه را بر زبان بیاورند، اما در این فیلم که آخرین فیلم کارنامه اش محسوب می شود، هیچکاک به بازیگران اجازه داد تا در صورت تمایل تغییری در دیالوگ هایشان بدهند.

هیچکاک در ابتدا برای ایفای نقش آرتور آدامسون از روی تیننس استفاده کرد اما پس از آنکه ویلیام دیوان تقاضای هیچکاک برای ایفای این نقش را قبول کرد، هیچکاک بدون هیچ دلیلی تیننس را از گروه بازیگران کنار گذاشت و دیوان را جایگزین وی کرد. پس از این اتفاق صحنه های ضبط شده بار دیگر فیلمبرداری شدند اما ضبط صحنه هایی که از دور شخصیت آرتور آدامسون دیده می شود تکرار نشد و در این صحنه ها تیننس بازی می کند.

همچنین گفتنی است که برای ایفای نقش لوملی، هیچکاک از آل پاچینو دعوت به همکاری کرده بود که دستمزد درخواستی بالای آل پاچینو مانع از به تحقق پیوستن این همکاری شد. انتخاب دوم هیچکاک بعد از پاچینو، جک نیکلسون بود که به دلیل حضور در فیلم "پرواز بر فراز آشیانه فاخته" نیکلسون نتوانست بازی در این فیلم را قبول کند.

سر آلفرد جوزف هیچکاک در 13 آگوست سال 1899 در شهر لندن انگلستان دیده به جهان گشود.

وی فعالیت هنری خود را در سال 1920 با طراحی صحنه آغاز کرد. اولین تجربه ی کارگردانی هیچکاک فیلم "همواره به همسرت بگو" بود. کارگردان این فیلم در اواخر ظبط فیلم به بیماری سختی دچار شد و هیچکاک اجباراً مسئولیت اتمام این پروژه را بر عهده گرفت.

وی در سال 1925 با همسرش آلما رویل ازدواج کرد که حاصل این ازد.اج دختری به نام پاتریشیا است.

از بیاد ماندنی ترین نقل قول های هیچکاک می توان به این جمله اشاره کرد:

(همواره تا آنجاییکه می توانید مخاطب را رنج دهید.)

هیچکاک در طول فعالیت هنری خود 5 بار نامزد دریافت جایزه از اسکار شد؛ اما موفق به دریافت هیچ یک از آنها نشد. تنها در سال 1968 موفق به دریافت جایزه ی ویژه ی اورینگ تالبرگ از مراسم اسکار شد.

وی همچنین مسابقه دریافت بیست و هشتمین جایزه و نامزدی دریافت هفده جایزه دیگر از جشنواره های معتبر بین المللی را در کارنامه دارد. از جمله جوایز کسب شده به وسیله ی هیچکاک می توان به جوایز بهترین شوی تلویزیونی در سال 1958 از جشنواره ی گلدن گلوب، جایزه ی ویژه ی بهترین کارگردانی جشنواره ی سن سباستین در سال های 1958، 1959، جایزه ی بهترین کارگردان جشنواره ی لوزل در سال های 1959، 1960، 1961، 1962، 1964، 1966، 1970، 1971، جایزه ی بهترین کارگردان و بهترین فیلم خارجی جشنواره ی یوسی در سال 1984، جایزه ی ویژه ی بهترین فیلم خارجی جشنواره ی کینما یونپو در سال 1948 و ... اشاره کرد.

هیچکاک سرانجام در بیست و نهم آوریل سال 1980 در شهر کالیفرنیای آمریکا در گذشت.

هیچکاک یکی از گران قیمت ترین کارگردانان سینما در عصر خود بود. وی برای کارگردانی فیلم "روانی" در سال 1960، شصد درصد از سود مالی این فیلم را در اختیار گرفت.

در کارنامه ی هنری این کارگردان مطرح کارگردانی شصت و شش فیلم، بازی در 34 فیلم و نویسندگی بیست اثر دیده می شود. از  جمله آثار کارگردانی شده توسط هیچکاک می توان به فیلم های شماره ی سیزده (1922)، عقاب کوهستان(1922)، قتل(1930)، مردی که زیاد می دانست(1934)، من با یک قاتل ازدواج کردم(1926)، ربه کا01940)، آقا و خانم اسمیت(1941)، سایه تردید(1943)ف مرد عوضی(1956)، اعتراف می کنم (1953)، روانی(1960)ف پرندگان(1963)، و توطئه ی خانوادگی(1976) و ... اشاره کرد.

منبع:بانی فیلم

 

 

(هومن)

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 12:55 | لینک  | 

به انگیزه ی پخش سینمایی "ژرمینال" بر اساس رمان امیل زولا؛

طغیان طیفه ی کارگر!

فیلم سینمایی "ژرمینال" بانام اصلی "germinal" محصول مشترک سه کشور فرانسه، بلژیک و ایتالیا در سال 1993 میلادی به مدت یکصد و شصت دقیقه به زبان فرانسوی و با استفاده از سیستم دالبی اس آر توسط کمپانی amlf  تهیه و تولید شده است.

کارگردانی این فیلم بر عهده ی کلود بری بوده و فیلمنامه ی آن را کلود بری آرلت لانگمن به صورت مشترک به رشته ی تحریر در آورده اند.این فیلم بر اساس رمانی با همین نام (ژرمینال) اثر امیل زولا ساخته شده است.

در سال 1884 میلادی، زولا، نویسنده ی فرانسوی به چندین منطقه ی روستایی و محروم شمال فرانسه سفر کرد و این رمان بر اساس وقایعی که مشاهده کرد به رشته ی تحریر در آورد.عده ی زیادی بر این عقیده اند که نگارش این رمان سبب شد که عدالت بیشتری در مورد کارگران رعایت شود و وضع این طبقه ی محروم جامعه ی فرانسه اندکی بهبود یابد.داستان این فیلم در اواسط قرن نوزدهم میلادی در شمال فرانسه شکل می گیرد.جایی که کارگران در شهری معدنی مورد ظلم و ستم صاحبان معادن قرار می گیرند. کارگران تصمیم می گیرند که در اعتراض به وضع نامناسبشان دست به اعتصاب بزنند. این أمر خشم سرمایه داران را بر می انگیزد و صاحبان معادن تلاش می کنند تا اعتراض ها را سرکوب کنند. فیلم سینمایی "ژرمینال" تصویر واضحی از وضع اجتماعی و فقر کارگران معادن در اواخر قرن نوزدهم در اروپا را به نمایش می گذارد. این فیلم با کارگردانی قوی و بازی روان بازیگرها به خوبی حس طبقه ی کارگر جامعه را به بیننده القا می کند. کارگرانی که به شدت از وضع خود ناراضی هستند اما امیدی به تغییر این وضعیت ندارند.

از جمله بازیگران این فیلم می توان به میو (در نقش ماهیود)، رینود (اتین)، ژان کارمت، ژودیت آنری، ژان روژه میلو، ژرارد دپاردیو و لوران تتزیف اشاره کرد.

فیلم سینمایی "ژرمینال" برنده ی دو جایزه و نامزد دریافت ده جایزه ی دیگر از جشنواره های معتبر و بین المللی فیلم شد.

این فیلم در سال 1994 برنده ی جوایز بهترین تصویر برداری و بهترین طراحی لباس از جشنواره ی بین المللی سزار شد.

این فیلم در این سال همچنین نامزد دریافت جوایزی چون بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین موسیقی متن، بهترین تدوین، بهترین بازیگر نقش دوم مرد، بهترین صدابرداری و بهترین فیلمنامه از جشنواره ی سزار شد.

منبع:بانی فیلم

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 16:57 | لینک  | 

براد پيت و شان پن در فيلم جديد ترنس ماليك 

 

 

با اضافه‌شدن بازيگراني چون «جسيكا چاستين» در نقش مقابل «براد پيت» در پروژه سينمايي «درخت زندگي» اين فيلم به زودي كليد مي‌خورد.

اين فيلم جديدترين كار «ترنس ماليك» خالق فيلم جنگي «خط باريك قرمز» محسوب مي‌شود.

بنا به اعلام ورايتي، فيلم‌برداري اين پروژه داستاني از «تگزاس» (زادگاه ماليك) با نقش‌آفريني «شان پن» به عنوان نقش مكمل آغاز مي‌شود.

«درخت زندگي» كه پنجمين فيلم سينمايي ماليك خواهد بود و هنوز موضوع داستان آن فاش نشده است.
ماليك تاكنون ساخت آثاري چون «هاليوود نوين»، «روزهاي بهشت» و «سرزمين بد» را در كارنامه فيلم‌سازي به ثبت رسانده است.

چاستين نقش همسر برادپيت را در «درخت زندگي» ايفا خواهد كرد. او پيش‌تر در فيلم «سالومه» در مقابل بازيگراني چون آل پاچينو نقش‌آفريني كرده است.

(پیام)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 12:46 | لینک  | 

در انتظار بهشت 
Cenneti beklerken

نويسنده و کارگردان: درويش زاعيم. موسيقي: راحمان آلتين، درويش زاعيم. مدير فيلمبرداري: مسطفا کوشچو. تدوين: ‏اولاش جيهان شيمشک. طراح صحنه: اليف تاشچي اوغلو، سردار يلماز. بازيگران: سرحات توتوملور[افلاطون]، مليسا ‏سؤزن[ليلا]، مسوت آک اوستا، نيهات ايلري، محمت علي نوراوغلو، رضا سؤنمز، نعمان آجار، بولنت اينال، آلتان ‏ارککلي، آحمت ممتاز تايلان، مصطفا اوزون يلماز. دقيقه. محصول 2006 مجارستان، ترکيه. نام ديگر: ‏Waiting for ‎Heaven ‎‏. برنده جايزه بهترين طراحي صحنه و بهترين موسيقي از جشنواره آنکارا، نامزد لاله طلايي بهترين فيلم از ‏جشنواره استانبول. ‏
قرن هفدهم، امپراطوري عثماني. افلاطون مينياتوريست مشهور که همسر و سپس تنها پسرش را از دست داده، پرتره ‏آنها را با روش نقاش هاي غربي به رسم يادگار ترسيم مي کند. کاري که از نظر دولت و معممين خلاف شرع و قانون و ‏برابر با کفر است و مي تواند مجازات مرگ را به دنبال داشته باشد. اندک زماني بعد، مامورين حکومتي به سراغ ‏افلاطون و شاگرش رفته و آنها را نزد وزير مي برند. وزير از او مي خواهد تا ماموريتي خاص را قبول کند.ماموريتي ‏که هم به خاطر مهارت او در نقاشي به سبک اروپايي است و هم براي گريز از مجازات آن...‏
افلاطون بايد به همراه ماموران حکومتي به آن سوي فلات اناتولي رفته و پرتره ياغي مشهوري را پيش از اعدام ترسيم ‏کند. چون فرستادن سر بريده محکوم امکان پذير نيست و به احتمال بسيار زياد در طول راه دچار عفونت و فساد خواهد ‏شد. افلاطون ابتدا امتناع مي کند، اما وقتي شاگردش توسط وزير گروگان گرفته مي شود، ناچار مي پذيرد. افلاطون و ‏همراه هانش در ميانه راه به کاروان سرايي که مورد هجوم راهزنان قرار گرفته برمي خورند.تنها بازمانده حمله ‏راهزنان دختري به نام ليلا- است که با آنها همراه مي شود. در منزلگاه بعدي افلاطون يک بار ديگر زندگي ليلا را ‏نجات داده و به زودي علاقه اي ميان شان شکل مي گيرد. زماني که افلاطون و همراهان به مقصد موعود مي رسند، با ‏محکوم جواني روبرو مي شوند که خود را بيگناه دانسته و اعلام مي کند که شاهزاده دانيال واقعي کسي ديگر است. ‏تلاش هاي افلاطون و استدلال هاي وي در مامورين اثر نمي کند و محکوم کشته مي شود. با سر رسيدن سپاه ياغيان به ‏فرماندهي شاهزاده دانيال واقعي، معلوم مي شود که محکوم نگون بخت پسر وي بوده است. افلاطون و ليلا به شرط ‏افزودن تصويري تازه در بخشي از يک تابلو که شاهزاده دانيال و پسرش را نشان مي دهد، آزاد مي شوند. به نظر مي ‏رسد که شاهزاده دانيال که خود را نظر کرده مهدي مي داند، با کمک سپاه فدائيان خوديش بر امپراطور عثماني پيروز ‏شده و تاج و تخت غصبي خود را تصاحب خواهد کرد. اما...‏

چرا بايد ديد؟
درويش زاعيم(آقا اوغلو) متولد 1964 فاماگوستا، شمال قبرس است. در 1988 از دانشکده علوم اقتصادي و اداري ‏دانشگاه بوغاز ايچي فارغ التحصيل شد و سپس از دانشگاه وارويک فوق ليسانس[1994] گرفت. در 1991 فيلم کوتاه و ‏تجربي دوربين را آويزان کن را ساخت و سپس دوره اي در انستيتوي فيلم هاليوود شعبه لندن گذراند. در 1993 ‏مجموعه آهاي امروز تعطيله را براي راديو استانبول ساخت. در 1995 نويسندگي متن برنامه بزن بريم تعطيلات را در ‏راديو تلويزويون دولتي ترکيه[‏TRT‏]بر عهده گرفت. نقد فيلم نوشت و شهرت خوبي در اين زمينه کسب کرد. در 1995 ‏اولين رمانش- آرٍس در سرزمين عجايب- جايزه مهم ادبي يونس نادي را گرفت. و سرانجام در 1996 با نوشتن فيلمنامه ‏معلق زدن در تابوت و کارگرداني آن به عنوان اولين فيلم بلندش، نفس تازه اي در کالبد سينماي ترکيه دميد. معلق زدن ‏در تابوت چهار جايزه معتبر از جشنواره هاي مون پليه، سن فرانسيسکو، تورينو و سالونيکي گرفت و پرتقال طلايي ‏بهترين فيلم جشنواره آنتاليا را نيز دريافت کرد. چهار سال بعد، دومين فيلمش فيل ها و چمن[يک تريلر سياسي] ‏تصويري تکان دهنده از ترکيه معاصر از وراي رابطه مثلث گونه سياست، مافيا و تجارت مواد مخدر به نمايش گذاشت. ‏اين بار جايزه بهترين کارگرداني جشنواره آنتاليا نصيب اش شد و جايزه فيپرشي جشنواره استانبول را به خاطر شهامت ‏اش در نزديک شدن به عمق مسائل سياسي و اجتماعي و قدرتش در کارگرداني نيز ربود. ‏
زاعيم که در مدتي کوتاه تبديل به يکي از اميدبخش ترين کارگردان هاي سينماي ترکيه شده بود، سومين و شخصي ترين ‏اثرش گِل را در سال 2003 ساخت که جايزه يونسکو را جشنواره ونيز را براي وي به ارمغان آورد. در انتظار بهشت ‏چهارمين و آخرين فيلم زاعيم است که تاکنون تهيه کننده و نويسنده تمامي فيلم هاي خود نيز بوده و از اين رهگذر آزادي ‏و کنترلي کامل بر آثارش اعمال نموده است. ‏
در انتظار بهشت فيلمي متفاوت از تمامي اثار پيشين زاعيم است. نه فقط از جهت ژانري، بلکه از نظر نوعروايت و ‏پرداخت و تدوين آن که نشان از ارادت و شناخت عميق وي از هنر مينياتور و موسيقي شرقي[مخصوصاً ايراني] و از ‏همه مهم تر فرهنگ شيعه و اعتقادشان به ظهور منجي بزرگي به نام مهدي دارد، که قرن ها دستمايه کار دکانداران دين ‏و شيفتگان قدرت بوده است. ‏
زاعيم همچون بسياري از پيشينيان خود داستان دگرگوني نقاش در طول سفر را روايت مي کند، يک فيلم تاريخي/جاده ‏اي که از عرفان شرقي و اسلامي بهره گرفته است. اما هدف زاعيم محدود به اينها نيست. او تضادهاي ميان دو اسلوب ‏نقاشي شرقي[مينياتور فاقد پرسپکتيو] و نقاشي فرنگي[برخوردار از آناتومي و پرسپکتيو دقيق] و روحيه حاکم بر اين ‏دو گونه هنري را نيز بررسي مي کند. البته با استفاده از وايپ ها وقطعات انيميشني که به شيوه مينياتور ترسيم شده و ‏براي چسباندن نماها يا سکانس ها به کار گرفته مي شوند، دلبستگي خود را به هنر منطقه زادگاه خود نشان مي دهد. اما ‏دست آخر موجبات تلاقي دو گونه را فراهم کرده و برخورد تاريخي شان را نيز به نمايش مي گذارد. ترکيب واقع گرايي ‏نقاشي فرنگي با چهره مهدي که از داخل يکي از مينياتورهاي افلاطون بريده و توسط ليلا به تابلوي شاهزاده دانيل ‏چسبانده مي شود، در نهايت برخورد دو دنياست. که دومي بر خلاف اولي، به گريز از واقعيت تمايل دارد و نقد دنيا را ‏به نسيه آخرت مي فروشد. ‏
در انتظار بهشت فيلمي عميق با طراحي صحنه و دکور بسيار واقعگرايانه است که کارگردانش کوشيده تا سبک روايتي ‏خاصي نيز براي آن ابداع کند. کاري که مرحوم حاتمي در شخصي ترين اثر خود خواستگار براي رسيدن به آن کوشيده ‏بود. 

 ژانر: درام

منبع:مجله ی روزانه ی مبین

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 18:17 | لینک  | 

"پیامک از دیار باقی"

 

ادامه ی عکس ها در ادامه ی مطلب...............

(هومن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 10:45 | لینک  | 

همکاری مجدد دی کاپریو و اسکات

 

 

لئوناردو دی کاپریو و ریدلی اسکات کارگردان نامدار سینما پس از تجربه ی سینمایی موفق و مشترک "بدنه دروغ ها" فیلم جنایی "ساکن پایین دست" را تولید می کنند.

اسکات این فیلم را بر اساس فیلم نامه ای از انگلز بای کارگردانی می کند. داستان این فیلم در سال 1980 می گذرد و حوادث آن در ایالت ایندیانای آمریکا رخ می دهد. دی کاپریو علاوه بر این فیلم، هم اینک در فیلم "شاتر آیلند" به کارگردانی مارتین اسکورسیزی نیز در حال بازی است. لئوناردو دی کاپریو در فیلم departe

" اسکورسیزی هم بازی کرده بود که در فیلم های "هوانورد" و "دارو دسته ی نیویورکی" با هم همکاری کرده بودند.

 

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 22:37 | لینک  | 

سالروز مرگ پوپک گلدره

 

 

طنین لحن آمرانه اش هنوز نوازشگر قلب های پاکمان است...

او که با "دنیای شیرین دریا" متولد شد و با "نرگس" از بین ما رفت...

چقدر جایش بین ما خالیست.(خدایش بیامرزاد).

سالروز مرگ پوپک گلدره "27/1/1385".

(پیام و هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 21:56 | لینک  | 

کتاب "منشی صحنه" از سوی انتشارات دانشکده ی صدا و سیما منتشر و به بازار کتاب عرضه شد.

 

این کتاب با عنوان "منشی صحنه-نظارت و حفظ تداوم در سینما و تلویزیون-" نوشته ی پت میلر و با ترجمه ی هادی بهزادی به بازار نشر آمده است.

از فصل های ایت کتاب می توان به بخش هایی چون: آغاز به کار، مواجهه با فیلمنامه، پیش از فیلمبرداری اصلی، یک روز در استودیو و ...اشاره کرد.

مطالعه ی این کتاب به علاقه مندان رشته ی سینما این امکان را می دهد که به صورت قاعده مند و بر اساس نگاهی حرفه ای، با مقوله ی تولید فیلم از ابتدا تا انتها آشنا شوند.

کتاب منشی صحنه در تیراژ 1000 نسخه و با قیمت 4500 تومان از سوی انتشارات دانشکده صدا و سیما منتشر شده تا در اختیار علاقه مندان سینما قرار گیرد.

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 18:43 | لینک  | 

حمید سمندریان: اجرای "مکبث" به شرایط گوناگونی وابسته است

 

 

حمید سمندریان اجرای نمایش "مکبث" را در سال 87 منوط به فراهم شدن شرایط دانست.

این کارگردان تئاتر که از سال گذشته اعلام کرده بود اجرای "مکبث" را در دستور کار خویش دارد به ایسنا گفت:اجرای یک نمایش به فراهم شدن شرایط گوناگونی وابسطه است و در این میان طی کردن مراحل اداری بسیار تعیین کننده است؛ چرا که

گاه این مراحل با سرعت بیشتر و گاه با سرعت کمتری سپری می شود.

او ادامه داد: در حال حاضر سرگرم ترجمه کردن نمایشنامه هستم که البته هنوز مشخص نیست این کار چه زمانی به پایان می رسد، اما در هر حال ترجمه دقیق یک متن نیازمند صرف زمانی در حدود 3 تا 4 ماه است بنابراین در حال حاضر نمی دانم شرایط اجرای این نمایش در سال جاری فراهم می شود یا نه.

حمید سمندریان سال گذشته پس از 9 سال دوری از صحنه تئاتر با اجرای دوباره ی نمایش "ملاقات بانوی سالخورده" بار دیگر به صحنه ی تئاتر بازگشت.

او هم زمان با اجرای این نمایش اعلام کرد: قصد دارد نمایش "مکبث" نوشته ی ویلیام شکسپیر را به عنوان کار بعدی اش اجرا کند.

سمندریان گفته بود: اجرای اثری از شکسپیر نیازمن جسارت فراوانی است که امیدوار است این جسارت را پیدا کند تا متن ارزشمند "مکبث" را به صحنه ببرد.

منبع:بانی فیلم

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 17:57 | لینک  | 

عکس هایی از سریال مرد هزار چهره

 

 

باقی عکس ها را در ادامه ی مطلب ببینید....................

(هومن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 17:4 | لینک  | 

نقد و بررسی مرد هزار چهره و دانلود 13 قسمت آن

 

 

مهران مدیری که این روزها نام او بر پای هر مجموعه‌ی طنز، چه در جایگاه بازیگر و چه کارگردان ، تضمین اقبال مخاطب است این بار با لوکیشن‌ها و بازیگران متعدد مجموعه‌ای ساخته مبتنی بر طنز کلامی و موقعیت که البته چندان ربطی هم به برنامه‌های طنز پلاتویی همیشگی او ندارد و در قیاس با آنها بسیار تیزبینانه، هوشمندانه و پر از نکته‌سنجی‌است. نقش اول این مجموعه یا کاراکتر «مرد هزارچهره» را هم خود او با ظرافت و با استفاده از میمیک‌ها و حرکات و تکیه‌کلام‌های ابداعی تازه ایفا کرده؛ تکیه‌کلام‌هایی که باز هم پس از نمایش همان یکی دو قسمت اول به سرعت ورد زبان مخاطبانش شد. او در پرسوناهای مختلف این مجموعه کار سختی دارد که طبعا کارگردانی همزمان را دشوار می‌کند اما از پسش برمی‌آید. از پس نقش مردی ساده‌دل و شریف که در زیرزمین بایگانی اداره‌ای در شهرستان به کار مشغول است و با وسوسه‌ی پدرزن آینده وارد موقعیت‌هایی می‌شود که سادگی ذاتی و تناقض شخصیت‌اش با آن شرایط ماجراهایی بدیع می‌سازد و بعید نیست اگر همین‌طور به بازی ادامه دهد بتواند خودش را جورج کلونی هم قالب کند.

مجموعه‌های مدیری علاوه بر بی‌پروایی و ساختارشکنی مخصوص خود او، به مفهوم طنز هم نگاهی ویژه دارد و علاوه بر کارکرد خنداندن مخاطب وجه انتقادی این مقوله را نیز درنظر می‌گیرد. برای مثال در «مرد هزارچهره» انتقاد خود را نسبت به شرایط اجتماعی و بازتاب آن در مشاغل مختلف در قالبی محترمانه، اما تند و تیز مطرح می‌کند و در ورای لحظات و دیالوگ‌های خنده‌آور و کمیک، حرف‌های جدی‌اش را هم خطاب به مخاطبین ارائه می‌دهد. هر چند پیش‌بینی این‌که مثل همیشه او از موج گلایه‌ها و انتقاد ها مصون نماند آسان بود اما در مجموع کار تازه‌ی مدیری مجموعه‌ی جمع‌و‌جوری بود که به لحاظ داشتن لحظات دلنشين و ساختار و روایت، بهترین مجموعه‌ی تلویزیونی عیدانه‌ی 87 لقب گرفت.
و بطور كلي ميتوان بدين گونه نتيجه گرفت كه بسیار زیبا واقعیت های موجود در جامعه كنوني را با زبان شیرین طنز که مخصوص انسانی وارسته و خلاق همچون آقای مدیری است بیان گرديد .

بازیگران : مهران مدیری ، علیرضا خمسه ، پژمان بازغی ، رسول نجفیان ، سیامک انصاری ، بهاره رهنما ، سعيد پيردوست ، نصرالله رادش ، سروش صحت و ...

برای دانلود ۱۳ قسمت سریال-->اینجا<-- کلیک کنید

منبع:پرشین استار

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 0:0 | لینک  | 

اولین فیلم محمد بانکی اردیبهشت در اصفهان جلوی دوربین می رود

"دو خواهر" باگلزار و نیکی کریمی

 

 

بازیگران اصلی فیلم سینمایی "دوخواهر" به کارگردانی محمد بانکی مشخص شدند.

به گزارش "بانی فیلم" تاکنون حضور محمدرضا گلزار، نیکی کریمی و الناز شاکردوست در این فیلم قطعی شده قرارداد بازی در "دو خواهر" را امضا کرده اند. این اولین پروژه ی مشترک گلزار و نیکی کریمی است که از این منظر می تواند قابل توجه باشد. بانکی و دست اندرکاران این پروژه این روزها مشغول انتخاب بقیه بازیگران و عوامل "دو خواهر" هستند. طبق برنامه ریزی انجام شده این فیلم اوایل اردیبهشت ماه جلوی دوربین می رود، محمد بانکی که جزو تهیه کنندگان قدیمی سینماست قصد دارد برای اولین بار ئر مقام کارگردان پشت دوربین قرار بگیرد. پروانه ی ساخت "دو خواهر" سال قبل از سوی اداره ی نظارت و ارزشیابی و وزارت ارشاد صادر شده است. فیلم نامه ی این فیلم را حسین مثقالی به نگارش در آورده که مضمونی کمدی دارد. "دو خواهر" داستان مردی است که دست به کلاهبرداری میزند و با چهره های مختلف همزمان با دو خواهر ارتباط برقرار می کند. بانکی قصد دارد تمام صحنه های این فیلم را در اصفهان فیلمبرداری کند. قرار است طی روزهای آینده بازیگران دیگری هم به این جمع اضافه شوند. حسین ملکی در مقام فیلمبردار و یوسف صمدزاده در مقام مدیر تولید دیگر عوامل قطعی این پروژه هستند. بانکی قصد داشت فیلم "دو خواهر" را سال قبل جلوی دوربین ببرد، اما به دلیل مهیا نشدن ساخت این فیلم به اردیبهشت ماه امسال موکول شد. بانکی خود تهیه کنندگی اولین فیلم بلندش را برعهده دارد.

منبع:بانی فیلم

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 12:25 | لینک  | 

آخرين اخبار و گمانه‌زني‌ها از حضور ايران در جشنواره كن 2008

 

فيلم سينمايي «شيرين» ساخته‌ «عباس كيارستمي» يكي از چند فيلم ايراني است كه احتمال حضورش در جشنواره كن وجود دارد.

از ميان 22 فيلم سينمايي ايراني متقاضي حضور در جشنواره فيلم كن، وضعيت 20 فيلم مشخص است كه به‌طور حتم پذيرفته نشده‌اند.
بر اساس اين گزارش، از ميان فيلم‌هاي احتمالي براي شركت در جشنواره كن حضور فيلم «شيرين» ساخته عباس كيارستمي به نظر قطعي مي‌رسد، هر چند بر طبق برخي شنيده‌ها اين فيلم هنوز توسط هيئت انتخاب اين جشنواره ديده نشده است.
همچنين براساس اطلاعاتي كه از سوي دست‌اندركاران جشنواره كن به «سامان سالور» كارگردان فيلم «ترانه تنهايي تهران» داده شده، اين فيلم نيز يكي از شانس‌هاي احتمالي حضور ايران در بخش نوعي نگاه و 15 روز با كارگردانان كن، محسوب مي‌شود.
از ديگر ساخته‌هاي كارگردانان ايراني كه با تبعيت كشورهاي ديگر جهان متقاضي شركت در كن هستند، فيلم «زنان بدون مردان» ساخته شيرين نشاط است.
برخي منابع خبري، از آخرين فيلم «امير نادري» با عنوان «چاه كندن در لاس وگاس» و فيلم «بودا از شرم فروريخت» ساخته «حنا مخملباف» به عنوان فيلم‌هايي كه احتمال دارد در بخش‌هاي مختلف جشنواره فيلم كن شركت كنند، نام برد‌ه‌اند.
بنابراين گزارش، دو هفته آينده به‌صورت رسمي هيات انتخاب جشنواره كن در جلسه مطبوعاتي اسامي فيلمهاي پذيرفته شده را معرفي مي‌كنند تا عاقبت تكليف حضور سينماي ايران به‌صورت قطعي و فارغ از شنيده‌ها و احتمالات مشخص شود.
شصت و يكمين جشنواره بين‌المللي فيلم كن از 14 تا 25 مه 2008 (25 ارديبهشت تا 5 خرداد 87) برپا خواهد شد.

(پیام)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 21:28 | لینک  | 

شکل نمایشی و شکل شاعرانه در تئاتر

 

قسمت دوم:

 

به هر کجای تئاتر اروپایی بنگریم شاهد حضور ناتورالیسم با فرم نمایشی هستیم. از نمایشنامه ی "چوپانان ویک فیلد" گرفته تا نمایشنامه ی "تاجر لندنی"1. لیکن بطور کلی حرکت به سمت نمایشنامه ای ظاهراً نزدیک به زندگی روزانه، سریع تر بوده است و تا همین اواخر، و از پایان قرن هفدهم، ادامه داشته است. تأثیر ایبسن در دهه ی هشتاد قرن گذشته، نشان دهنده ی تغییر راه نیست، بلکه ی نشان دهنده ی جهشی نامنتظر و در همان جهت، به پیش است. ولی چرا نمایشنامه از قرن هفدهم این جهت را اختیار کرده است؟ باید گفت که دید ناتورالیستی با پیشرفت دانش، شکل گرفت. البته روش های علمی شبیه به روش های تئاتری نیست. با این همه اگر بپذیریم که جهان مادی به تنهایی واقعی است، و اینکه در احوال مردان و زنان همان قدر می توان به تحقیق پرداخت که در احوال جانوران، و اینکه مشاهده و شرح و بسط دقیق در چنین تحقیقاتی ضروری و اساسی است، ما بطور روشن در مسیر یک روش دراماتیک قرار گرفته ایم که تا حدود زیادی نمایشی خواهد بود. در انگلستان در زمان درایدن و کانگروو2، و در فرانسه در پایان قرن هجدهم، ناتورالیسم شیوه ی مسلط بر تئاتر بود. ظهور رمان، با توجهی که به زندگی مردان و زنان در محیطشان داشت، تئاتر را در همان جهت سوق داد، و با پیروزی زیست شناسیف ناتورالیسم، از نظر زولا، همچنین از نظر ایبسن بعد از سال 1870، تنها شیوه ی مجاز و گشوده برای نمایشنامه نویس جدی به شمار می آمد. وقتی پرده در مقابل چنین نمایشنامه ای بالا می رود، اطمینان ما بلافاصله دوچندان می شود. صندلی ها و میزها از چوب ساخته شده اند و اگر مدیر صحنه کار خود را خوب انجام داده باشد، در ها، محکم بسته شده اند. کارگاه یالمار اکدال، پر از شییشه های مواد شیمیایی و دستگاه عکاسی، اتاق کار وانیا، پر از دفاتر و کاغذ و پاکت پستی است، و البته منظور این نیست که مارا برآن دارد تا با کاراکترها احساس صمیمیت کنیمف بلکه از ان روست که نشان دهنده ی استواری جهانی است که در آن زندگی می کنیم. شگفتا که استواری این جهان را به نحو قابل قبول تری می توان در گفتگو های پرصلابت یافت تا در آرایش صحنه، هرقدر هم که ماهرانه انجام شده باشد. نمونه ی عالی آن آثار شکسپیر است. هنر به قوه ی تخیل، متوسل می شود، و کمتر پدیده ای قدرت مقابله با قوه ی تخیل را دارد، مگر اینکه نسخه ای از جهان مادی باشد. در سراسر یک نمایشنامه کاری که صحنه آرایی می تواند بکند، برانگیختن و نشان دادن شرایطی بیگانه و دشمن خوست. بنابراین در نمایشنامه های کارگری و دهقانی، صحنه اهمیت بسزایی پیدا می کند، چرا که جهان، در مقام یک شخصیت مهم در نمایشنامه ظاهر می شود. به همین دلیل در نمایشنامه های دهقانی، تیرها و ستون ها اهمیت خاصی دارند. در نمایشنامه ی "سواران دریا"، نوشته ی سینج، در انتخاب کفش مخصوص آران، پیراهن های فلانل، و چرخ نخ ریسی، نهایت دقت را به خرج داد. استانیسلاوسکی، پس از طرح اجرای نمایشنامه ی "نیروی تاریکی" تولستوی گروه خود را به روستایی که گمان می رفت ماجرا در آن اتفاق افتاده است برد تا دو هفته در آن زندگی کنند. او می نویسد:"ما از روی کلبه ها، حیاط ها و طویله ها نقشه برداری کردیم، به مطالعه ی سنت ها، مراسم ازدواج، جریان زندگی عادی، و جزئیات ضروری و لازم بررای به راه انداختن یک مزرعه پرداختیم. ما با خود جامه ها، پیراهن ها، جلیقه ها، ظروف، و اسباب و اثاثیه را به شهر بردیم." اما همانگونه که استانیسلاوسکی به خوبی دریافته بود، خطر این شیوه در این بود که اگر بازیگران نتوانند حقیقت احساس را دریابند، نمایشنامه در زیر فشار اشیا مرده غرق و نابود خواهد شد. البته همانطور که می دانید در تئاتر ناتورالیستی دو سنت را می توان از هم تمییز داد. در هر دو سنت، مثل هر نمایشنامه ای می توان گفت که انسان در مرکز صحنه و نمایشنامه قرار دارد. اما در نمایشنامه های ایبسن و چخوف، انسان به یک فرد تبدیل شده است. این فرد، رها گشته از انواع فرساینده تر کار، رضایت خاطر خویش را در کار حرفه ای و لطایف روابط شخصی می یابد. در حالی که سنت اقلیت، بر تیر ها و ستون ها و صحنه آرایی، یعنی واقعیت ستیزه جوی جهان مادی، تأکید می کند. تئاتر مسلط طبقه ی متوسط، به شخصیت روی صحنه اهمیت قاطع می بخشد. با این حال، در چهار چوب سنت طبقه ی متوسط، برای تنوع بسیار، جا و مجال هست. دیالوگ فشرده و ساختمان محکم نمایشنامه ای چون اشباح یا روزمرشولم3، حرف و منظور چخوف را در نمایشنامه ی "باغ آلبالو" نابود می کند. ایبسن، که عمیق ترین تعلقات او اخلاقی هستند، نمایشنامه ی خود را آنچنان طراحی می کند تا بر چند صحنه ی عظیم، تأکید می کند، و هر عبارتی رابطه ی بین دو انسان را آشکار می کند و کمی تغییر می دهد. چخوف، که به فراز و نشیب احساس آدمی علاقه مند است، فرم نمایشی راحت تری را می آفریند که در آن می توان احساس و عاطفه را در تک گویی(مونولوگ) درنوردید و کشف کرد، و برای بقیه ی کار بر سکوت، اعتماد کرد، همانطور که ما در زندگی اعتماد می کنیم...

پ.ن:

1.arden of feuersham

2.congreve

3.rosmersholm

 

ادامه دارد......

(برتولد برشت)

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 20:54 | لینک  | 

حضور کاستنر در یک فیلم ترسناک

 

"کوین کاستنر" در فیلمی هیجانی ترسناک با عنوان "دختر جدید" که بر اساس داستان کوتاهی از "جان کانلی" ساخته می شود بازی خواهد کرد. داستان فیلم در مورد مردی است که پس از طلاق گرفتن از همسرش، به همراه دو کودکش به یک مزرعه می رود و پس از مدتی از دخترش رفتار و عجیب و نگران کننده ای سر می زند و او در ادامه پی می برد همه چیز زیر سر چیزی است که  در حوالی مزرعه در زیر زمین دفن شده است. کاستنر هم اکنون مشغول بازی در فیلم کمدی "رای چرخشی" می باشد.

منبع:

هفته نامه ی جهان سینما

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 18:23 | لینک  | 

شکل نمایشی وشکل شاعرانه در تئاتر

نوشته:رونالد گاسکل،شاعر و ناقد انگلیسی

ترجمه:قاسم غریفی

منبع:مجله الکانتر 1995

قسمت اول:

تئاترمعاصر، سه مفهوم مهم واقعیت را مطرح می کند:قضیه

"ناتورالیستی" یا طبیعت گرایانه متکی بر علوم قرن نوزدهم نوعی ذهن گرایی یا سوبژکتیویسم که متکی بر این فرض است که اندیشه،نخستین پدیده ی قابل اطمینان در تجربه ی زندگی است، از آنجا که چشم اندازها، غالباً در هم ادغام می شوند، تئاتر مدرن، نمایشگر مجموعه ی عجیبی از شکل هاست: ایبسن، ناتورالیسم را با سمبلیسم، می آمیزد، پیتس و برشت بر اساس تئاتر ژاپنی "نو" آثار خود را می نویسند، الیوت شعر "انسان کوچه" و "همسرایان اشیلی"  را به وام می گیرد. با این همه به طور کلی می توان گفت که شکل تئاتری، بر دو نوع است. شکل آشنا تر در یکصد سال گذشته، شکل نمایشی یا (ناتورالیستی) بوده است: نوعی اجرا، که در آن، آرایش صحنه و نمایش، شخصیت ها، و نحوه ی محاوره شان، هر آن، زندگی روزانه را به ما خاطر نشان می کنند. این شکل نمایشنامه "باغ آلبالو" اثر چخوف است و شکل کم آشناتر، هرچند باستانی تر که احتمالاً می توانیم شکل شاعرانه بنامیم، و این شکلی است که نه به یاری شباهت آن به زندگی ما در خارج از محیط تئاتر، بلکه وحدت و قوه ی بیان موثر طرح و الگویش، متقاعد و مجاب می کند. نمایشنامه ی شاعرانه، ممکن است در قالب شعر باشد، مثل نماشنامه ی "پرگانت"، یا در قالب شعر و نثر، مثل "عروسی خون" و یا صرفاً در قالب نثر، مثل "در انتظار گودو".

واضح است که وجود افتراقی که در اینجا از آنها یاد کردیم، مطلق و مجرد نیستند، زیرا "باغ آلبالو"، الگویی دارد که به اندازه ی نمایشنامه ی بکت، یا لورکا، موثر و کاملاً یکدست است. بنابراین، چرا گمان می کنیم که تمییز نمایشنامه ی ناتورالیستی از نمایشنامه ی شاعرانه مفید است، و چرا یک نویسنده به طور کلی کار خود را به یکی از این دو شکل محدود می کند؟

شکل یک نمایشنامه خوب، خواه نمایشی باشد خواه شاعرانه، در تمام جزئیات خویش حول یک موضوع مرکزی و اساسی، قوام می گیرد. ولی به طور کلی باید گفت که این عقیده و فکری نیست که بتوان آنرا منطقاً پرورش داد. این موضوع مرکزی، زهدان احساس و عاطفه ای مبهم و نه چندان آگاهانه است. ماده ای خام، ناشناخته و آشفته که نویسنده ای می کوشد تا در اثری هنری، به آن روشنایی و یکپارچگی ببخشد.

اما یک تم، در اندیشه ی نویسنده ای شکل می گیرد که به جهان، از دیدگاه خاص خویش می نگرد. از نظر برشت، انسان حیوانی است سیاسی، از نظر الیوت، روحی شایسته ی رستگاری، و از نظر بکت شوریده ای بی مصرف.ریشه های یک موضوع، از یک دیدگاه شخصی این چنین تغذیه می کند که نه فقط گونه ای راه و روش نگریستن، بلکه راه اندیشیدن و حس کردن است. و از اینجاست که چنین نتیجه می شود که شکل یک نمایشنامه، یعنی ساختمان، کاراکترسازی، دیالوگ و جز اینها، کاری بس مهم تر از کشف و ایضاً موضوعی خاص، انجام می دهد. فرم یا شکل، بیان کننده و مشخص کننده ی دیدی معین از زندگی بشری است. البته این دید هم اخلاقی و هم متافیزیکی است. فی الواقع، این اصطلاحات و عبارات سایه در سایه ی خویش می اندازند و با هم می آمیزند، زیرا منظور ما از کلمه ی "واقعیتگ آن بخش از تجربه ی ماست که، خوب یا بد آن را با اهمیت به شمار می آوریم. بنابراین، نخستین مسأله از نظر هر نویسنده، باید آن چیزی باشد که بتواند به آن به عنوان چیزی کاملاض واقعی، اعتماد کند، و پاسخ به این مسأله، در هنر او نقشی تعیین کننده دارد. در جایی که واقعیت منطبق بر جهان حواس است، یعنی جهانی که می توانیم ببینیم و لمس کنیم، فرم نمایشی، احتمالاً جالب توجه به نظر می رسد. کسی که نسبت به جهان دیدی ذهنی یا مذهبی دارد، غالباً راه بیان خویش را در فرم شاعرانه می جوید. اکنون منظور ما این است که ببینیم در واقعیتف این امور چگونه اتفاق می افتند، و همچنین به یکی دو استثنا هم توجه کنیم.

منبع: ماهنامه ی صحنه

 

(آنتوان چخوف)

ادامه دارد...

 

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 17:6 | لینک  | 

نیکل کیدمن "جاسوس"

 

 

نیکول کیدمن بازیگر استرالیایی تبار این بار در فیلمی سیاسی نقش جاسوسی را ایفا می کند که در سال 2003 برای سازمان جاسوسی آمریکا کار می کرده است. این فیلم به کارگردانی داگ لیمن که کیدمن نقش والری پلیم را باری خواهد کرد. فیلم بر اساس خاطرات پاملا به نام "بازی جوانمردانه" شکل گرفته است. فعلاً زمان مشخصی برای تولید آن اعلام نشده است.

منبع:

خانواده ی سینما

 

(هومن)

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 12:56 | لینک  | 

مدونا و کارگردانی

مدونا اولین فیلم خود در مقام کارگردانی به نام "آلودگی و آگاهی filth and wisdom""  را در فستیوال برلین به نمایش گذاشت که مورد توجه برخی از منتقدان قرار گرفت. او در کنفرانس خبری فیلم گفته است که می خواهد بیش از پیش به مقوله ی کارگردانی تمرکز کرده و حیات هنریش را بیشتر با کارگردانی سپری کند. او درباره ی کارگردانی گوشزد کرد: کارگردانی باعث می شود که شما بیش از آنکه تصور کنی زندگی را احساس نمایی. او درباره ی نحوه ی نمایش فیلمش گفت ترجیح می دهم آنرا نه در سالن های سینما که از طریق اینترنت به نمایش بگذارند.

منبع:

خانواده ی سینما

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 1:3 | لینک  | 

یه ساختمون پر از ماهواره

 

 

جانم برایتان از دایره زنگی بگوید. نقش مهران مدیری که به نظر من بجا بود. آن تیکه پرانیهای طنزگونه کاملاً به تیپ این شخصیت نشسته بود. مثلاً وقتی مدیری در درگیری روی پشت بام بین همسایه ها به همسایه ای که طرف حساب دعواست، در جواب "آپارتمان نشینی فرهنگ می خواد"، می گوید: "شما که تا دیروز وای میستادی جلو آسانسور می گفتی دربست"!،تماشاگر که تا حالا غرق در شلوغی ماجرا شده و در ذهنش موضوع را حلاجی می کند، با خنده ای خود را از این درگیری جدا می کند.

تا یادم نرفته نکته ای را یادآور شوم:"موقعی که دو خانواده ی مدیری و شریفی نیا می خواهند وارد آپارتمان طرف دعوا(آقای عبدالله زاده که آدمی است مثلاً مذهبی و متعصب که گردنبند و یخه ی بازش شخصیتی قابل تأمل از او ساخته) بشوند، مدیری جلوی شریفی نیا را می گیرد که:"کجا؟ کفشاتو دربیار!" اما در صحنه ی بعد می بینیم که به پای خود مدیری کفش است!

خوب این سوتی ها هرازگاهی در فیلم ها دیده می شود. فیلم نامه تا دقایق پایانی خوب پیش رفت. اما انتهای فیلم حال و هوای خاصی داشت. دیگر از آن طنز تلخ خیره کننده خبری نبود و البته اصغر فرهادی نویسنده ی این فیلم کارش را بلد است، شاید ممیزی ها فیلم را اینگونه بی سروته کرده اند. ماجرای سانسور دایره زنگی هم دست کمی از خاک آشنا نداشت.

فیلم نامه پروانه ی ساخت گرفت. بعد از ساخت قسمت هایی از آن اصلاح یا بهتر است بگویم قیچی شد که با اعتراض فرهادی مواجه شد و طبق معمول "کو گوش شنوا؟!". بعد از پخش در جشنواره نیز یک هیئت از سینما بی خبر بوق کرنا کردند که باید باز هم سانسور کرد، و اینبار بخت آور هم خروشید و فیلم را از دور مسابقه بیرون کشید. (بگذریم)

باران کوثری هم در برابر هر کدام از بازیگرانی چون ابر، شاهرخ شاهی، حیایی، بهداد و سرهنگ باید یک نقش را ایفا می کرد و موفق هم بود...

شریفی نیا که حرف نداشت. بحثش بر سر خرید گوسفند با گوسفند فروش و فرستادن پرهام، نوه اش برای خرید آب معدنی که گوسفندان بخورند یکی از بهترین جاهای فیلم بود...

نیما شاهرخ شاهی هم نقش مستند سازی را دارد که جیره خوار پدر و مادرش است. و خوب هم از عهده ی این نقش برآمده بود.

حالا دیگر نوبت بهداد است. حامد بهداد، بدون گواهینامه در خیابان لایی کشیده و می ترسد پلیس ماشینش را بخواباند. من با تیپ بهداد کمی مشکل دارم...به نظر من تیپ او باید کمی سبکتر می بود...

و اما موضوع اصلی این فیلم، دیش ماهواره که همان دایره زنگی است. این فیلم یک روز زندگی یک ساختمان پر از آدم های جورواجور را نشان می دهد که هرکدام دیدگاه خاصی نسبت به ماهواره دارند. فرض خیلی از مردم از ماهواره و برنامه هایش فقط صحنه های مستهجن و خزعبلاتی است که انحرافات اخلاقی را در پی دارد. یکی از همسایه ها در جواب ابر که:"بذارید براتون ماهواره وصل کنیم، خوب شبکه های بدش و می بندیم"

می گوید:"چه کاریه، اگه اینجوریه که تلویزیون خودمون و نگاه می کنیم!". این یعنی بعضی از مردم ما با دنیای بیرون غریبه اند...

نیروی انتظامی هم که همیشه آماده است برای جمع آوری دیش ها از پشت بام ها...والبته بدون هیچ نوع منطقی که مارا قانع کند!!

 

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 11:47 | لینک  | 

زاد و بوم بهرام رادان

 

 

بهرام رادان در بهار سال 87، راهی آلمان می شود تا در کنار عزت الله انتظامی، بازی در فیلم زادبوم را به کارگردانی ابوالحسن داوودی را آغاز کند. تمام صحنه های دو بازیگر مذکور در شهر هامبورگ فیلمبرداری خواهد شد. پیش بینی می شود زادبوم برای بیست و هفتمین جشنواره ی فیلم فجر آماده شود. دیگر بازیگران زادبوم عبارتند از: مسعود رایگان، رویا تیموریان، پگاه آهنگرانی و مهدی سلوکی. فیلمبرداری فیلم بر عهده ی فرج حیدری است و یتا منصوری بعنوان مجری طرح با این پروژه همکاری می کند.

منبع:خانواده ی سینما

 

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 10:52 | لینک  | 

نقدی بر سریال شهریار به نقل از روزنامه ی اعتماد

 

 

عبدالله کوثری در نقدی بر سریال "شهریار" در این روزنامه آورده است: شهریار سریال خوب و دلنشینی است، هرچند نه در حد انتظار ما از کمال تبریزی که پیش از این فیلم های بسیار خوبی از او دیده ایم...

...نمی دانم که آیا این فیلم بر اساس زندگینامه ی مدونی از شهریار ساخته شده یا نه. تا آنجا که می دانم، شهریار خود زندگینامه ای نداشته تا منتشر شده باشد، اما این چندان مهم نیست، چرا که رویداد های مهم زندگی شهریار و روزگار او کم و بیش شناخته شده است. مهم این است که کارگردان در این سریال بعضی از واقعیت ها را به عمد یا سهو نادیده گرفته تا به منظور خود که تکریم و تحلیل شهریار است، آسانتر برسد و این کاری نارواست...

...شهریار در زمان وقوع ماجراهایی که در این چند قسمت اخیر سریال میبینیم، یعنی در دوره ی میان کودتای 1299 وبه تخت نشستن رضا شاه یعنی در 1305 شمسی، هنوز پای به بیست سالگی ننهاده بود. اما در سریال چهره ای که از شهریار می بینیم، جوانی دست کم بیست و چند ساله است. این مسأله به خودی خود یعنی در صورتی که همه ی ماجرا به شخص شهریار مربوط می شد شاید چندان ایرادی نداشته باشد، اما آنگاه که رابطه میان شهریار و شاعران دیگر چون بهار(متولد 1264 شمسی)، ایرج(متولد 1253)، عشقی(1272) و عارف(متولد 1261) به میان می آید، برای تماشاگر آگاه به تاریخ و ادبیات این دوره باورنکردنی می شود. در این سریال شهریار را می بینیم که در مجلس بهار بر صدر می نشیند و شاعر بزگ مشروطه او را بر خرد و کلان برتری می دهد.

بگذریم از اینکه سیمای بهار نیز در اینجا سیمای واقعی او نیست. بهار در این ایام که مقارن با مبارزات اقلیت از جمله خود او با رضاخان سردار سپه است، سن و سالی بس کمتر داشته و علاوه بر این هنوز ملبس به عمامه و عبا بوده است.

منبع:بانی فیلم

 

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 0:51 | لینک  | 

برادران کوئن و اتحادیه پلیس یی دیش

 

 

برادران کوئن(جوئل و اتان) پس از فیلم مطرح "پیر مرد ها وطنی ندارند" به سراغ قصه ی پر فروش "اتحادیه ی پلیس یی دیش" نوشته ی مایکل چابون رفته و در نظر دارند فیلمی از آن اقتباس و به نمایش در آورند.

برادران کوئن در نظر دارند پس از اتمام فیلمنامه کار پیش تولید فیلمشان را برای سال 2009 آغاز کنند. البته خط تولید آن پس از ساخته شدن فیلم "مرد جدی" خواهد بود که الآن درصدد اتمام آن هستند.

 

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 18:21 | لینک  | 

عکس هایی از دنیل دی لوییس

برنده ی جایزه ی اسکار بهترین بازیگر مرد

 

باقی عکس ها در ادامه ی مطلب..........

(هومن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 17:21 | لینک  | 

"مورگان فریمن"

مورگان فریمن (زاده ۱ ژوئن ۱۹۳۷) بازیگر و کارگردان امریکایی صاحب جایزه اسکار است که در ایالت تنسی (در امریکا) به دنیا آمده است.

 

تصویر:Morgan Freeman.jpg

مورگان زماني به دنيا آمد که وال استريت سقوط کرده بود و آمريکا در وضعيت بد اقتصادي به سر مي برد و اروپا را جنگ فرا گرفته بود. پدر و مادر مورگان براي حفظ و نجات ۶ فرزند خود ( ۵ پسر و يک دختر ) در يک بيمارستان کارگري مي کردند. وقتي که مورگان هنوز خيلي کوچک بود پدر و مادرش مانند بسياري از کارگرهاي جنوب آمريکا به شيکاگو مهاجرت کردند و مورگان هم نزد پدر و مادربزرگش به چارلستون ـ مي سي سي پي ـ رفت ؛ جايي که هنوز هم در آنجا خانه اي دارد . با آنکه آن سالها براي سياهان سالهاي سختي بود اما مورگان در خاطراتش از آن دوران به بدي ياد نمي کند که البته اين بيشتر به خاطر روحيه سخت کوش اوست. براي مدتي در يک مدرسه محلي درس مي خواند اما به زودي آنجا را ترک کرد و به آموزش تئاتر و موسيقي روي آورد. مورگان تابستان هاي خود را با پدر و مادرش در شيکاگو به سر مي برد و در آنجا بود که عشق حقيقي خود را کشف کرد: سينما . اما براي فيلم ديدن پول لازم بود و بهترين راه کسب درآمد هم يافتن بطري هاي خالي و فروش آنها بود. اولين فيلمي که در خاطره او مانده فيلم کينگ کنگ است و اولين بازيگران محبوب او نيز جي مينارد؛ جان مک براون و جيمي ويکلي و کمي بعد تر بوگارت؛ گري کوپر و پک بودند.

از علائق مورگان يکي هم فيلمهايي بود که به نوعي به هواپيما مربوط مي شد. همين علاقه باعث شد تا در ۱۸ سالگي به نيروي هوايي بپيوندد. اما پس از حدود ۲ سال آموزش از ادامه کار منصرف شد و بهتر ديد تا به جاي يک خلبان نقش آنها را بازي کند.در سالهاي ۱۹۵۰ به لس آنجلس رفت تا در آنجا بازيگر شود. پس از مدتي به کالج لس آنجلس رفت و در آنجا هم کار و هم تحصيل مي کرد. او در رقص از خود استعداد زيادي نشان داد به طوريکه به عنوان يکي از رقصنده هاي کاباره يونيون مشغول به کار شد و حتي در جشنواره جهاني رقص در سال ۱۹۶۴ نيز شرکت کرد . اما بزرگترين شانس او عضويت در گروه کر اينکا بود. او با اين گروه در چند تور دور آمريکا شرکت داشت . سپس به نيويورک رفت و در سال ۱۹۶۷ براي اولين بار در نمايشنامه " عاشقان سياه " به ازاي دريافت هفته اي ۷۲ دلار بع روي صحنه نمايش رفت. وي سال بعد از آن نيز در نمايش Hello Dolly شرکت داشته و با Pearl Bailey همبازي بود. مورگان همچنان به فعاليت خود ادامه مي داد. اولين باري که با شهرت آشنا شد زماني بود که در سريال " کمپاني الکتريکي " بازي کرد. اين سريال موفق که بازيگراني همچون بيل کازبي و ريتا مورنو را در خود داشت تا ۷۸۰ قسمت ساخته شد! پس از پايان اين سريال به نيويورک بازگشت و به فعاليت هاي تئاتري خود ادامه داد.
اولين حضور چشمگير او در سينما بازي در درام Brubaker بود. وي در اين فيلم در نقش يک زنداني با رابرت ردفورد همبازي بود. فريمن ۱۴ سال بعد نيز چنين نقشي را در فيلم رهايي از شاوشنگ تکرار کرد. در همين سال يعني ۱۹۸۰ بود که از همسر خود " جانت براد شا " جدا شد. ماحصل ازدواج اين دو که از سال ۱۹۶۷ آغاز شده بود دو پسر به نام هاي آلفونسو و سايفولاي بود.
فيلم بعدي وي که مرگ يک پيغمبر نام داشت ۲۴ ساعت آخر زندگي مالکوم ايکس را به تصوير مي کشيد . وي در اين فيلم با سيگورني ويور همبازي بود. او از سال ۱۹۸۲ براي دو سال از سينما فاصله گرفت و تنها در سريال Another World و با بازيگراني همچون ري ليوتا و کلسي گرامر همبازي بود. وي در سال ۱۹۸۴ و با فيلم Harry and Son مجددا به سينما بازگشت. سپس در چند فيلم و سريال نه چندان مطرح بازي کرد. مهمترين اتفاق براي او در آن سالها ازدواج با همسر دومش ميرنا کالي-لي بود. اين ازدواج که هنوز هم به قوت خود باقيست براي مورگان ۲ فرزند ديگر به ارمغان داشت. او همچنين در سال ۱۹۸۷ براي حضور در نقشي متفاوت در فيلم Street Smart کانديداي دريافت جايزه اسکار نيز شد.

وي در ششمين دهه زندگيش در چند فيلم درخشان ديگر حضور پيدا کرد. براي فيلم Driving Miss Daisy علاوه بر دريافت جايزه Golden Globe بار ديگر نامزد اسکار نيز شد. در فيلم Civil War نيز ايفاگر نقش سروان جان رالينز فرمانده اولين هنگ کاملا سياهپوست آمريکايي بود. همچنين در فيلم رابين هود با کوين کاستنر همبازي بود و در کنار جين هکمن در فيلم نابخشوده حضوري موفق داشت.
اما يکي از موفقترين نقش هاي دوران بازيگريش ايفاي نقش يک زنداني در فيلم رهايي از شاوشنگ به کارگرداني دارابونت بود. وي براي اين نقش براي سومين بار نامزد اسکار شد. تريلر موفق Seven و همکاري با برادپيت و کوين اسپيسي در سال ۱۹۹۵ از ديگر فعاليت هاي در اين سالهاست.
در سال ۹۶ نيز در دو فيلم Moll Flanders (اقتباسي از داستان دانيل دوفو) و فيلم Chain Reaction ايفاگر نقش هاي مکمل بود. اما سال بعد و با فيلم Kiss the Girls در نقش دکتر الکس کراس ايفاگر رل اول بود و با اين فيلم به موفقيت تجاري بزرگي هم دست يافت. به علاوه در فيلم آميستاد به کارگرداني اسپيلبرگ نيز ظاهر شد.
وي در سال ۱۹۹۸ کمپاني فيلمسازي خود را به نام Revelations Entertainment و با مديريت لوري مک گري تاسيس کرد.اولين فيلمي که در تهيه آن نيز مشارکت داشت فيلم Under Suspicion بود. مورگان در اين فيلم در نقش يک کارآگاه زيرک و باهوش با جين هکمن و توماس جين همبازي بود. داستان اين فيلم درباره قتل ۳ دختر بود و در مجرا در پورتوريکو مي گذشت. با وجوديکه اين فيلم ۲۵ ميليون دلار هزينه در بر داشت با اين وجود هيچگاه روي پرده سينماها به نمايش در نيامد و مستقيما به شبکه ويديويي رفت. اما درام اجتماعي Nurse Betty فيلم بعدي او در مقام تهيه کننده و بازيگر بود. او در اين فيلم در کنار رنه زلوگر و کريس راک ظاهر شد.او در اين فيلم بعد از ۳۵ سال حضور در سينما براي اولين بار در نقشي رمانتيک ظاهر شد. وي تا قبل از اين فيلم حتي يکبار هم نقش عاشق پيشه ها را بازي نکرده بود! يک قديس به تمام معنا!!

در سال ۲۰۰۱ و با فيلم Along Came A Spider مجددا به موفقيت تجاري بزرگي نايل شد و در فيلم High Crimes براي بار دوم با اشلي جاد همبازي شد. در سال ۲۰۰۲ نيز در چند فيلم از جمله Sum of all Fears با بازي بن افلک و هريسون فورد ؛ Levity با بازي بيلي باب تورنتن و کرستن دانست و Bruce Almighty با بازي جيم کري ظاهر شد.
سال ۲۰۰۴ نيز براي مورگان بسيار موفقيت آميز بود. ابتدا در فيلم The Big Bounce (بر اساس داستاني از المور لئونارد) با اوون ويلسون و سارا فاستر همبازي بود. وي در اين فيلم در نقش يک قاضي محلي ظاهر شد.اما حضور موفق او در فيلمي از کلينت ايستوود؛ Million Dollar Baby ؛ برايش خوش يمن بود و برايش يک جايزه اسکار به همراه داشت. اين چهارمين بار بود که مورگان توسط اعضاي آکادمي کانديد مي شد.
مورگان در سال ۲۰۰۵ نيز در چند فيلم از جمله Danny the Dog با بازي جت لي و همينطور در فيلم Unfinished Life با بازي رابرت ردفورد و جنيفر لوپز و به کارگرداني لاسه هالستروم ظاهر خواهد شد.

پ.ن: فیلم شناسی و جوایز در ادامه ی مطلب...

منابع:

     ویکی پدیا

    سی نما از سینما

(هومن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 10:35 | لینک  | 

پل نیومن و کارگردانی تئاتر

 

 

پل نیومن که اینک در سن هشتاد و سه سالگی به سر می برد تصمیم دارد اولین تجربه ی کارگردانی صحنه ایش را به انجام رساند. او که از بازیگران پیشکسوت و نام آور اسکاری هالیوود به شمار می رود تصمیم دارد اثری از جان اشتاین بک به نام "موش ها و آدم ها" را به روی صحنه ببرد. او قرار است این نمایش را در سالن "کشوری نمایش" واقع در وست پورت به روی صحنه ببرد. نیومن با اینکه تجربه ی کارگردانی سینمایی و تلویزیونی را داراست اما هرگز تاکنون در عرصه ی تئاتر تجربه ی کارگردانی نداشته که با این تجربه کار ظاهراٌ کلکسیون تجربیاتش کامل می شود. گفتنی است همسر نیومن خانم(جوآنی و ودوارد) در سالن نمایش فوق و در نقش کارگردانی مشغول به کار است.

منبع:خانواده ی سینما

 

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 0:56 | لینک  | 

"مرد هزار چهره"

 

 

باز هم مهران مدیری و لبریز شدن ظرف های بی ظرفیت. پشت سر کارهای مهران مدیری همیشه حرف ها بوده و حدیث ها، اما اینبار مثنوی هفتاد منی از او ساخته اند.

اول که اداره ی ثبت احوال فارس گفته: چرا کارمند مارا اینگونه شیاد نشان دادید. مثل اینکه یک نفر باید بیاید این ها را ملتفت کند که آقا جان موضوع غیر از این است که می بینید. بنده ی خدا، خود آقای شصت چی هم گفت که "ناخواسته بود" و اینکه: (من توان نداشتم)!

گفتند:چرا به جامعه ی ادبی توهین کرده؟-ادیبان عزیز در جریان باشید که مهران مدیری مجازاً حقیقتی را آشکار کرد که برای همه تلخ بود. اینکه کسی نیست به داد ادبیات دوستان برسد و فوج فوج فرهنگ فدای بی فرهنگی می شود. کجا دیدید که بابت دستگیری یک شاعر سیاسی، مردم شورش کنند؟! خوب فیلم هم، همین را داشت می گفت. حالا اگر یک جاهایی نمکش را زیاد کرده باید بگویم که حتماً حکمتی داشته وگرنه هستند شاعرانی که بیزارند از دود و دم!

نیروی انتظامی را نمی دانم که آیا شکایت کرده یا نه. ولی این را می دانم که اگر شکایتی در کار باشد در خفاست و سری که مبادا بگویند نیروی انتظامی علیه دموکراسی شکواییه نوشته!

در این سریال گفته شد:معتادان مجرم نیستند، بلکه بیمارند.(و همگی خوب می دانیم که نیروی انتظامی چه جور این بیماران را با دست بند های اسرائیلی از خرابه ها جمع و جور((البته به روش خودشان)) کرد.) گفتند اعتراف گرفتن با ضرب و شتم خلاف قانون است.(که پیشنهاد می کنم سری به آگاهی شاپور در تهران بزنید.) خیلی حرف های دیگر هم زده شد که خودش جای بحث دارد.

اما من به حال شخصی مثل مایکل مور غبطه می خورم که بعد از ساخت آن همه مستند گلایه آمیز، باز هم فیلم هایش جواز می گیرد و راست راست راه می رود و کسی به حرف های با سندش خرده ی غیر منطقی نمی گیرد.

اما اینجا رئیس جمهور و بعضی کارهای نظام هم اگر اشکالی داشته باشد، مستند سازی مثل نادر طالب زاده به جای فیلم سازی به این شکل باید از سوژه های محسوس دیگر فیلم بسازد.

آخر فیلم "مرد هزار چهره" اگر دیده باشید، مردم مشتاقانه منتظر اجرای حکم بودند. انگار اینجا جنگل است و مردم ساده ی بی منطق می خواهند شاهد مجازات یک قاتل خونخوار باشند. دیدیم که خشم مردم بخاطر نوشته های روزنامه ها تحریک شده بود.

این فیلم نوعی اعتراض بود. در مواقعی شاید اعتراض به اینکه در تلویزیون بجای شاعر، با یک "لیست خرید خوان" مواجهیم. دیگر شاعران خوب مارا در صدا و سیما تحویل نمی گیرند، به این دلیل که در فلان جا فلان حرف سیاسی را زده.

آنان که بی دلیل خرده می گیرند، ببینند منافعشان در خطر است یا سنت شکنی باب دلشان نیست...؟!

 

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 17:16 | لینک  | 

"مهناز افشار" و "دانیال عبادی" بازیگران "امشب شب مهتابه" شدن

بازی مهناز افشار و دانیال عبادی در "امشب شب مهتابه" دومین فیلم بلند سینمایی محمد هادی کریمی قطعی شد.

 

 

تهیه کننده ی این فیلم گفت: تاکنون حضور مهناز افشار و دانیال عبادی(بازیگر فیلم غیر منتظره) به عنوان بازیگر در فیلم قطعی شده است و از عوامل پشت صحنه، می توان به محمد شایسته(مدیر تولید) و امیر توسلی(آهنگساز) اشاره کرد.

وی در مورد ویژگی های این پروژه گفت: این فیلم فیلمنامه خوب و قوی دارد که در درجه ی اول توجه من را جلب کرد و مطمئنم در تولیدات سینمای ایران در سال آینده فیلم خوبی خواهد بود. احتمالاً 15 یا 20 فروردین، فیلمبرداری فیلم را آغاز می کنیم.

 

منبع:

خانواده ی سینما

 

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 16:58 | لینک  | 

می خوام بگم روم نمی شه!

 

"تعطیلات"

-خانم سیمرغ:

آقای اسکار...بریم سینما؟!

-آقای اسکار:

الآن که وقت نیست، بذار واسه بعد...

"بعد..."

-خانم سیمرغ:

آقای اسکار...بریم کنسرت!!

-آقای اسکار:

الآن که وقت نیست، بذار واسه بعد...

"بعد..."

-خانم سیمرغ:

آقای اسکار...نمی ریم تئاتر؟!

-آقای اسکار:

تئاتر؟

-خانم سیمرغ:

آره. می گن کارگردانش حمید سمندریانه، گوهر خیر اندیش و پیام دهکردیم توش بازی می کنن.

-آقای اسکار:

نه. الآن که وقت نیست، بذار واسه بعد...

"بعد...از تعطیلات"

-خانم سیمرغ:

آقای اسکار...نمی ریم نمایشگاه نقاشی پرویز حبیب پور؟

-آقای اسکار:

خانم سیمرغ...من مدتهاست می خوام یه چیزی به شما بگم...ولی روم نمی شه!

من...پول بلیط این جور جاها رو ندارم!!!

-خانم سیمرغ:

اون جاها بلیط می خواست، ورود این یکی برای عموم آزاده!!

-آقای اسکار:

جدی؟...ولی الآن که تعطیل نیست، منم میرم سر کار تو تره بار. بذار تو تعطیلات، هر موقع حقوق گرفتم او ل میریم تئاتر یا کنسرت، بعد قسطامون و می دیم. باشه؟

-خانم سیمرغ:

خسته شدم از بس نشستم تو خونه مجله خانواده خوندم...اصلاً باشه، هرچی تو بگی!

***

قضاوت با خودتان...

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 22:35 | لینک  | 

بازیگران پرکار تلویزیون در سال ۱۳۸۶

 

متن کامل خبر را در اینجا بخوانید:

سینمای ما

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 20:54 | لینک  | 

صفار هرندی: قاچاق سنتوری از روی نسخه اصلی بوده است

 

 

"محمد حسین صفار هرندی" شامگاه چهارشنبه پس از افتتاح فرهنگ سرای شهید آوینی بندر عباس در جمع خبرنگاران رسانه های جمعی افزود: نسخه قاچاقی که هم اکنون در کشور پخش شده است از روی نسخه ای تکثیر شد که تنها در اختیار عوامل دست اندر کار این فیلم بوده است. وی تصریخ کرد: در حالی که عوامل سنتوری فیلم را به صورت غیر قانونی از کشور خارج و آن را به نمایش گذاشته اند مسئولان دولتی را متهم می کنند که به لحاظ قضایی و حقوقی قابل پی گیری است.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: هم اکران این فیلم در خارج از کشور و هم فرستادن آن روی شبکه ی اینترنت از طریق یکی از کشورهای همسایه تخلف بوده به همین دلیل از دستگاه های قضایی و امنیتی می خواهیم عوامل آنرا شناسایی و مجازات کنند.

منبع: خانواده ی سینما(ویژه ی نوروز ۸۷)

(هومن)

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 19:20 | لینک  | 

چند عکس از "امین حیایی" بهترین بازیگر مرد در سال ۸۶.

 

 

باقی عکس ها در ادامه ی مطلب......

 

(هومن)

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 21:25 | لینک  | 

                  (سنتوری هرچه دلش می خواست به مردم گفت)

                                                         

اواسط بهمن ماه بود و اوایل بیست و پنجمین جشنواره ی فیلم فجر . در آن سال بر خلاف جشنواره ی امسال فیلم ها رونق بیشتری داشت و مردم نیز استقبال پر شوری از فیلم های مورد علاقه ی خود کرده بودند . روز دوم جشنواره بود و نوبت اکران فیلمی از داریوش مهرجویی با بازیگرانی چون : بهرام رادان و گلشیفته ی فراهانی و به دلیل حرف و حدیث هایی که قبلا پشت سر این فیلم و کارگردان جنجالی آن بود خیلی ها منتظر اکران هرچه زود تر این فیلم در جشنواره و خیلی ها هم در آرزوی اکران عمومی این فیلم بودند و در واقع میشد گفت آرزویی که در آن زمان در دل مردم بود هیچ وقت قابل برآورده شدن نبود . نزدیک های غروب بود و به دلیل ازدحام بیش از حد جمعیت فیلم بلاخره با دقایقی تاخیر آغاز شد وقتی تیتراژ این فیلم رفت و هنگامی که مردم نام داریوش مهرجویی را دیدند همه با سوت و کف این کارگردان نامی را همراهی کردند . فیلم شروع شد و سالن غرق درسکوت بود تا اینکه با صدای صدای محسن چاوشی در ابتدای فیلم این سکوت تبدیل به همهمه شد زیرا هیچکس تصور این را نمی کرد به محسن چاوشی که در آن زمان ممنوع الکار شده بود اجازه ی خواندن در یک فیلم سینمایی را بدهند . فیلم در حال گذشتن بود و مردم گاهی اوقات می خندیدند و گاهی اوقات نیز به خاطر بازی گرم بهرام رادان اشکهایشان سرازیر میشد تا این که بلاخره فیلم تمام شد و مردم پس از مدتی طولانی توانستند یک فیلم زیبا در جشنواره ی فیلم فجر مشاهده کنند. مردم با کارت های رایی که در دست داشتند به سمت صندوق های رای گیری می رفتند و به جرات میشد بیان کرد که ۹۹ درصد مردم برگه های نظر سنجی خود را در صندوقی انداختند که بالای آن (خوب) نوشته شده بود این اولین سانس در جشنواره ی آن سال بود که سنتوری در آن اکران شد و قرار بود در چند سانس دیگر نیز به نمایش در آید در هر سانسی که این فیلم قرار بود نمایش داده شود در بیرون سینما مردم برای تماشای این فیلم در بازار سیاه چه پول هایی که به فروشندگان آن بلیط ها نداند و حتی این فیلم از فیلم اخراجی ها به کارگردانی ده نمکی که پس از اکران عمومی فروشی تاریخی از خود به جای گذاشت در جشنواره ی آن سال خیلی بیشتر طرفدار داشت . پس از اختتامیه ی جشنواره مسئولان فرهنگ ارشاد قول اکران این فیلم در عید نوروز به همراه اخراجی ها را به مردم دادند ولی چه فایده که با اکران این فیلم ممانعت شد و تنها اخراجی ها به اکران درآمد.

چیزی حدود 1 سال از بیست و پنجمین جشنواره ی فیلم فجر می گذشت و واقعا مردم دیگه خسته شده بودند از قول های بی مورد مسئولان در مورد اکران فیلم سنتوری. تمامی عوامل هنر از جمله بازیگران از این فیلم برای اکران عمومی حمایت کرده بودند و حتی جامعه ی اصناف کشور نیز برای اکران این فیلم نامه ای را به ارشاد ارسال کرده بودند. ولی تمامی این کارها بی فایده بود زیرا ارشاد ساز مخالف را میزد و میگفت این فیلم با اعتقادات مردم و جامعه جور در نمی آید پس هرگز نباید اکران شود و در آخر هم همان چیزی که می خواستند شد.

در اواخر بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر در بهمن ماه سال 86 بود که بمب خبری مهیجی در این ایام به صدا در آمد که آن هم روانه شدن سی دی قاچاق فیلم سنتوری به بازار بود که در آن موقع به صورت مخفیانه به فروش می رفت وهمه ی عوامل سینما از جمله تهیه کنندگان این فیلم که یکیش هم داریوش مهرجویی بود را به شدت ناراحت کرد. پس از این خبر دیگر همه داشتند تلاش خود را می کردند تا بلکه این فیلم هر چه سریعتر اکران شود تا جلوی ضرر رسیدن به تهیه کنندگان این فیلم گرفته شود ولی این کارها به هیچ وجه فایده ای را در پی نداشت. در اواسط اسفند ماه همان سال بود که فروش قاچاق این فیلم نه تنها در تهران بلکه در تمام کشور به شکل گسترده تری ادامه پیدا کرد به طوری که دیگر در کنار خیابان ها هم میشد این فیلم را خریداری کرد.تلاش نیروی انتظامی که برای جلوگیری از قاچاق این فیلم از پیشتر دست به کار شده بود هم فایده ای را در پی نداشت . پس از آن مسئولان ارشاد امیدواریی را به مردم دادند که آن هم اکران این فیلم در نوروز 87 هم بود که آن هم امکان پذیر نشد. تهیه کنندگان این فیلم برای این که سودی از این فیلم دچار آنها شود پیشنهادی را به ارشاد دادند که آن هم روانه کردن سی دی ها و دی وی دی های مجاز این فیلم به بازار بود که با این کار هم مخالفت شد و دیگر همه نا امید شدند چون تلاش بی فایده بود زیرا دیگر به جرات میشد گفت که کل کشور این فیلم را دیده بودند و ضرری چندین و چند میلیونی دچار عوامل این فیلم از جمله تهیه کنندگان آن شده بود و هنوز که هنوز هیچ کس نیست که جواب این ضرر و زیان را بدهد.

شاید اگر ارشاد در آن زمان آن لجبازی را کنار می گذاشت و حقیقت موجود در جامعه را می پذیرفت و این فیلم را اکران میکرد در حالی که این فیلم یکی از پر فروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران میشد ولی تعداد مردمی که این فیلم را می دیدند کمتر از حال بود زیرا دیگر همه ی کشور آن را دیده بودند. در واقع هدف ارشاد در آن زمان این بود که مردم را از دیدن این فیلم منع کند ولی با قاچاق این فیلم

هیچکس از دیدن این فیلم بازنماند.

(پیام)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 16:25 | لینک  | 

بازار سریال طنز در نوروز 87

نوروز امسال با مهران مدیری:

 

 

راجع به کار مدیری فقط می شود توضیح کوتاهی داد که: "فردی بی گناه به کلاه برداری متهم می شود و به دلیل این اتهام هر بار دیگر ماجرایی تازه می شود." این هم به خاطر اینم است که مدیری دوست ندارد داستان کارش لو برود.این بار علیرضا خمسه هم به تیم مهران مدیری پیوسته. او در این طنز رئیس مافیاست. خمسه می گوید که خودش این نقش را انتخاب کرده و مدیری او را در انتخاب نقش آزاد گذاشته. پیمان قاسم خانی، نویسنده ی فابریک مدیری می گوید:"طرح اولیه ی قصه را خودم به مدیری پیشنهاد دادم و ساختار اصلی کار بر اساس رمان "پخمه" از نویسنده ی ترک، عزیز نسین است." و البته یادم رفت بگم اسم این کار، که طنزی است برای نوروز 87، "مرد هزار چهره" می باشد و از شبکه ی 3 پخش می شود.

کارگردان:مهران مدیری

سرپرست نویسندگان:پیمان قاسم خانی

بازیگران:مهران مدیری(نقش اول که قرار شده تیپ نباشد و در این کار متفاوت باشد) ، پرویز فلاحی پور، علیرضا خمسه، پژمان بازغی!!! ، سیامک انصاری، بهاره رهنما، سروش صحت، نصرالله رادش و شقایق دهقان.

***

و اما رامبد جوان(بمب انرژی) با سریال "نشانی" از شبکه ی 2 برای نوروز 87.

 

 

وقتی اسم رامبد جوان را می شنویم، همه فکر می کنیم که کار طنزی است پر از خنده. ولی جوان برای اینکه حرف و حدیثی در کارش وجود نداشته باشد، گفته:"از همین الآن می گویم که سریال ما یک اثر کمدی نیست، یک لحظه هایی در سریال است که اشک آدم را در می اورد و یک جاهایی هم ممکن است از خنده روده بر شوید."

خلاصه ی داستان:

دختری به نام لیلا در پی ورشکستگی عمه مه لقا در دوبی –که صاحب چند شرکت تجاری است- به اصرار او عازم ایران می شود تا به گنجی که در سالهای جنگ در خانه ای پنهان کرده است، دست پیدا کند.

کارگردان:رامبد جوان

نویسنده:فلورا سام

بازیگران:داود رشیدی، سعید پور صمیمی، امیر حسین صدیق، کوروش تهامی(که بعد از بازی در فیلم های زیر تیغ و ساعت شنی، نقش متفاوتی را اجرا کرده) ، فقیه سلطانی، مرضیه برومند، آتنه فقیه نصیری و برزو ارجمند.

***

"سیروس مقدم" هم با "اس ام اس از دیار باقی" به همراه نویسنده ی محبوب، "محسن طنابنده" برای نوروز 87 کاری دارد.

 

 

این سریال طنز که حالا اسمش به "پیامک از دیار باقی" تغییر پیدا کرده، با بازی بازیگرانی چون: "محمرضا شریفی نیا، افسانه بایگان، شیلا خداداد، حامد کمیلی، سروش گودرزی، آرام جعفری، رامین راستاد، حمید لولایی و رضا شفیعی جم" ، میزبان خانه های مردم است و البته از شبکه ی 1 پخش می شود.

خلاصه ی داستان:

منصور سیم خواه به شدت بدهکار است و طلب کارها هم در به در دنبالش هستند. علاوه بر این، او با یک بحران خوانوادگی هم روبرو شده و به ناچار برای فرار ار این همه فشار و بحران، تصمیم به اجرای نقشه ای عجیب می گیرد.

***

 

 

سریال طنز قرارگاه مسکونی هم که قرار بود پارسال از شبکه ی 1 پخش شود و "حبیب آقا" جای اورا گرفت، امسال قرار بر این شده که در نوروز 87 از شبکه ی 5 پخش شود. پیش بینی می شود این سریال با بازی بازیگران با مزه ای مثل: "جواد رضویان، همران غفوریان، مهران رجبی، علی صادقی، ارژنگ امیر فضلی، یوسف صیادی" و کارگردانی "جواد رضویان" بسیار موفق باشد.

(هومن)

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 8:51 | لینک  |