تبليغاتX
نصف مال سینما،نصف مال تئاتر
تاسیس آینده موسس می خواهد و اهل معرفت, اهل اندیشه و اهل هنر,موسسین آینده هستند.

نگاهى به زندگى حرفه اى آل پاچينو

 

 

بازيگرى براى تمام فصول
سرويس سينمايى: آل پاچينو، بازيگر ۶۸ ساله سينما،تئاتر و تلويزيون آمريكا را با به نمايش گذاشتن نقش مايكل كورلئونه درسه گانه به ياد ماندنى «پدرخوانده» مى شناسيم. اين ستاره سينما تاكنون در فيلم هاى موفق ديگرى چون «سرپيكو»، «بعد از ظهر سگى»، «هيت» و «اسكارفيس» درخشيده است. او كه همواره با بازى تأثير گذارش، مورد توجه مخاطبان و منتقدين قرار گرفته،نويسندگى فيلم ،كارگردانى سينماوتئاتروتهيه كنندگى فيلم را نيز دركارنامه حرفه اى اش دارد. پاچينو تاكنون موفق به نامزدى در چندين دوره مراسم اسكار و دريافت اين جايزه شده و جوايز بين المللى ديگرى از جمله گلدن گلوب، تونى، بافتا و امى را نيز كسب كرده است. آلفردو جيمز پاچينو در ۲۵ آوريل ۱۹۴۰ در منهتن نيويورك متولد شد. او فرزند پدرى آمريكايى و مادرى ايتاليايى بود كه وقتى آلفردو هشت سال داشت، از يكديگر جدا شدند. پاچينو در سن ۱۹ سالگى، وقتى به علاقه و گرايش خود به بازيگرى پى برد، در استوديو هربرت برگوف در نيويورك به تحصيل و مطالعه بازيگرى پرداخت.

ادامه ی مطلب را بخوانید..................................

منبع: قطره

(هومن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 23:17 | لینک  | 

شبكه چهار به استقبال «مهمان مامان» مي رود

 

 

فيلم سينمايي «مهمان مامان» در قالب يك سريال 6 قسمتي پيش از ظهر هر روز از شبكه چهار سيما پخش مي شود.
به گزارش سرويس هنري برنا، بنابراعلام تامين برنامه شبكه چهار سيما مجموعه تلويزيوني «مهمان مامان» ساخته داريوش مهرجويي و از توليدات مركز سيما فيلم از 10 تيرماه سال جاري، ساعت 11:15 به صورت پخش روزانه پخش خواهد شد.
نسخه سينمايي «مهمان مامان» ابتدا در سال 1382 پس از توليد و تكميل امور فني، روانه پرده سينماها شد و در طي مدت اكران خود توانست به فروشي بالغ بر چهارصد ميليون تومان دست پيدا كند.
اين فيلم براساس داستاني به همين نام نوشته هوشنگ مرادي كرماني ساخته شده است. داريوش مهرجويي طي سال ها فعاليت در عرصه سينما، همواره نگاه ويژه اي به اقتباس از آثار ادبي داشته است: «گاو»،«آقاي هالو»،«ليلا»و... نمونه اين اثار هستند.
اين بار نيز مهرجويي به اقتباس موفقي از داستان «مهمان مامان» دست زده است. «مهمان مامان» داستان تازه عروس و دامادي را روايت مي كند كه به طور سرزده به منزل يكي از بستگان مي روند. خانواده ميزبان نيز قصد دارد به بهترين نحو از اين زوج پذيرايي كند كه به همين خاطر حوادث جالبي رخ مي دهد.
گلاب آينه، حسن پورشيرازي، امين حيايي، پارسا پيروزفر، نسرين مقانلو، فريده سپاه منصور، ژاله علو، مليکا شريفي نيا، عليرضا جعفري و... نقش آفرينان اين فيلم هستند.
همچنين «مهمان مامان» به کارگرداني و تهيه كنندگي داريوش مهرجويي در مركز سيما فيلم توليد شده است.
(هومن)
نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 13:28 | لینک  | 

نقدی بر فیلم " به همین سادگی" بهانه ی پایان اکران این فیلم

 

 

 

در جشنواره ی فیلم فجر در سال 86 موفق به دیدن فیلم  ٌ به همین سادگی ٌ به کارگردانی آقای رضا میر کریمی نشدیم و آن چنان اشتیاقی هم برای دیدن این فیلم نداشتیم زیرا شناختی نسبت به این فیلم نداشتیم اما وقتی که در مراسم اختتامیه جایزه ی بهترین بایگر نقش اول زن به بازیگر این فیلم یعنی  ٌ هنگامه قاضیانی ٌ داده شد و فیلم تحسین شده ی سال هم شد افسوس خوردیم که چرا برای دیدن این فیلم اقدامی نکرده بودیم با توجه به شناختی که من و هومن از هنگامه ی قاضیانی داشتیم مطمئن بودیم که وی در این فیلم زیبا بازی کرده است زیرا او در تائترکارنامه ی درخشانی از خود به جا گذاشته بود و این را هم می دانیم که بازیگری که ابتدا تائترکارکند سپس وارد سینما شود حتماً درکارش موفق خواهد بود.

در نوروز 87 که این فیلم اکران شد استقبال مناسبی از این فیلم به عمل آورده نشد و این یک امر طبیعی بود و با توجه به اشاره ای که در پست های قبلی کرده بودیم مردم ما فیلم طنزرا بیشتر می پسندند و کمتر رو به فیلم های معنا گرا می آورند. مثل دایره زنگی که با موضوع طنز بود و فروش بسیار بالایی داشت و فیلم  ٌمجنون لیلی ٌ که یکی از رقیبان فیلم به همین سادگی هم بود فروش خوبی داشت که البته فروشش فقط و فقط بر میگردد به اسم محمد رضا گلزار نه به موضوع فیلم و دیگر عوامل آن و کاملاً روی این حرفم هم پافشاری خواهم کرد.

با شروع شدن فیلم اولین چیزی که باعث اعتراض من گردید فیلمبرداری آن بود که دوربین سر دوش فیلمبردار بود. البته عوامل دیگراین فیلم با کارهای زیباشون سرپوش روی نقص های فیلمبرداری این فیلم گذاشته بودند. فیلم جالب شروع شد ، زنی که واقعاً از زندگی روزمره خسته شده و شاید به دانبال راه حلی میگردد که ازاین گونه زندگی خلاصی پیدا کند این نقش را که خانوم هنگامه قاضیانی برعهده داشت به خوبی توانسته بود از پس آن بربیاد ، در فیلم او دارای دو فرزند دختر و پسر است که واقعاً آن ها را دوست دارد و از جان برای آن ها مایه می گذارد در یک سکانس بسیار زیبا که من واقعاً از آن لذت بردم آن است که وقتی مادر لجبازی های کودکانه ی پسرش را در روی میز شام می بیند با نگاه به او می فهماند که کار او اشتباه است و هنگامی که با شیطنت های زیبای پسرش روبرو می شود با یک لبخند واقعاً زیبا او را وادار می کند ک یر سر میز شام برگردد که این سکانس واقعاً اوج کار یک بازیگر را می تواند به نمایش بگذارد.

در این فیلم او در خیال خود به این فکر می کند که شوهرش نسبت به او بی اعتنا است و بیشتر وقتش را صرف کارهای اداری خود می کند ، مادر که بعد از شام کمی به خود می رسد و آرایش ساده ای نیز انجام می دهد هر چقدر صبر می کند شوهرش نمی آید و نا خود آگاه اشک هایش سرازیر می شود و تمام آرایش های او را برهم میزند و این سکانس هم یکی از صحنه های بسیار جالب این فیلم است. ما در این فیلم شاهد این کارهای شوهر او یعنی بی اعتنایی نسبت به مسائل خانوادگی هستیم و از آنجا که این فیلم از یک صبح تا شب را به نمایش می گذارد ، پدر بچه ها آخر شب به خانه می آید و از زمانی هم که وارد خانه می شود یکسره دارد از کارهای اداری خود سخن می گوید. این کار او موجب آن می شود که مادر بچه ها نصف شب دست به جمع کردن ساک خود بزند که ناگهان با صدای در روبرو می شود او هم کسی نیست جز همسایه ی طبقه ی بالا که دخترش فردا می خواهد عقد کند و از او در خواست میکند که در این وقت شب استخاره ای از قرآن برای دخترش انجام دهد و این ادعا را هم می کند که دوست دارم قرآن به دست تو که سفید بخت هستی باز شود ولی صد افسوس که او در خیالات خود زنی بد بخت است ، وقتی به طبقه ی بالا می رود و شروع به باز کردن قرآن میکند آن چنان صفحه ای از قرآن باز می شود که او هیچ وقت فکر این را نخواهد کرد که زن خوش اقبالی نیست و دوباره به پایین بر مبگردد و هنگامی که شوهرش او را صدا میزند و می گوید کجایی با صدایی زیبا جواب میدهد که عزیزم من همین جا هستم نزدیک تو، تا زمانی که این فیلم را تماشا نکنید شاهد حرفه ای گری آقای میر کریمی نخواهید شد زیرا به نظر من از این زیباتر نمی توانست این فیلم را تمام کند.

در انتها ، حیف نیست که چنین فیلم زیبایی که یک حقیقت اجتماعی را به نمایش میگذارد با فیلمی مثل مجنون لیلی که هیچ چیز جز بازی رضا رویگری و حامد بهداد ندارد این قدر اختلاف فروش داشته باشد.

(پیام)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 23:0 | لینک  | 

«نيكول كيدمن» در فيلم حماسي «استراليا» بازي مي‌كند

 

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

«نيكول كيدمن» بازيگر استراليايي‌الاصل سينماي هاليوود در فيلم حماسي «استراليا» با «هيو جكمن» همبازي مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلم «استراليا» توسط «باز لوهرمن» كارگرداني خواهد شد.

تهيه‌كنندگان فيلم «استراليا» سعي دارند با به تصويركشيدن بازپس‌گيري منطقه «موجو» به شكل حماسي، به افزايش حضور گردشگران خارجي در اين قاره كمك كنند.

شركت فيلم‌سازي «فلامبويانت» كه تهيه‌كنندگي پروژه سينمايي استراليا را برعهده دارد، بودجه‌اي بالغ بر 120 ميليون دلار را براي توليد اين فيلم در نظر گرفته است.

هاليوود ريپورتر اعلام كرد: بخش اصلي داستان فيلم «استراليا» در ايام جنگ دوم جهاني هم‌زمان با انفجار بمب اتمي در ژاپن روايت مي‌شود.

«مارتين فرگوسن» وزير گردشگري استراليا با تأثير ساخت چنين آثاري در جذب گردشگر افزوده است: زمستان امسال با برگزاري بازارهاي فيلم، اقدام به گزينش و نمايش عمومي آثاري با مضمون جاذبه‌هاي توريستي كشور استراليا خواهيم كرد.

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 18:3 | لینک  | 

نگاهی به «دور از او» 

 نويد غضنفری

 

 

زندگی ام بدونِ «من»

فيونا (جولي كريستي)، ظاهرا دچارِ بيماری آلزايمر شده و خاطراتِ چهل و چهار سال زندگی مشترك با گرنت (گوردون پينسنت) دارد آرام اما بي رحمانه از ذهن اش پاك مي شود. فيونا به طرز شك برانگيزانه اي اصرار دارد كه گرنت او را به يك آسايشگاه به نام مدوليك ببرد. جايي كه اگر فيونا برود، تا 30 روز هيچ دوست و آشنايي، بخصوص گرنت، حق ندارد پيش اش بيايد يا به اش تلفن بزند. انگار كه تمام شرايط مهيا است كه اين زندگيِ آرام و رنگ و بويِ ثبات گرفته را تكاني بدهد، شوري ببخشد، بلرزاند. گرنت، اول اش راضي به اين كار نيست و بعد از روي ناچاري تسليمِ اين خواسته نه چندان معموليِ فيونا مي شود. صبح روزي كه فيونا دارد جلوي آينه خودش را آماده (مناسكِ فراموشي؟!) مي كند براي رفتن به مدوليك؛ از گرنت مي پرسد:«چه جوري به نظر ميام؟» و گرنت- با آن لحنِ متينِ پينسنت در طي فيلم- مي گويد:«صريح و مبهم، شيرين و طناز»! و اين خصيصه هاي فيونا (با اجراي اغواكننده جولي كريستي) كه گرنت، به درستي و با صراحت، روي شان انگشت مي گذارد؛ عجيب، رفته رفته مي شوند صفاتِ «دور از او»، اولين ساخته بلندِ سارا پولي.

پولي، مصداقِ كاملِ اين ديالوگِ نيل سايمنِ بزرگ است از زبانِ پلا (مارشا ميسن)، راجع به دخترِ ده ساله اش لوسي (كويين كامينگز) در «دختر خداحافظي» (هربرت راس،1977):«آدم تو اين خونه زود بزرگ ميشه»! سارا پولي- اهل تورنتو، اونتاريو- در خانواده اي بزرگ شده كه همگي در عرصه نمايش و بازيگري براي تلويزيون و سينما مشغول بوده اند. و اين اصلا چيزي عجيب و دور از ذهن، براي كسي مثل او نيست كه هنوز به سي سالگي نرسيده، كارنامه اي پر و پيمان از بازيگري در تلويزيون و سينما دارد. سن اش به بيست سالگي نرسيده، در سياهه بازي هاي سينمايي اش، نام كارگردان هاي صاحب سبك و معتبري چون كراننبرگ («Existenz»، 1994) و اگويان («The Sweet Hereafter، 1997) ديده مي شود، يك شمايل تلويزيوني در كانادا است و از ناكامي هايش (از منظر نگارنده) رد كردن نقش پني لين در «تقريبا مشهور» (كمرون كروو،2000) است. نقشي كليدي كه مي توانست او را به جريان اصلي (بدنه؟!) هاليوود نزديك تر كند.

شما می توانید ادامه ی نقد آقای غضنفری را در  --->اینجا<--- بخوانید.............

منبع: ماهنامه آدم برفی ها

 

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 22:24 | لینک  | 

دور از او
Away from Her

 

 

کارگردان: سارا پولي. فيلمنامه: سارا پولي بر اساس داستان کوتاهي از آليس مونرو. موسيقي: جاناتان گولداسميت. مدير ‏فيلمبرداري: لوک مون پليه. تدوين: ديويد وارنزباي. طراح صحنه: کاتلين کلايمي. بازيگران: جولي کريستي[فيونا ‏اندرسون]، گوردون پينسنت[گرانت اندرسون]، اوليمپيا دوکاکيس[ماريان]، مايکل مورفي[اوبريه، کريستين ‏تامسون[کريستي]، آلبرتا واتسون[دکتر فيشر]. 110 دقيقه. محصول 2006 کانادا. نامزد اسکار بهترين بازيگر نقش ‏اصلي زن وبهترين فيلمنامه اقتباسي، نامزد جايزه بافتا براي بهترين بازيگر زن نقش اصلي، برنده جايزه بهترين بازيگر ‏زن نقش اصلي از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه بهترين بازيگر زن نقش اصلي از مراسم انجمن منتقدان ‏دالاس فوت ورث، برنده جايزه بهترين فيلمنامه و کارگرداني از مراسم انجمن منتقدان اوهايو، برنده جايزه بهترين فيلم از ‏اتحاديه کارگردانان کانادا، برنده جايزه گولدن گلاب بهترين بازيگر نقش اصلي زن، برنده جايزه تماشاگران جشنواره ‏پورتلند، برنده جايزه تماشاگران جشنواره ساراسوتا و...‏
‏ فيوناو گرانت زوج اهل اونتاريو نزديک به 40 سال است که با هم ازدواج کرده اند. اما اينک در آستانه سالخوردگي ‏ابري به نام فراموشکاري هر از گاهي فيونا يا علائم اوليه آلزايمر بر سر زندگي آرام آنان سايه انداخته است. پس از ‏حوادثي مانند گمشدن فيونا، آنها تصميم مي گيرند تا فيونا در اسايشگاهي تحت مراقبت قرار گيرد. اين اولين بار است که ‏پس از چند دهه اين دو نفر از هم دور شده و از ديدار همديگر محروم مي شوند. چون آسايشگاه ملاقات با بستگان در ‏‏30 روز را ممنوع کرده تا بيمار بتواند خود را با محيط تازه منطبق کند. وقتي گرانت پس از اين مدت با فيونا ديدار مي ‏کند، در کمال تعحب متوجه مي شود که فيونا نه تنها او را از ياد برده، بلکه علاقه و محبت خود را نيز به مرد ديگري به ‏نام اوبري -‏‎ ‎بيماري لال و اسير صندلي چرخدار در همان آسايشگاه- منتقل کرده است. با افزايش فاصله عاطفي ميان اين ‏زوج، گرانت به زودي درمي يابد بايد ميان عشق خود به فيونا يا ايثار به خاطر سعادت وي يکي را انتخاب کند...‏

چرا بايد ديد؟
سارا پولي متولد 1979 تورنتو را بيشتر به عنوان بازيگر مي شناسيم. بازيگري که از کودکي شروع به بازي در فيلم ها ‏کرده و با آثار هال هارتلي و آتوم اگويان درخشيده، و محبوب کارگردان هاي مستقل و منتقدان سخت گير است. او تا ‏امروز 5 فيلم کوتاه کارگرداني کرده و دور از او اولين فيلم بلند وي در مقام نويسنده و کارگردان محسوب مي شود. ‏بديهي است رسيدن به نامزدي جوايز اصلي اسکار قدم بزرگي براي يک فيلم کوچک تقريباً 3 ميليون دلاري است. آن ‏هم با داستاني که فارغ از جذابيت هاي معمول و غمگنانه درباره زني پا به سن گذاشته حافظه خود را هر لحظه بيشتر از ‏دست مي دهد و شوهر وفادارش عشق خود را در معرض ناپديد شده مي يابد. ‏
فيلم بر اساس داستاني از آليس مونرو متولد 1931 اونتاريو ساخته شده است و بر خلاف تصور بسياري از منتقدان ‏وطني که فيلم کنعان را اولين اقتباس از داستان هاي وي مي دانند، بايد بگويم تا اين لحظه 6 فيلم سينمايي و تلويزيوني بر ‏اساس قصه هاي وي ساخته است که اولين آنها دره اوتاوا و آخرين آنها دور از او نام دارد. سارا پولي در مصاحبه اي ‏گفته که اولين نسخه فيلمنامه را در 12 سالگي و هنگام بازي در يک سريال و اختصاصاً براي جولي کريستي نوشته ‏است. که اگر چنين باشد بايد بگويم انتخابي شايسته بوده و خانم کريستي در 66 سالگي توانسته شاه نقشي ديگر به ‏کارنامه هنري خود بيفزايد.البته داستان هاي ديگري با مضموني مشابه در سال هاي گذشته شاهد بوده ايم، مانند دفتر ‏خاطرات[2004، نيک کاساوتيس] که در آن مردي مي کوشيد تا خاطرات عشق پر شورشان را به ياد همسرش که دچار ‏فراموشي شده و در آسايشگاهي مقيم بود، بياورد. اما دور از او حديث عاشقانه اي است که پس از سال ها زندگي ‏مشترک نياز به فداکاري بزرگي براي حفظ آن احساس مي شود. در زمانه اي که ساختن فيلم درباره ميان سالان مخاطره ‏برانگيز است، شهامت سارا پولي 29 ساله براي توليد فيلمي با قهرمان هايي سالخورده ستودني است. شايد دور از او در ‏مصاف با فيلم هاي بزرگ تري چون خون روان خواهد شد يا پيرمردها وطني ندارند، قافيه را به آنها ببازد. اما چه باک، ‏لطافت و زيبايي اين فيلم اول فراموش نخواهد شد. يادآور اثر ارزشمند پل کاکس به نام معصوميت[2000] و مطالعه اي ‏صميمانه درباره ازدواج هايي که سال ها دوام يافته اند[امري نه چندان متعارف در غرب امروز] با زوجي در راس ‏درام که هنوز بعد از 4 دهه زندگي جذابيت خود را براي يکديگر حفظ کرده اند[فيونا: ناراحت نباش، من فقط دارم ‏حافظه ام را از دست مي دهم]. ‏
ژانر: درام، عاشقانه. ‏ ‏ ‏

براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم اينجا کليک کنيد

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 1:14 | لینک  | 

"پينوکيو" به جاي "نخودي" در تالار هنر
 
 
نمايش"پينوکيو" کاري از عليرضا ترمان از يک شبنه 26 خرداد در تالار هنر روي صحنه مي‌رود.
به گزارش سايت ايران‌تئاتر اين نمايش که جايگزين"وقتي نخودي غول مي‌شود" در اين تالار خواهد شد با مدت زمان 60 دقيقه ساعت 19 روي صحنه مي‌رود.
نمايش"عروسک" کاري از علي رحيمي که ساعت 17 در تالار هنر در حال اجراست تا 31 خرداد به اجراي خود ادامه مي‌دهد و هنوز کار بعدي که احتمالاً جايگزين اين نمايش مي‌شود، مشخص نشده است.
 
(هومن)
نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 13:59 | لینک  | 

((جزیره شاتر)) اسکورسیزی سال آینده اکران می شود

 

 

 

ٌٌٌٌٌٌٌجزیره شاترجدید ترین فیلم مارتین اسکورسیزی و محصول مشترک کمپانی پارامونت و کلمبیا ، اکتبر سال آینده در سینماهای آمریکا اکران می شود.

داستان این فیلم از رمان سال 2004 دنیس لهان به همین نام اقتباس شده است.

 فیلمبرداری این فیلم از اواسط فروردین ماه در ایالت ماساچوست آمریکا آغاز شده است.

داستان این فیلم درسال 1954 به وقوع می پیوندد و درباره یک دیوانه ی زنجیری است که زنان را به قتل رسانده و از تیمارستان به جزیره شاتر می گریزد.

باید یاد آور شد که دی کاپریو در این فیلم درام در نقش یک مارشال آمریکایی به نام ٌ تدی دنیلر ٌ ایفای نقش می کند، که به همراه ٌ مارک روفالو ٌ برای تحقیق در مورد این موضوع به جزیره ی شاتر در ماساچوست می روند. همچنین ٌ میلی مور تیمر ٌ و جکی ارل هیلی ٌ در جزیره شاتر نقش دو بیمار روانی و ٌ ماکس وون سیدو ٌ بازیگر مشهور سوئدی نقش یکی از پزشکان بیمارستان را بازی می کند.

بن کینگزلی ، میشل ویلیامز و پاتریکا کلارکسن دیگربازیگران این فیلم هستند.

منبع :coming soon  

(پیام)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 0:34 | لینک  | 

 

 

آنونس فیلم «کنعان» ساخته مانی حقیقی برای دانلود

 

 

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 20:31 | لینک  | 

همزمان با آخرین روزهای فیلمبرداری 

تدوین "دو خواهر" آغاز شد

 

 

تدوین فیلم سینمایی دوخواهر به کارگردانی محمد بانکی آغاز شد                          

به گزارش بانی فیلم، در حالی که این فیلم آخرین روز های فیلمبرداری خود را در اصفهان پشت سر می گذارد علی رشیدی تدوین آن را آغاز کرده است. رشیدی این روزها در اصفهان همزمان با فیلمبرداری تدوین دو خواهر را انجام می دهد تا بلافاصله پس از پایان آن صدا گذاری فیلم انجام شود. بانکی قصد دارد بلافاصله پس از پایان مراحل فنی ،  ٌدوخواهرٌ را اکران عمومی کند. تاکنون حدود 90 درصد از صحنه های این فیلم فیلمبرداری شده و پیش بینی می شود که تا آخر هفته ی جاری کار به پایان برسد ، تمام صحنه های دوخواهردراصفهان فیلمبرداری خواهد شد، بانکی این فیلم را 16 اردیبهشت ماه کلید زده بود.

 محمدرضا گلزار ، نیکی کریمی ، الناز شاکردوست ، حامد کمیلی ، بهنوش بختیاری ، پوراندخت مهیمن و احمد پور مخبر بازیگران اصلی دوخواهر هستند که این فیلم نخستین تجربه ی سینمایی حامد کمیلی به شمار می آید.

فیلمنامه ی دوخواهر را حسین مثقالی و شعله نیک روش نوشته اند. این فیلم داستان پسر جوانی است که همزمان با دو چهره ی متفاوت با دو خواهر ارتباط  برقرار می کند ، بانکی خود تهیه کنندگی اولین فیلم بلندش را بر عهده دارد.

با توجه به این که این فیلم یک فیلم کلیشه ای به حساب می آید انتظار می رود که همانند فیلم های قبلی محمدرضا گلزار فروش قابل توجه ای را داشته باشد .

 

(پیام)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 12:35 | لینک  | 

حمید گودرزی تمشک طلایی گرفت

 

 

 

 

باز هم عمل فرهنگی. این بار این شانس نصیب آقای گودرزی شد.

نصف مال فیلم ، نصف مال تئاتر به حمید گودرزی به خاطر بازی در فیلم مجنون لیلی به کارگردانی قاسم جعفری، تمشک طلایی داد. حمید گودرزی با توجه به نقشش در این فیلم (راننده تاکسی) بازی متزلزلی داشت. خیلی جاها سعی می کرد داش مشتی صحبت کند اما باز برمی گشت سر خانه ی اول: همان حمید عسگری قتل آنلاین یا بازنده ی خودمان.

مبارکش باشد

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 11:2 | لینک  | 

پس از اجرای نمایش "made in iran"
پانته‌آ بهرام جایزه جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی واپ را دریافت کرد

 

 

نمایش "made in iran" کار پانته‌آ بهرام در جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی واپ جایزه The best orginal performance" را به خود اختصاص داد.
پانته‌آ بهرام، کارگردان نمایش "made in iran" که هفته گذشته با اجرای این نمایش در جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی "wap" که در کشور چک برگزار شد حضور پیدا کرد، با اعلام این خبر به سایت ایران تئاتر گفت: جشنواره تئاتر عروسکی "wap" در شهر پراگ کشور چک برگزار شد و ما در دومین روز برگزاری این جشنواره اجرا داشتیم.
حضور در این جشنواره حاصل رایزنی افشین فائزی مسئول بخش بین‌الملل گروه ما بود که با مجموعه‌ای از فستیوال‌های معتبر دنیا تماس برقرار کرده بود و این حرکت به طور قطع ادامه نیز خواهد یافت.
وی در ادامه افزود: در این جشنواره از کشورهایی چون آمریکا، ایتالیا، لهستان، هلند، تایلند، برزیل و... نیز گروه‌های نمایشی حضور داشتند و نکته قابل توجه اینجاست که پس از اجرای نمایش made in iran" با استقبال پرشور هیأت داوری و مخاطبان جشنواره مواجه شدیم.
بهرام که نمایش "made in iran" را علاوه بر اجرای عمومی در ایران، سال گذشته نیز در فنلاند اجرا کرده و جایزه "دوشیزه ایماترا" را نیز دریافت کرده، در خصوص تغییرات احتمالی اجرای این نمایش در جشنواره "واپ" اظهار کرد: این نمایش را با همان شکل و شیوه اجراهای گذشته و با همان گروه نمایشی اجرا کردم اما عروسک نمایش ایرانی "خیمه شب بازی" یعنی عروسک "مبارک" را به این اجرا اضافه کردم. همچنین پاره‌ای از حرکات بچه‌ها را نیز به سمت حرکات عروسکی هدایت کردم.
این نمایش مجموعه‌ای از زیبایی‌های ایرانی را دربر می‌گیرد که به عنوان یک ایرانی به آن می‌بالیم. در این نمایش زیبایی‌هایی چون فرش ایرانی، موسیقی ایرانی، اشعار مولانا و... را به تصویر کشیده‌ایم.
کارگردان نمایش "made in iran" با اشاره به سخت بودن تصمیم‌گیری هیأت داوران در خصوص داوری نمایش "made in iran" گفت: تصمیم‌گیری در خصوص این نمایش برای هیأت داوران بسیار دشوار بود، چرا که با توجه به محتوای جشنواره، این نمایش صددرصد نمایش عروسکی محسوب نمی‌شود ولی خوشبختانه تحت تأثیر اجرای آن قرار گرفتند و مورد توجه آن‌ها و تماشاگران قرار گرفت.
این بازیگر تئاتر درباره احتمال برنامه‌ریزی منظم برای اجرای نمایش گفت: در کشور ما این قاعده وجود دارد که یک نمایش پس از یک دوره اجرا و یا حضور در یک جشنواره پرونده‌اش بسته می‌شود. این در حالی است که در سایر کشورها وقتی یک کارگردان اثری را خلق می‌کند، بارها آن را اجرا می‌کند و شاید 15 سال پیاپی نیز این اتفاق بیفتد.
در مورد نمایش "made in iran" باید بگویم این نمایش یک دوره تلاش طولانی را پشت سر گذاشته و صرفاً تمرین کوتاه مدتی برای اجرا در زمان مشخص برای آن در نظر گرفته نشده بلکه مدت‌ها مشغول تمرین آن بودیم. علاوه بر این، این نمایش به مرحله‌ای رسیده که با حضور در هر جشنواره، موفق به کسب جوایز آن جشنواره می‌شود، بنابراین احتمال حضور این نمایش در کشورهای مختلف و اجراهای بعدی آن نیز وجود دارد.
بهرام در پایان از حمایت سفارت ایران در چک و گروه نمایشیش تشکر کرد.
 
(هومن)
نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 18:59 | لینک  | 

 نقدی بر فیلم "مجنون لیلی" به بهانه ی پایان اکران این فیلم

 

 

وقتی که آبان ماه خبر ساخت فیلم مجنون لیلی را شنیدم راستش خیلی خوشحال شدم این شادی و خوشحالی من از آن جا بود که بازیگران توانایی همچون حامد بهداد ، استاد رضا رویگری ، ابوالفضل پورعرب و .... قرار بود در این فیلم که کارگردان آن قاسم جعفری بود به ایفای نقش بپردازند با توجه به سابقه ی نسبتا ً خوبی که آقای جعفری از خود به جا گذاشته بود خیلی ها انتظار دیدن فیلمی زیبا با چنین بازیگرانی و به قول خود قاسم جعفری چنین فیلنامه ی بسایر قویی که البته پس از اکران فیلم اصلا آنطور که گفته میشد نبود را داشتند. اگر اشتباه نکم اتمام فیلمبرداری این فیلم مصادف بود با تولد امام رضا و 2 ماه مانده بود به جشنواره عوامل این فیلم تلاش خودشان برای رساندن این فیلم به جشنواره داشتن ادامه میداند که در آخر هم موفق نشدند که همان بهتر که نشد زیرا با چنین موضوع و کارگردانی ضعیف آقای جعفری از نظر خیلی ها مطمئناً  کوچکترین توجهی در جشنواره به این فیلم نمیشد که این باعث زیرسوال رفتن بازیگران پرشماراین فیلم بود.خیلی ها منتظر اکران عمومی این فیلم بودند زیرا محمد رضا گلزارسوپراستار درآن ایفای نقش کرده بود که بلاخره این فیلم جواز اکران عمومی در 2 ماه اول سال 87 را دریافت کرد و تبلیغات این فیلم فقط و فقط با نام محمد رضا گلزار شروع شد اصلا مثل این که عوامل این فیلم می دانستند که چگونه از نام محمد رضا گلزار سوء استفاده ی لازم را ببرند تا این فیلم به فروش لازم برسد. بعد از تعطیلات ایام نوروز که این فیلم را موفق شدم ببینم باور کنید از رفتن به سینما پشیمان شدم زیرا اصلاً از آقای جعفری انتظار چنین فیلمی با کارگردانی این چنین ضعیفی را نداشتم و مطمئناً اگر گلزار در این فیلم بازی نمیکرد فکر نکنم فروش این فیلم به 300 میلیون تومان هم می رسید این نه تنها حرف من است بلکه حرف خیلی از مردم عادی دیگه که این فیلم را دیدند از جمله همین هومن خودمان هم هست. اول فیلم تقریباً جالب آغاز شد ولی هرچه بیشتر پیش میرفتیم شاهد پیدایش ضعف های بیشتری در فیلمنامه ی این فیلم بودیم . وقتی اولین سکانس گلزار روی پرده آمد اکثر کسانی که اطراف من نشسته بودند مخصوصاً دختر خانوما شروع کردن به تعریف کردن از گلزار که وای چقدر خوشکل شده وای چقدر خوشتیپ شده و ده ها وای دیگه هرچی اونا تعریف میکردن من بیشتر افسوس می خوردم که ای کاش آقای سوپر استار که انقدر خاطر خواه داره کمی نسبت به گذشته پیشرفت میکرد و کمی نوع بازی هایی که میکرد فرق داشت. آهنگ های بیش از حد میان این فیلم من را یاد سینمای بالیوود (هند) می انداخت. یه قسمت از این فیلم که برای خود من خیلی مبهم شده بود این بود که این درست که گلزار به علت این که عکاس بوده به خیلی ها شماره داده ولی به این همه آدم که شماره داده از آن ها شماره هم گرفته ؟ چون وقتی دنبال کادوی شب ولنتاین می گرده به تمام کسانی که شماره داده زنگ میزنه و من نمی دونم جواب آقای جعفری نسبت به این سوال من چی میتونه باشه. پس از صحنه ی تصادف گلزار در این فیلم ما شاهد این بودیم که گلزار به مدت طولانی از فیلم کنار رفت که در این مدت من شاهد اعتراض خیلی از دختر خانوما و حتی آقا پسرهایی بودم که فقط و فقط به خاطر گلزار به دیدن این فیلم آمده بودن زیرا مرتب تکرار میکردن پس گلزار چی شد؟ من که در این فیلم فقط از بازی استاد رویگری و حامد بهداد عزیز لذت بردم چون به خوبی توانسته بودند از چنین فیلنامه ی ضعیفی چنین بازی قدرتمندی بسازن البته تلاش محمد رضا گلزار عزیز هم نباید نادیده گرفت زیرا او با اسم زیبایش سهم بسیارعظمیمی در فروش این فیلم داشت.

 

(پیام)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 16:20 | لینک  | 

خلاصه ی داستان

"چشم به راه گودو"

نمایشنامه ای از "ساموئل بکت"

 

 

"غروب, در کنار راهی در خارج شهر با درخت" بدون برگ. دو انسان به ظاهر ولگرد و فقیر به نام های استراگون (گوگو) و ولادیمیر (دی دی) با کسی به نام گودو که نمی دانند کیست، قرار ملاقات دارند، و چشم به راه نشسته اند. انتظار آنها امیدی برای زیستن است.

استراگون شب گذشته را در گودالی گذرانده و افراد ناشناسی او را کتک زده اند. صحبت درباره کتک خوردن، آنها را به یاد خشونت مردم می اندازد و تأسف می خورند که چرا در سال 1900، آنگاه که هنوز زیبا بودند و آب و رنگی داشتند خودشان را از بالای برج ایفل به زیر نیانداخته اند. گوگو از کفش های تنگش که پاهای او را به درد می آورند و دی دی از کلاهش که باعث خارش سرش می شود و همچنین بیماری مثانه، رنج می برند. آنها نمی توانند بروند چون منتظر گودو هستند و محکوم اند که در این مکان بمانند، تا زمانی که آقای گودو به قولش عمل کند. آن ها نه هیچ اطمینانی به این قول و قرار دارند و نه به این که محل ملاقات آنها در این مکان و در زیر همین درخت باشد.

به راستی چه در خواستی از گودو خواهند داشت؟ از دعا و استغاثه و از توقعات بدون پاداش صحبت می کنند. بدون اینکه گودو هیچ تعهدی را پذیرفته باشد. ولی امیدوارانه به کمک او، شاید از همین امشب در رختخواب خشک و گرم و با شکمی سیر بخوابند. وقتی صدای فریادی که احتمالاً ورود گودو را باید اعلام کند، می شنوند به وحشت می افتند و به هم می چسبند. سپس دوباره چشم به راه می نشینند. گوگو گرسنه اسن و دی دی آخرین هویجش را که در جیب پنهان کرده، به او می دهد. بعد از این جز شلغم چیزی نخواهد بود.

ورود یک ارباب (پوزّو) با برده اش (لوکی) زندگی آنها را از یکنواختی در می آورد. پوزّو از اینکه به وسیله ی این دو ناشناس، شناخته نشده و او را به جای گودو، که او را هم نمی شناسد، گرفته اند و به خصوص از اینکه در روی زمین های او منتظر گودو هستند متعجب شده است! لوکی ایستاده می ماند و از خستگی به خواب می رود. طناب گلویش را می فشارد، نفس نفس می زند و اعتراضی نمی کند. پوزّو قبل از عزیمت، به لوکی دستور می دهد برقصد و سخنرانی کند. او ماشین وار با جملاتی  پراکنده سخن می گوید. برای خاموش کردن او باید کلاه را از سرش بردارند. بعد از خروج پوزّو و برده اش، پسربچه ای وارد می شود و اعلام می کند: "آقای گودو امشب نمی آید ولی فردا حتماً خواهد آمد." و می رود. گوگو و دی دی آماده ی رفتن می شوند. یک لحظه هردو به فکر می افتند خودشان را به درخت حلق آویز کنند اما پشیمان می شوند. بی حرکت می مانند. ماه در انتهای صحنه بالا می آید.

فردای آن روز در همان ساعت و همان مکان، ولادیمیر تغییر منظره را به دوستش نشان می دهد: بر درخت چند برگ روئیده است، استراگون هیچ چیز به خاطرش نمی آید. نه درخت، نه پوزّو ، نه لوکی. فقط ضربه ی لگدی که دریافت کرده و استخوان مرغی را که به او داده بودند را به یاد دارد. استراگون جنین گونه به خواب می رود اما خوابش بیش از چند لحظه طول نمی کشد. ولادیمیر کلاه لوکی را روی صحنه می یابد، با آن بازی دست به دست کردن کلاه و به سر گذاشتن، در می آورند. بعد ادای پوزّو و لوکی را در می آورند. پوزّو و لوکی وارد می شوند و روی زمین می افتند. یک لحظه استراگون، پوزّو را به جای گودو می گیرد و اعلام می کند: "به موقع رسید...بالاخره نجات یافتیم..."

پوزّو کمک می طلبد. دی دی و گو گو بر سر مقدار پولی که برای کمک باید بگیرند، بحث می کنند. در این لحظه احساس می کنند که به عنوان نمایندگان کل بشریت چشم به راه گودو هستند، و در انتظار، وقت را به هر صورتی که می توانند پر می کنند. پوزّو نابیناست و مفهوم زمان را از دست داده و لوکی گنگ است.

بعد از خروج پزّو ، استراگون می خوابد، همان پسربچه ی پرده ی اول وارد می شود. ولادیمیر سعی می کند در باره ی گودو اطلاعات بیشتری به دست آورد و می فهمد که گودو مردی است که ریش سفید دارد. پسربچه اعلام می کند که " گودو امشب نمی آید ولی حتماً فردا خواهد آمد". گوگو پیشنهاد می کند که برای همیشه دست از انتظار بردارند یا خود کشی کنند . به درخت نزدیک می شوند ، استراگون طناب نازکی که به جای کمربند به کمرش بسته است را در می آورد. طناب به قدر کافی محکم نیست. دو مرد تصمیم می ئگیرند بروند اما تکان نمی خورند. شب فرا می رسد، ماه در انتهای صحنه بالا می آید."

منبع: ماهنامه ی تخصصی صحنه

 

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 17:5 | لینک  | 

تماشای 28 هزار فیلم توسط یک نفر

 

 

يك خوره فيلمهاي سينمايي اهل ولز تاكنون بيش از 28هزار فيلم را تماشا كرده است كه بر اساس آمار اطلاعات موجود تاكنون هيچ كس به تنهايي اين تعداد فيلم را تماشا نكرده است و اين شخص به تنهايي در دنيا بيشترين تعداد فيلم سينمايي را نگاه كرده است.

«گويليم هيوز» موفق شده تاييديه حد نصابهاي جهاني گينس را نيز در اين خصوص بگيرد. در اين گواهي تاييد شده آقاي «هيوز» 63 ساله اهل دالگلا كه هفته اي 14 فيلم تماشا مي كند هم اكنون با تماشاي 28075 فيلم دارنده حد نصاب در اين زمينه است. البته تا گواهي صادره و به دست اين شيفته سينما رسيده وي 213 فيلم ديگر نيز تماشا كرده و بايد دوباره گواهي ديگري برايش صادر شود.

منبع:عصر ایران

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 13:2 | لینک  | 

جونو
Juno

 

 

کارگردان: جيسون ريتمن. فيلمنامه: ديابلو کودي. موسيقي: مت مسينا. مدير فيلمبرداري: اريک استيلبرگ. تدوين: دينا ‏ئي. گلاوبرمن. طراح صحنه: استيو سيکلد. بازيگران: الن پيج[جونو مک گاف]، مايکل سرا[پاولي بليکر]، جنيفر ‏گارنر[ونيسا لورينگ]، جيسون بيتمن[مارک لورينگ]، آليسون جني[برن مک گاف]، جي. کي. سايمونز[م کمک گافه، ‏اليويا ثريلباي[لي]. 96 دقيقه. محصول 2007 آمريکا، کانادا، مجارستان. نامزد جايزه اسکار بهترين کارگرداني-بهترين ‏فيلم-بهترين بازيگر نقش اصلي زن و بهترين فيلمنامه اصيل، نامزد جايزه بهترين تدوين از انجمن تدوينگران آمريکا، ‏نامزد جايزه بافتا براي بهترين بازيگر نقش اصلي زن و بهترين فيلمنامه، برنده جايزه بهترين فيلم به انتخاب تماشاگران ‏و نامزد 4 جايزه ديگر از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه بهترين بازيگر زن نقش اول و بهترين فيلمنامه از ‏انجمن منتقدان فيلم اوهايو، ، برنده جايزه بهترين بازيگر زن نقش اول-بهترين فيلمنامه- بازيگر خوش آتيه/سرا از مراسم ‏انجمن منتقدان فيلم شيکاگو، برنده جايزه بهترين فيلمنامه از مراسم انجمن منتقدان فيلم دالاس فورت ورث، برنده جايزه ‏بهترين بازيگر نقش اول زن-بهترين فيلمنامه و جايزه پالين کيل از مراسم انجمن منتقدان فيلم فلوريدا، برنده جايزه ويژه ‏داوران جوان و نامزد جايزه بزرگ بهترين فيلم از جشنواره گيخون، نامزد گولدن گلاب بهترين فيلم-بهترين بازيگر نقش ‏اول زن و بهترين فيلمنامه و....‏
جونو دانش آموز دبيرستاني بعد از مدتي دوستي با پاولي بليکر-يک از هم مدرسه هاي و عضو تيم دوي ميداني- تصميم ‏مي گيرد تا اولين تجربه جنسي اش را با وي صورت دهد. اين تجربه منجر به حاملگي وي مي شود. جونو پس از ‏مشورت با دوستش لي و مراجعه ناموفق براي سقط فرزند ناخواسته، تصميم مي گيرد تا کودک را به دنيا آورده و سپس ‏آن را در اختيار زوجي قرار دهد که قادر به بچه دار شدن نيستند. پس از مدتي زوج مارک و ونيسا لورينگ را پيدا مي ‏کنند. زوجي مرفه که از بچه دار شدن نوميد شده و به نظر مي رسد بهترين گزينه باشند. بعد از ملاقات و امضاي ورقه ‏هاي قانوني پدر جونو مادرخوانده اش شروع به مراقبت از وي مي کنند. اما با نزديک شدن به زمان به دنيا آمدن کودک ‏همه چيز به هم مي ريزد.‏

چرا بايد ديد؟
راجر ايبرت و چند منتقد ديگر با ديدن اين فيلم کوچک، جمع و جور و کمدي ميان خيل فيلم درام به شدت سر ذوق آمده ‏و ستايش هاي فراواني نصيب آن کرده اند. اتفاقي که در ميان اعضاي آکادمي اسکار هم تکرار شده و جونو را به يکي ‏از 5 نامزد اصلي مراسم امسال تبديل کرده است. اما فارغ از اين هياهوها جونو يک فيلم متوسط رو به بالا است. يکي ‏کمدي درام با فيلمنامه اي قابل قبول که موضوع آن بر تمامي فيلم سايه افکنده و ديدگاه هاي تماشاگران و منتقدان را تحت ‏تاثير قرارداده است. البته توفيق تجاري اين فيلم کم هزينه[7 و نيم ميليون دلار بودجه در برابر 87 ميليون در آمد] نيز ‏در اين روند بي تاثير نبوده است. ‏
موضوع بارداري ناخواسته در ميان نوجوان ها و سرنوشت کودکان محصول روابط جنسي خارج از قراردادهاي ‏مرسوم اجتماعي، چند دهه اي است که ذهن دولتمردان و روانشناسان اجتماعي را به خود مشغول کرده است. طبيعي ‏است در کشوري چون آمريکا که هنوز بسيار از مردم مخالف سقط جنين هستند، از ميان بردن ثمره چنين همخوابگي ‏هاي گناه محسوب مي شود و خيلي ها مانند جونو تشويق به تولد فرزندشان مي شوند. البته همه اين جوانان پدر و مادر ‏فهميم و بامزه اي چون والدين او ندارند يا لاقل دوستي شفيق چون لي. اما مشکل اينجاست که جونو در خود آمادگي ‏نگهداري از کودک را نمي يابد، ولي مارک نيز بعدها با وجود رسيدن به سومين دهه عمرش در خود آمادگي لازم را ‏حس نمي کند. ببخشيد پس تکليف اين همه بچه بي صاحب چي مي شود؟!‏
پيشنهاد کارگردان و فيلمنامه نويس بروز علاقه و احساس مسئوليت نزد جونو نسبت به فرزند و حضور مفيد ونيسا است ‏و اين که در پايان باز هم جونو و پائولي در کنار هم قرار گرفته اند. اما اين بار با درکي بيشتر نسبت به قبل و قبول ‏مسئوليت. بازهم جاي شکرش باقي است. اما آن چه فيلم را ديدني مي کند تنها بازي يا فيلمنامه آن نيست. تيتراژ به شدت ‏ديدني و حاشيه صوتي آن که پر از ترانه هاي روز و نوجوان پسند است، نقشي بزرگ در توفيق فيلم دارد.‏
جيسون ريتمن متولد 1977 مونترال و فرزند ايوان ريتمن کارگردان است. از 21 سالگي با فيلم ‏Operation‏ شروع به ‏فيلمسازي کرده و با فيلم قبلي خود ا اين که سيگارمي کشيد متشکريم به شهرت رسيده است. ‏
ژانر: کمدي، درام، عاشقانه.

براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم اينجا کليک کنيد

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 11:32 | لینک  | 

رويترز خبر داد

كمپاني «يونيورسال» در آتش سوخت

 

 

 

 

 

 

كمپاني «يونيورسال»، يكي از شش كمپاني مهم فيلمسازي جهان، روز گذشته به دلايل كه هنوز اعلام نشده است، در آتش سوخت.
به گزارش خبرگزاري رويترز، كمپاني يونيورسال ظهر روز گذشته به دلايلي نامعلوم در لس‌آنجلس طعمه حريق شد.
بنا بر اين گزارش، در پي اين حادثه، حدود 500 آتش نشان به محل اعزام شدند و آنها توانستند پس از 12 ساعت، آتش را تحت كنترل خود درآورند.
اين حادثه تلفات جاني در بر نداشت ولي 9 آتش نشان و يك معاون كلانتر كه مجروح شده بودند، به بيمارستان منتقل شدند.
به گفته مقامات محلي، درحالي كه هنوز ميزان دقيق خسارت وارد شده به كمپاني يونيورسال برآورد نشده، ولي در اين آتش سوزي پنج ساختمان اصلي و حدود 50 هزار دستگاه لوازم سمعي‌بصري موجود در اين كمپاني به كلي نابود شده است.

(پیام)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 20:3 | لینک  | 

سلام ، من مرگم!

 

مـُهر هفتم: شطرنج بازی شوالیه با مرگ

 

(تلفن زنگ می خوره و من گوشی رو برمی دارم)

 

-بله؟

-تق تق

-بفرمایید؟

-منم!

شما؟!    

-همون که دیروزم گفتم تق تق تق!!

-خوب من دیروزم پرسیدم شما جواب ندادی!

-تق تق

-بفرمایید؟

-منم!

-شما؟

-تق تق

-این چه مفهومی داره؟

-من مرگم!

-کی؟

-تق تق

-اگه مرگی پس چرا با تلفن زنگ زدی؟

-پس با چی زنگ بزنم؟

-چه می دونم!...یه جوری که من هول نکنم.

-خوب.........(تق تق)

-یعنی چی؟

-یعنی تق تق

-چرا دیروز سه تا تق گفتی، امروز دو تا تق می گی؟

-تق تق، فردا یه تق می گم، (تق تق)

-داری سربه سرم می ذاری؟

-نه.........(تق تق)

-اگه جواب ندی تلفن و قطع می کنم!

-من وظیفم اطلاع رسانی بود...

-که چی؟

-هر موقع تق تقای عمرت تموم بشن...تو می میری! (تق تق)

 

 (از پشت تلفن صدای بوق اشغالی میاد)

 

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 19:21 | لینک  | 

وابستگی به اندیشه بُعدی اجتماع
نگاهی به نمایش" رویا در شب نیمه تابستان " نوشته ویلیام شکسپیر با دراماتورژی و کارگردانی حسن معجونی
 
 
صبا رادمان

بی گمان هرگز نمی توان در چند سطر راز نمایشنامه نویسی شکسپیر را بیان کرد؛ زیرا هیچ درام نویسی به اندازه شکسپیر بررسی و تحسین نشده است . تحسینی که در پی قرن ها تغییر و تحول در عرصه نمایشنامه نویسی ، هم چنان کارگردانان به نام جهان را واداشته تا اجرایی از آثار این نمایشنامه نویس را در کارنامه حرفه ای خود ثبت کرده و به آن ببالند.
یکی از ویژگی های آثار شکسپیر این است که داستان های گوناگون در آغاز به هم بافته می شوند و تا حدی مستقل از یکدیگر به پیش می روند اما سرانجام در نهایت به یکدیگر پیوند می خورند، به طوری که حل یکی از مسائل ، راه به حل مسائل دیگر می برد؛ و به این طریق یک کثرت آشکار به وحدت می رسد .
حرکت آزادانه زمان و مکان در آثار این نمایشنامه نویس نامی یکی دیگر از ویژگی های اوست. که امروزه تئاتر دنیا را به جریان هایی همانند تعلیق زمان و مکان و یا حتی برهم ریختن آن (زمان و مکان) تبدیل کرده است .
" رویای شب نیمه تابستان " از جمله آثار این درام نویس انگلیسی است. نمایشی که در دسته کمدی های فانتزی قرار گرفته و حسن معجونی با تاویل خود، آن را بر روی صحنه تالار مولوی به اجرا در آورده است.
دنباله نقد را در ادامه مطلب بخوانید.................................
 
(هومن)

ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 11:45 | لینک  | 

مغول
Mongol

 

 

کارگردان: سرگئي بودروف. فيلمنامه: عارف عليف، سرگئي بودروف. موسيقي: توماش کاته لينن. مدير فيلمبرداري: ‏روگيه اشتوفرز، سرگئي تروفيموف. تدوين: والديس اسکارسدوتير، زاخ اشتينبرگ. طراح صحنه: داشي نامداکوف. ‏بازيگران: تادانوبو آسانو[تموچين]، هونگلي سون[جاموکا]، خولان چولون[بورته]، اودنيام اودسورن[تموچين جوان]، ‏آماربولد توينبايار[جاموکاي جوان]، بايارتستسگ اردنبات[بورته جوان]، آمادو مامادکوف[تارگوتاي]، با سن[اسوگي]، ‏بو رن[تايچار]. 120 دقيقه. محصول 2007 آلمان، قزاقستان، روسيه، مغولستان. نام ديگر: ‏Mongol‏. نامزد اسکار ‏بهترين فيلم خارجي، برنده جايزه عقاب طلايي بهترين طراحي لباس/کارين لوهر و بهترين تدوين صدا/استفان کونکن ‏مراسم آکادمي روسيه. ‏
تموجين فرزند يکي از خان هاي مغول، پس از نامزد کردن دخترکي به نام بورته شاهد قتل پدرش اسوگي و تاراج ثروت ‏وي مي شود. تموچين که به اسارت تارگوتاي در آمده، چند سال بعد موفق به فرار مي شود و تصميم مي گيرد تا با ‏دشمنان خود جنگيده و مقام خاني را به چنگ آورد. او که بورته را نيز فراموش نکرده، به سراغ وي مي رود. پس از ‏بازگشت به همراه بورته، بار ديگر دشمنان بر او تاخته و اين بار بورته را نيز از چنگ وي خارج مي کنند.‏‎ ‎تموچين ‏ناچار به سراغ تنها دوستش جاموکا مي رود تا با کمک وي بورته را نجات دهد. جاموکاي و افرادش به تموچين در ‏رهانيدن بورته از دست مرکيت ها کمک مي کنند. اما رفتار سخاوتمندانه تموچين در تقسيم غنايم با افراد، سبب مي شود ‏تا آنها جاموکاي را رها و با تموچين همراه شوند. مدتي بعد تموچين بار ديگر اسير و زنداني مي شود. اين بار بورته که ‏توسط راهبي پير از محل وي آگاه شده، براي رهانيدن وي عازم مي شود.‏‎ ‎تموچين با کمک بورته از زندان مي گريزد، ‏و اين بار تنها نقشه اي که در سر دارد متحد کردن قوم مغول و دستيابي به کشورهاي بسيار است...‏

چرا بايد ديد؟
فيلم با ضرب المثلي مغولي آغاز مي شود: هرگز از يک توله متنفر نباش، چون ممکن است بچه يک ببر باشد. ‏
جان کلام سازندگان مغول يا آخرين نسخه سينماي زندگي نامه چنگيزخان نيز گويا همين ضرب المثل بوده و تصميم به ‏ساخت فيلم حماسي و باشکوه از زندگي اين مرد داشته اند. فراموش نکنيم که طولاني قصه درباره اين شخصيت ‏خونخوار تاريخي نيز در دوره استيلاي استالين توسط واسيلي يان روسي نوشته شده - چنگيزخان[1939]، باتو[1941] ‏و به سوي آخرين دريا[1954]- که قرار بوده همچون چنگيزخان دنيا را فتح کند. بي شباهت هم نبودند چون هر دو بر ‏اساس ياساي خويش هر کاري را فقط با مرگ پاداش مي دادند!‏
از دو نسخه سينمايي زندگي نامه چنگيز[تا جايي که من به ياد دارم] با شرکت جان وين!!! و عمر شريف!! مي گذرم که ‏هر دو جزو بدترين فيلم هاي سازندگانشان هستند. متاسفانه فيلم 1998 ساي فو و ليسي ماي-محصول چين و مغولستان، ‏برنده 8 جايزه معتبر- را هم نديده ام. تنها فيلم نزديک به واقعيت، سريالي دهه هشتادي بود که از تلويزيون ايران هم به ‏نمايش در آمد و مانند همين يکي مي خواست چنگيزخان را به چنگيزجان تبديل کند. خان زاده بخت برگشته اي که پدر و ‏محبوب را از دست داده و براي باز پس گرفتن همسر و سروري پدر تصمي به جنگيدن مي گيرد. سرنوشتي پر از ‏نامردي و خيانت و بدبختي که مي تواند با کمک حس همذات پنداري از اين شخصيت، خونخواري نازنين و محق بسازد. ‏تنها تفاوت مجموعه قبلي و فيلم فعلي در ابعاد آنهاست. مغول با سرمايه اي 20 ميليون دلاري ساخته شده و قرار است ‏اولين بخش از يک سه گانه باشد. فيلمي که از سوي قزاقستان[چرا مغولستان نه ؟!] به آکادمي ارائه شده و هر چند در از ‏شانس زيادي برخوار نيست، اما محصولي عطيم است که مي تواند براي سينماي آن کشور اعتبار به همراه آورد. ‏
بايد اعتراف کنم که چنگيزخان بر خلاف تصور ما که تاريخ کشورمان مملو از روايت هاي خونريزي مغولان است، از ‏سوي مردم بسياري کشورها و حتي مورخين شان يک فاتح و مردي بزرگ قلمداد مي شود. شخصيتي کاريزماتيک مانند ‏هيتلر که هنوز دوستداران بسيار دارد. بديهي است زندگي نامه او به عنوان قصه اي که به دفعات روايت نشده و هنوز ‏تازگي خود را حفظ کرده، مورد توجه فيلمسازان قرار گيرد. سرگئي بودروف در اولين بخش از تريلوژي خود تنها به ‏دوره جواني و آغاز شکل گيري امپراطوري مغول پرداخته است. فيلم در قزاقستان و چين فيلمبرداري شده و پر از ‏صحنه هاي چشمگير نبرد است و از تموچين قهرماني منصف و همسر نواز تصوير مي کند. او اولين مغولي است که به ‏خاطر يک زن جنگ مي کند. اگر مدتي است فيلمي حماسي و بزرگ نديده ايد، مغول همه چيز دارد. فراموش کنيد که ‏اين مرد بعدها موسس امپراطوري هزار ساله اي مي شود که نيمي از جهان را زير فرمان خود داشته و خون هاي ‏زيادي مي ريزد. مغول تاکنون در کشورهاي اندکي از جمله روسيه[نزديک به يک 8 ميليون دلار در آمد] به نمايش در ‏آمده، اما نامزدي اسکار بهترين فيلم خارجي راه را براي پخش جهاني آن باز خواهد کرد.‏
سرگئي ولاديميروويچ بودروف متولد 1948 خاباروفسک از فيلمسازان مشهور روسيه و دنياست که از ميانه دهه ‏‏1970 به کارگرداني اشتغال دارد. معروف ترين فيلم هاي او آزادي بهشت است[1989]، اسير قفقازي[1996]، ‏Running Free ‎‏[1999] و بوسه خرس[2002] است. ‏
ژانر: درام، تاريخي. ‏

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 15:16 | لینک  | 

موفقيت گروه تئاتر ايراني در جشنواره "روسكايا كلاسيكا" روسيه
 
 

خبرگزاري آريا- بازيگرزن گروه ايراني تئاتر شركت كننده در جشنواره "روسكايا كلاسيكا" روسيه جايزه بهترين بازيگر زن اين جشنواره را از آ‌ن خود کرد.

به گزارش سرويس هنري خبرگزاري آريا، نمايش خواستگاري نوشته آنتوان چخوف نمايشنامه نويس روسي و به كارگرداني اسماعيل شفيعي برنده جايزه بهترين نقش زن جشنواره تئاتر بين المللي روسكايا كلاسيكا در روسيه شد.

بنا براين گزارش نمايش خواستگاري موفق به دريافت يكي از سه جايزه اصلي جشنواره شده و جايزه بهترين بازيگرنقش زن به خانم مه لقا باقري تعلق گرفت.

سيزدهمين جشنواره تئاترروسكايا كلاسيكا هفته اخير در شهر لوبنيه واقع در حومه مسكو برگزار شد و در آن 20 نمايش از كشورهاي روسيه ،‌ قزاقستان ، ايتاليا، آلمان ،اسپانيا ،ايران و مقدونيه به نمايش در آمد.

گروه ايراني شركت كننده در جشنواره روسكايا كلاسيكا از فارغ التحصيلان و دانشجويان دانشگاه تهران ، تربيت مدرس و دانشگاه هنر تشكيل يافته بود.

استقبال از نمايش ايراني به گونه اي بود كه گروه ايران بلافاصله پس از اجراي نمايش از طرف مديران جشنواره هاي تئاتر مقدونيه و اسپانيا براي اجراي نمايش در اين كشورها دعوت و اجراي نمايش در اين كشورها قطعي شد.

گروهي از ايران نيز سال گذشته در جشنواره روسكايا كلاسيكا نمايش اجرا كرده بود كه جايزه اول بازيگري اين جشنواره را از آن خود كرد.

 

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 12:5 | لینک  | 

m.ghasembeik@hotmail.com

نکات مهم فيلمهاي هاليوودي

 

* عملیات پلیسی همیشه حتما به کلوب استریپ‌تیز کشیده میشه.
*
هر شماره تلفنی با 555 شروع میشه.
*
تختخوابها یک روکش مخصوص با فرم L دارند که خانمها رو تا سینه بپوشونه و آقایون رو از کمر به پایین.
*
در هر ساک خریدی دست کم یک نون باگت پیدا میشه.
*
هر کس میتونه یه هواپیمای در حال پرواز رو به زمین بنشونه، به شرط اینکه یک نفر از برج مراقبت بهش قدم به قدم توضیح بده.
*
ماتیک لب هرگز پاک نمیشه، حتی حین غواصی.
*
لوله‌های سیستم تهویه مطبوع در هر ساختمونی بهترین نقطه برای مخفی شدن هستند و ضمنا میشه از طریق اونها به هرجای ساختمون راه پیدا کرد.
*
اگه کسی بخواد اسلحه‌اش رو پرکنه همیشه خشاب اضافه همراه داره.

ادامه این نکات خواندنی را در ادامه مطلب بخوانید...........

 

(هومن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 18:5 | لینک  | 

استعداد و خلاقيت رمز ماندگاري بازيگران
گفت‌وگو با دکتر مسعود دلخواه درباره مقوله بازیگری در ایران

 

 

 بهنام علی‌بخشی

مقوله بازیگری در تئاتر ایران چیزی نیست که مربوط به امروز و دیروز باشد. تاریخ تئاتر و سینمای ایران تاکنون بازیگران شاخصی را به خود دیده که هر یک با سبک و شیوه‌ای متفاوت ماندگار شده‌اند و جدای از ماندگاری، محبوبیت زیادی در میان اهل هنر، مردم و منتقدان کسب کردند.
آنچه می‌خوانید گفت‌وگویی است با دکتر مسعود دلخواه درباره بازیگری در ایران و خارج از کشور.

1- به نظر شما بازیگری با فرهنگ و ضمیر ناخودآگاه جمعی یک ملت ارتباطی دارد؟
این سؤال کمی کلی است. بله بازیگری به خصوص در تئاترهای آیینی همیشه ارتباطی خودآگاه یا ناخودآگاه با ناخودآگاه جمعی دارد. ولی اگر بخواهیم شیوه‌های بازیگری مدرن را بررسی کنیم نه مثلاً در ایران، شیوه بازیگری که در تعزیه است خود به خود ریشه در باورهای مذهبی مردم پیدا می‌کند و مردمی که می‌آیند این تئاترهای آیینی را ببینند خود به خود یک زمینه اعتقادی نسبت به داستانی که اتفاق افتاده و حالا به شکل نمایش درآمده دارند همین طور در کشورهای دیگر نیز چنین است. مثلاً در ژاپن مثل کابوکی و یا رقص تئاتر کاتاکالی در هند. این‌ها همه ریشه در مذهب و سنت‌های باستانی و یا آیین‌های مذهبی این ملت‌ها دارد. در نتیجه می‌شود ریشه‌شان را بررسی کرد ولی وقتی وارد دوران مدرن تئاتر می‌شویم به خصوص در قرن 19 و 20 شیوه‌های بازیگری جهان‌شمول شدند. یعنی نمی‌توان گفت که سیستم استانیسلاوسکی و یا شیوه بازیگری برشت در هر ملتی متفاوت است. یعنی می‌توان گفت به تئاترهای آیینی ربط پیدا می‌کنند که به باورهای جمعی مردم هر کشور مرتبطند. ولی شیوه‌های بازیگری مدرن ضرورتاً به ناخودآگاه جمعی هر ملتی به طور خاص مربوط نمی‌شوند.

ادامه این گفتگو در ادامه مطلب..............................

منبع :سایت ایران تئاتر

(هومن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 18:44 | لینک  | 

ناقوس غواصي و پروانه
The Diving Bell and the Butterfly

 

 

کارگردان: جولين شنابل. فيلمنامه: رونالد هاروود بر اساس داستاني از ژان دومينيک بائوبي. موسيقي: پل کانته لون. ‏مدير فيلمبرداري: يانوش کامينسکي. تدوين: ژوليت ولفلينگ. طراح صحنه: مايکل اريک، لوران اوت. بازيگران: ماتيو ‏آمالريس[ژان دومينيک بوبي]، امانوئل سينيه[سلين دسمولن]، ماري ژوزه کروز[هنريت دوران]، آن کونسيني[کلود]، ‏پاتريک شسنه[دکتر له پاژ]، نيلز ارشتروپ[روسن]، اولتاز لوپز گارمنديا[ماري لوپز]، ژان پي ير کسل[پدر لوسين]، ‏ماريان هنز[ژوزفين]، مکس فون سيدو[پاپينو]. 112 دقيقه. محصول 2007 فرانسه، آمريکا. نام ديگر: ‏The Diving ‎Bell and the Butterfly‏. نامزد اسکار بهترين فيلمبرداري-کارگرداني-تدوين و فيلمنامه اقتباسي، نامزد جايزه بافتاي ‏بهترين فيلم خارجي و بهترين فيلمنامه، برنده جايزه بهترين فيلمبرداري-کارگرداني و بهترين فيلم خارجي از مراسم ‏انجمن منتقدان بوستون، برنده جايزه بهترين فيلم خارجي از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه طلاي بهترين ‏فيلمبرداري از مراسم ‏Camerimage، برنده جايزه بهترين کارگرداني-جايزه تکنيک براي کامينسکي و نامزد نخل طلا ‏از جشنواره کن، نامزد 7 جايزه اصلي از مراسم سزار، برنده جايزه گولدن گلاب بهترين کارگرداني-بهترين فيلم ‏خارجي و نامزد جايزه بهترين فيلمنامه و...‏
ژان دومينيک بوبي 43 ساله، سردبير يکي از مشهورترين مجلات مد دنيا-‏‎ Elle‎‏- زندگي مرفه و شادي را مي گذراند. ‏اما در 8 دسامبر 1995 ناگهان قرباني يکي از نادرترين بيماري هاي دنيا مي شود. بوبي کنترل تمامي عضلات خود به ‏استثناي پلک چشم چپ را از دست داده و فلج مي شود. چشم و مغر وي کار مي کند، اما ظاهراً راهي براي ارتباط با ‏دنياي پيرامون وجود ندارد. تا اينکه هنريت درمانگر وي شروع به آموزش الفباي خاص ابداعي اش به وي مي کند، تا با ‏بوبي بتواند با کمک پلک چشم چپ خود با ديگران ارتباط برقرار کند. اين کار 14 ماه به طول مي انجامد و بوبي تلاش ‏مي کند تا از اين طريق داستان زندگي خويش را اندک اندک-با کمک يک دستيار- به نگارش در آورد. ‏

چرا بايد ديد؟
يقين دارم بسياري از سينما دوستان، فيلم هايي خوبي درباره عظمت اراده و روح آدمي ديده اند. نمونه هاي دم دستي مثل ‏پرواز بر فراز آسمان ها[لوئيس گيلبرت] درباره داگلاس بادر که با وجود از دست دادن پاهاي خود توانست بهترين ‏خلبان جنگنده بريتانيا در دوران جنگ جهاني دوم شود، هنوز فراموش نشده اند. اما حکايت مردي موفق از هر نظر که ‏در اوج کارنامه شغلي خويش به سر مي برد و ناگهان خود را همچون غواصي گرفتار در ناقوس غواصي مي بيند که ‏اجازه صحبت، تماس و هر گونه رابطه اي با دنياي پيرامون را از وي سلب کرده است، چيز ديگري است. او پروانه اي ‏است که ياد مي گيرد افسوس خوردن به حال خويش را رها کرده و با دو چيزي که به غير از آن چشم چپ برايش به ‏جاي مانده، يعني قدرت تخيل و خاطرات اش آواز قوي خود را سر دهد. بوبي با استفاده از همين عناصر کتاب زندگي ‏نامه اش با نام ناقوس غواصي و پروانه را تاليف مي کند و فقط دو روزپس از انتشار آن در سال 1997 فوت مي کند. ‏
جولين شنابل متولد 1951 بروکلين، از نقاشان مشهور نو اکسپرسيونيت آمريکاست که از 1996 با ساختن فيلم بسکوايت ‏‏-درباره نقاشي جوان به نام ژان ميشل بسکوايت- شروع به فيلمسازي کرد. فيلم جوايزي گرفت و مورد توجه منتقدان نيز ‏واقع شد، اما دومين فيلمش به نام پيش از آن شب فرا رسد[2000] با شرکت خاوير باردم در نقش شاعر و نويسنده ‏همجنسگراي کوبايي رينالدينو آره ناس او را به عنوان مولفي اصيل به جهانيان شناساند. ناقوس غواصي و پروانه ‏سومين فيلم اوست که با فاصله 7 سال از دومين فيلمش به نمايش در آمده و بار ديگر زندگي يک هنرمند را به تصوير ‏کشيده است. فيلمبرداري فوق العاده بديع کامينسکي که اغلب از نقطه ديد بوبي صورت گرفته از نقاط قوت اثر محسوب ‏مي شود. رقيبي سرسخت براي ديگر نامزدهاي امسال مراسم اسکار که بيرون کردنش از ميدان کار ساده اي نيست!‏
ژانر: درام، زندگي نامه.

براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم اينجا کليک کنيد

منبع: مجله الکترونیکی مبین

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 19:24 | لینک  | 

هفتاد و نه پروژه سینمایی در مراحل تولید سینمای ایران

 

شهاب حسيني - سوپراستار

 

تا اول خرداد ماه سال جاری،79 فیلم سینمایی (که در سال های 86 و 87 از اداره ارزشیابی و نظارت بر سینمای حرفه ای معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پروانه ساخت دریافت کرده اند) در مراحل تولید و پیش از تولید سینمای ایران قرار دارند.
به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، بر اساس گزارش واحد پشتیبانی تولید این بنیاد , از میان آثار امسال، 6 فیلم آماده نمایش شده، 6 فیلم در مرحله صداگذاری، 14 فیلم در مرحله تدوین، 12فیلم در مرحله فیلمبرداری و 41 فیلم در مرحله پیش از تولید هستند.
فیلم های "محافظ" ساخته محمد جواد کاسه ساز , "ده رقمی" ساخته همایون اسعدیان , "دعوت" ساخته ابراهیم حاتمی کیا , "حیران" ساخته شالیزه عارف پور , "یک اشتباه کوچولو" ساخته محسن دامادی و "چشمک" ساخته جهانگیر جهانگیری آماده نمایش شده اند.
در مرحله صداگذاری نیز فیلم های "چهره به چهره" ساخته علی ژکان , "نامزد آمریکایی من" ساخته داود توحید پرست , "کتاب قانون" ساخته مازیار میری , "صندلی خالی" ساخته سامان استرکی , "تلخ و شیرین" ساخته مسعود اطیابی و "یک وجب از آسمان" ساخته علی وزیریان , قرار دارند.
"صداها" ساخته فرزاد موتمن , "نیلوفر" ساخته سابین ژمایل , "فرزند صبح" ساخته بهروز افخمی , "عیار 14" ساخته پرویز شهبازی , "دلداده" ساخته قدرت ا... صلح میرزایی , "می زاک" از حسین علی لیالستانی , "هفت و پنج دقیقه" از محمدمهدی عسگرپور , "سوپر استار" از تهمینه میلانی , "پنالتی" از انسیه شاه حسینی , "پوسته" از مصطفی آل احمد , "تاکسی نارنجی" از ابراهیم وحید زاده , "پاداش" از کمال تبریزی , "پاتو زمین نذار" از ایرج قادری , "آنسوی رودخانه" از عباس احمدی مطلق در مرحله تدوین به سر می برند.
فیلم های مرحله فیلمبرداری نیز عبارتند از : "لاک پشت ها" (زادبوم ) ساخته ابوالحسن داودی, "لالایی" ساخته منیژه حکمت , "نطفه شوم" ساخته کریم آتشی , "ملک سلیمان" از شهریار بحرانی , "دو خواهر" از اصغر بانک , "کودک و فرشته" از مسعود نقاش زاده , "درباره الی" از اصغر فرهادی , "وقتی همه خوابیم" از بهرام بیضایی , "پسر تهرانی" از کاظم راست گفتار , "چهار چنگولی" از سعید سهیلی , "دوزخ, برزخ بهشت" از بیژن میرباقری و "بی پولی" از حمید نعمت ا... .

 (پیام)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 12:58 | لینک  | 

بیوگرافی کوتاهی از صابر ابر بازیگر فیلم پر فروش دایره زنگی

 

بیوگرافی:

کارش را از اجرای برنامه کودکان و نوجوانان در تلویزیون آغاز کرد.
او با بازی در فیلم شاعر زباله ها (محمد احمدی) به سینما آمد و خیلی زود به جایزه رسید.

......................................................

مجموعه آثار:

- شاعر زباله ها (محمد احمدی، 1384)
- مینای شهر خاموش (امیرشهاب رضویان، 1385)
- دایره زنگی (پریسا بخت آور، 1386)
- پاداش (کمال تبریزی، 1387)

......................................................

جشنواره ها و جوایز:

- برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از یازدهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم مینای شهر خاموش - 1386
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم مینای شهر خاموش - 1385

(پیام)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 12:18 | لینک  | 

دراماتورگی چیست؟

 

 

ام . لوئیس مک‌کی

برگردان به فارسی : مینو میرشاه ولد

یک دراماتورگ می تواند عضوی فعال از تیم تولید یک محصول نمایشی باشد ، خواه محصول بر اساس یک متن دست اول شکل گیرد ، خواه بر پایه یک نمایشنامه کلاسیک ، که صدها بار اجرا شده است.
همکاری دراماتورگ با نویسنده یک متن جدید ، می تواند به نویسنده کمک کند تا نمایشنامه را بهتربرای مخاطب شکل دهد و همچنین حلقه وصل وی و سایر اعضای تیم باشد . در هنگام آماده سازی یک نمایشنامه قوی و محکم ، دراماتورگ به کارگردان و طراحان کمک می کند تا بصیرتی را که باید، نسبت به نمایشنامه پیدا کنند. همچنین برای شکل گیری کاراکتر به بازیگران اطلاعات و بینش می دهد. کوتاه آنکه، دراماتورگ می تواند از بسیاری جهات به کلیه اعضا تیم کمک کند تا محصول کاملا درک شده ای اجرا کنند.
به منظور شناساندن اهمیت جایگاه دراماتورگی در تولیدات دانشگاهی ، انجمن "مدیران ادبی و دراماتورگهای آمریکا" (LMDA) ، انجمن" تئاتر آموزش عالی" ( (ATHE، و KCACTF جهت کمک به دراماتورگی دانشجویان، فعالیت می کنند. این گروهها با مشارکت یکدیگر جایزه ای را برای تصدیق فعالیت دانشجویان در این حوزه ، اهدا می کنند.
در اینجا ما به تشریح برخی فعالیت های دراماتورگها می پردازیم ، اگرچه بسیاری از نکات زیر بیشتر در "یک جهان ایده آل" قابل دستیابی هستند تا در دنیای واقعی .

منبع: سایت ایران تئاتر

باقی را در ادامه مطلب بخوانید.....................

(هومن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 14:31 | لینک  | 

مطالبی در مورد فیلم همخانه

 

 

کارگردان:  مهرداد فريد

کارگردان:  مهرداد فريد

بازيگران: بيتا سحرخيز،‌ عليرضا اشكان، اكبر عبدي، ارژنگ اميرفضلي، مجيد مشيري، عسل بديعي، مريم بوباني، شهرزاد كمال زاده، علي مردانه، بابك بادكوبه و ...

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فيلمنامه: مهرداد فريد
تهيه كننده: مسعود جعفري جوزاني
مدير فيلمبرداري: بايرام فضلي
تدوين: پيمان خاكسار
موسيقي متن: محسن نامجو
خواننده: محسن نامجو
طراح چهره پردازي: محسن ملكي
صدابردار: بابك اخوان
صداگذاري: اميرحسين صادقي

......................................................

خلاصه داستان: مهسا دانشجوي ترم آخر شهرستاني- است كه به خاطر نياوردن نمره در يك درس ناچار است يك ترم ديگر در تهران بماند. اما او كه تاكنون براي اقامت در تهران با چند نفر از دانشجويان هم دوره اي خود هم اتاق بوده، با فارغ التحصيل شدن آن ها مجبور است به فكر جايي ديگر براي اقامت باشد. اما مگر پيدا كردن جايي مطمئن در دل غولي مثل تهران، براي دختري تنها و شهرستاني، به اين سادگي است؟ جمشيد كه كارش كارگري در رستوران است، مي گويد قصد كمك دارد اما مهسا بايد باور كند؟

......................................................

يادداشت: "همخانه" پس از "آرامش در حضور ديگران" دومين ساخته سينمايي مهرداد فريد است. فريد پيش از اين مدتي سردبير ماهنامه "فيلم نگار" بود.

......................................................

سال ساخت: 1386

سال اکران: 1387 - (25 ارديبهشت)

سينماهاي نمايش دهنده: سپيده، فلسطين، آرش، المپيا،‌ پيوند، شاهد، المپيك، شهر قشنگ،‌ صحرا، گلريز، حافظ

 

(پيام)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 9:11 | لینک  | 

"قرباني شبه رئاليسم"


نگاهي به اجراي "بزرگراه" نوشته "افروز فروزند" و کارگرداني شکوفه ماسوري

 

 

يکي از مهم‌ترين وظايف هر کارگردان انتخاب دقيق، درست و آگاهانه سبک اجرايي است. دو معيار عمده مي‌تواند در انتخاب سبک از سوي کارگردان دخيل باشد.
1- جهان‌بيني، تفکرات و هر آنچه کارگردان مي‌خواهد و مي‌تواند از طريق سبک بيان کند.
2- توجه به متن و فضاي متن جهت انتخاب سبک
در نگره اول مي‌توانيم از کارگردان‌هاي صاحب سبک سخن به ميان آوريم. کساني که پس از سال‌ها آزمون و خطا اکنون به لحن و سبک خاص خود دست يافته‌اند و اين شيوه خاص را متناسب با افکار و انديشه‌هاي خود مي‌بينند و حتي مي‌توان اين شيوه اجرايي بخصوص را عصاره انديشه‌ها و ديدگاه‌هاي اين دسته از کارگردان‌ها دانست. چنانکه کارگرداني همچون ماير هولد تنها در شيوه بيومکانيک است که توانايي ابراز خود و انديشه‌هايش را دارد و برشت و تئاتر اپيک دو جزء جدايي‌ناپذير از يکديگرند.
منبع:سایت ایران تئاتر

باقی نقد را در ادامه مطلب بخوانید.................

(هومن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 16:57 | لینک  | 

نخل طلایی کان در فرانسه ماند

 

لوران کانته، کارگردان فرانسوی به‌خاطر فیلمش

 

فیلم "در چهار دیواری"، ساخته‌ی لوران کانته، سینمای فرانسه را پس از ۲۱ سال مفتخر به کسب نخل طلایی کرد. در این فیلم، کانته به مشکلات عظیم معلم‌ مدرسه‌ای می‌پردازد که در یکی از محله‌های خارجی نشین پاریس تدریس می‌کند.

شصت و یکمین دوره‌ی جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم کان، همان‌طور که رئیس هيئت ۹ نفره‌ی داوران این فستیوال، شان پن، آرزو کرده بود، پایان یافت: همه‌ی آثاری که موفق به دریافت جایزه‌ شدند، فیلم‌هایی با رنگ و بوی سیاسی‌اند. از جمله فیلم "در چهار دیواری"، ساخته‌ی لوران کانته، که سینمای فرانسه را پس از ۲۱ سال مفتخر به کسب نخل طلایی کرد. در این فیلم، کانته به مشکلات معلم‌ مدرسه‌ای می‌پردازد که در یکی از محله‌های خارجی نشین پاریس تدریس می‌کند. ناگفته پیداست که شاگردان کلاسی که در این فیلم، به‌گونه‌ای مستند به تصویر کشیده‌ شده‌، نیز غیرفرانسوی و رنگارنگند. ویژگی برجسته‌ی "در چهار دیواری"، این است که معلم و شاگردان، همگی نقش خود را بازی می‌کنند. این فیلم بر مبنای کتاب خاطرات معلمی به نام فرانسوآ بگو دو، ساخته شده است.

 

منبع:صد فیلم

باقی اخبار را در ادامه ی مطلب بخوانید..............

 

(هومن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 18:53 | لینک  | 

نتیجه ی نظرسنجی قبلی:

موضوع نظرسنجی در رابطه با محمدرضا گلزار بود، اینکه آیا "بازی محمدرضا گلزار نسبت گذشته پیشرفتی داشته است؟"

بله...

خیر...

که 12 نفر پاسخ دادند بله و 16 نفر پاسخ دادند خیر...

پس نتیجه می گیریم که بازی این سوپر استار به قول آقای کیانیان، تک نقشه، هیچ پیشرفتی نکرده و هستند کسانی که فیلم را می فهمند، اما گلزار را نه...

ممنون از همگی شما

لطفا در نظرسنجی جدید شرکت کنید...

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 23:26 | لینک  | 

با عرض سلام و وقت بخیر خدمت بازیدید کنندگان محترم،

من بدون اجازه ی هومن عزیز اقدام به تغییر دادن نظر سنجی کردم چون دوست داشتم واکنش مردم نسبت به بازیگران فیلم های اکران شده در ۲ ماه اول سال ۸۷ بدونم و اميدوارم شما هم با شركت در نظر سنجي جديد من و هومن را همراهي كنيد.

با تشكر از شما

(پيام)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 20:18 | لینک  | 

با بازی پانته آ بهرام و امیر جعفری
"رویای نیمه شب پاییز" روی صحنه رفت

 

 

5 نمایش این هفته در تالارهای مختلف مجموعه تئاترشهر روی صحنه می‌روند.
به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر از روابط عمومی مجموعه تئاترشهر، در این هفته نمایش "کانال کمیل" نوشته سیدحسین فدایی حسین به کارگردانی کورش زارعی، ساعت 19 در تالار اصلی روی صحنه می‌رود.
در این نمایش که تا 31 خردادماه روی صحنه است، سیدجواد هاشمی، حسین مسافرآستانه، علی سرابی، مهدی فقیه و مهدی میرغیاثی به عنوان بازیگر حضور دارند.
در تالار چهارسو هم نمایش "تبرئه شده" نوشته اریک جنسن و جسیکا بلنک تا دهم خردادماه به کارگردانی منیژه محامدی ساعت 20 اجرا خواهد شد؛ در این نمایش محمد اسکندری، مهوش افشارپناه، مجید جعفری، فرناز رهنما، عمار تفتی، محمود لاچینی، نادر نادرپور، محمد خداوردی، سام کبودوند و داریوش برزگر به عنوان بازیگر حضور دارند.
تالار سایه هم تا دوازدهم خردادماه میزبان علاقه‌مندان تئاتر با نمایش "غلتشن‌ها" نوشته کارلو گولدونی و کارگردانی حمید پورآذری است.
در این نمایش که ساعت 30/20 در تالار یاد شده روی صحنه می‌رود، علی سرابی، هدایت هاشمی، مینا خسروانی، معصومه قاسمی‌پور، محمد طیب طاهر، سامان دارابی، جواد پورزند، رزیتا فضایی، افسانه بخش‌فر و علی هاشمی به عنوان بازیگر حضور دارند.
اما "رویای نیمه شب پاییز" عنوان نمایش جدیدی نوشته نغمه ثمینی است که ساعت 30/19 در تالار قشقایی به کارگردانی کیومرث مرادی روی صحنه رفته است.
در این نمایش که تا هفتم تیرماه به اجرای خود ادامه می‌دهد امیر جعفری، پانته‌آ بهرام، سعید چنگیزیان و مسعود حجازی مهر به عنوان بازیگر حضور دارند.
در کارگاه نمایش هم نمایش "ماکاندو" نوشته آرش پارساخو به کارگردانی آزاده انصاری ساعت 20 اجرا می‌شود.
در این نمایش که روزهای نهم، دهم، بیست و سوم، بیست و چهارم، سی‌ام و سی یکم خردادماه علاوه بر ساعت یاد شده ساعت 18 نیز اجرا می‌شود؛ سیامک صفری، افسانه ماهیان،‌ فرزین محدث، علی میلانی، رامین سیاردشتی، مرضیه ایمان خانی، فرزانه عاقلی و نسیم یاقوتی به عنوان بازیگر حضور دارند.

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 11:23 | لینک  | 

خيزش اوباش/خيزش پياده نظام
Rise of the Footsoldier

 

 

کارگردان: جولين گيلبي. فيلمنامه: جولين گيلبي، ويل گيلبي. موسيقي: سندي مک للاند، راس کولوم. مدير فيلمبرداري: ‏علي اسد. تدوين: جولين گيلبي، ويل گيلبي. طراح صحنه: ماتيو باتن. بازيگران: ريکي هارنت[کارلتون ليچ]، تري ‏استون[توني تاکر]، کريگ فيربراس[پت تيت]، رولند مانوکيان[کريگ رولف]، فرانک هارپر[جکوومز]، بيلي ‏موري\ميکي استيل]، نيل مسکل[دارن نيکولز]، ايان ويرگو[جيمي گرنوک]، کارولاين رز[دني]، ديو لجنو[بيگ جان]، ‏اميل بيچام[کلي]، لارا بلمونت[کارن]. 113 دقيقه. محصول 2007 انگلستان. ‏
داستان زندگي جواني جشن به نام کارلتون ليچ در اواخر دهه 1980 که از دعواهاي خياباني و اوباشيگري در مسابقات ‏فوتبال آغاز کرده و به عضو يکي از بدنام ترين گروه هاي تبهکاري منطقه لندن و اسکس تبديل مي شود. ‏

چرا بايد ديد؟
اوباشي گري در حاشيه مسابقات فوتبال پديده اي انگليسي است. زمينه اي مساعد براي بروز رفتارهاي خشونت آميز و ‏ناهنجار از سوي طبقات فرو دست اجتماع که هرج و مرج را بهترين راه يافتن تعادل روحي و پول يا موقعيت مي دانند. ‏پديده اي که در تاريخ معاصر انگلستان-مخصوصاً دوران تاچر- وجوهي سياسي هم پيدا مي کند. اما کارلتون ليچ جزو ‏کساني نيست که سياست هاي تاچر او را آزرده باشد، او يک تبهکار بالفطره است که اوباشي گري مقدمه شکل گيري ‏سيماي او به مثابه يک دشمن جامعه مي تواند باشد. او تشنه قدرت و قدرت نمايي است و فيلم داستان سه دهه نبرد بي ‏رحمانه وي براي رسيدن به قدرت و حفظ آن است. داستاني واقعي، هراس آور و براي کساني که از خشونت مي ‏گريزند، در يک کلام تهوع آور....‏
خيزش اوباش/خيزش پياده نظام يک فيلم مستقل 4 ميليون دلاري و سومين کار [دو فيلم قبلي او روز بازخواست 2002 ‏و ‏‎ Rollin' with the Nines‏2006 نام داشت] جولين گيلبي است. هر سه فيلم گيلبي درباره تبهکاران انگليسي و در ‏ژانر اکشن است که با الهام از فيلم هاي سام رايمي، پيتر جکسون، رابرت رودريگر و هموطنش گاي ريچي ساخته شده ‏اند. گيلبي متولد 1989 است و از 14 سالگي با ساختن فيلم هاي خانگي شروع به فيلمسازي کرده و در 1994 برنده ‏يک بورس تحصيلي در رشته سينما-دانشگاه ادينبرو، جايي که لين رمزي کارگردان شکارچي موش درس خوانده- شده ‏است. اولين فيلمش که ساختن آن 3 سال به طول انجاميد، فروشي جهاني موفقي داشت. دومين فيلمش نامزدي جايزه بافتا ‏را برايش به ارمغان آورد. خيزش اوباش اگر کامل ترين فيلم وي تا امروز نباشد، لااقل براي ترغيب مخالفان خشونت به ‏ستايش از فيلم وي بهترين است. سکانس آغازين فيلم که اوباش با يکديگر و پليس درگير مي شوند، به دليل حذف ‏موسيقي و استفاده از افکت هاي صوتي خرد شدن استخوان ها و دريده شده گوشت و پوست طرفين تکان دهنده است. ‏يقين دارم هر کس با ديدن اين صحنه به خيل مخالفان خشونت خواهد پيوست، چون از طنز خاص گاي ريچي در اين فيلم ‏خبري نيست. و همين دستاورد کمي براي يک فيلمساز محسوب نمي شود، دستاوردي که نمايش جذابيت هاي زندگي ‏دشمنان جامعه-سکس، پول و قدرت- در سکانس هاي بعدي مي تواند از تاثير آن بکاهد!‏
ژانر: اکشن.

براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم اينجا کليک کنيد

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 18:23 | لینک  | 

متن کامل برنامه «مثلث شیشه‌ای» با حضور پژمان بازغی
کاش از اول یک رشته هنری انتخاب می‌کردم

 

کاش از اول یک رشته هنری انتخاب می‌کردم

 

سینمای ما - به نام خدا به نام خداوند بخشنده مهربان پس سلام كردن هم به مردمي كه بسيار تيز بين، انديشمند، فرهيخته و سخت سليقه هستند خب لابد سخت است، بنابراين در كمال ادب و احترام و دست به سينه سلام مي كنم به مردم بزرگواري كه شبكه پنجم سيماي جمهوري اسلامي ايران را براي تماشا انتخاب كردند. اين اولين برنامه مثلث شيشه اي است كه با توكل خداوند بزرگ و توسل به آستان امام هشتم و تكيه به اعتماد بينندگان نازنين شبكه تلويزيوني تهران آغاز مي كنيم. به اميد خداي بزرگ شب بخير خانمها و آقايان در دوشنبه شب بهاري تهران اولين برنامه مثلث شيشه اي را آغاز مي كنيم.براي اينكه اطاله كلام نكنيم فقط توضيح كوتاه مي دهم چون اولين شب برنامه مان است. سري جديد برنامه كه تماشا مي فرمائيد تلفيقي از برنامه تلويزيوني مثلث كه در پائيز سال گذشته پخش شد و مجموعه برنامه شب شيشه اي كه علي الظاهر مورد استقبال و توجه نگاه تيز بين شما واقع شد.تلاش گرديد در بهار امسال با تركيب اين دو ايده متفاوت به مثلث شيشه اي برسيم. دقايق ابتدايي هر شب برنامه مان به يك موضوع بحث برانگيز احيانا جنجالي، شايد شايعه، شايد كذب محض پرداخته خواهد شد تا با هم انديشي حول آن موضوع و دوست نازنيني كه روي خط تلفني مي آيند،اصل قضيه را بشكافيم. پس از آن شما فرصت خواهيد داشت در طول برنامه كه من گفتگو مي كنم با يك چهره هنري، چهره سياسي، چهره اقتصادي، درنظر سنجي مثلثي ما شركت بفرمائيد تا نسبت به اون خبر اول ، كه يا شايعه است يا خبر درستي يا هرچيزي كه هست نظر صريح تان را اعلام بفرمائيد تا در پايان برنامه هم به جمع بندي نظرات مردمي برسيم هم از بين كسانيكه محبت مي كنند براي ما پيامك مي فرستند به چند نفري هم به رسم هديه چيز ناقابلي را تقديم حضورشان بكنيم. براي اولين شب برنامه مون بخاطر اينكه اتفاق مبارك فرهنگي به نام نمايشگاه بين المللي كتاب در تهران برگزار شد و مثل سالهاي قبل ، هجوم انبوهي از طرفداران فرهنگ و كتاب را تماشا كرد زاويه هاي مختلفي را نقادان در عرصه فرهنگ به اين قضيه پرداختند به قول آن مثل معروف : هركسي از ظن خود شد يار من خيلي هاسطح نظم برگزاري مطلوب تر، انديشه بيشتر براي برگزاري نمايشگاه را پسنديدند و برخي ها هم انتقاداتي داشتند كه هر دو طرف را بايد شنيد براي بهبود اين پديده فرهنگي در سالهاي بعد. يك عده از دوستاني كه منتقد هستند معتقد بودند كه كتابهايي كه در نمايشگاه بين المللي كتاب تهران عرضه مي شد همانهايي بود كه روبروي دانشگاه تهران در غرفه هاي كتابي كه هست، مي شود به راحتي پيدا كرد يعني بيشتر ويترين ناشرين بود تا ويترين كتاب. اين بحث ها حول و حوش نمايشگاه بين المللي كتاب فراوان است به همين خاطر تصميم گرفتيم كه با عالي رتبه ترين مقام نمايشگاه بين المللي كتاب ارتباط برقرار كنيم و ايشان هم صلاح دانستند كه با معاونت محترم اجرائي شون جناب آقاي حميد قبادي عزيز ظرف 120 ثانيه توضيحاتشان را بشنويم و ببينيم كه آمار و ارقامشان به چه صورتي است تا بعد از آن مخاطبان مثلث شيشه اي نظر بدهند. آقاي قبادي سلام شب بخير از اين لحظه شما 120 ثانيه فرصت داريد تا توضيح بفرمائيد. بنده هم خدمت شما و همه بينندگان خوب برنامه تان عرض ادب و احترام دارم. براي اينكه از فرصت نهايت استفاده را بكنم مقدمه اي نمي گم و مي پردازم به ويژگي هاي اين دوره از نمايشگاه ضمن اينكه من ميخواهم يك سنت شكني هم بكنم اشكالات را هم بگويم.

ادامه این گفتگوی خواندنی را در ادامه ی مطلب بخوانید............

(هومن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 0:45 | لینک  | 

به استقبال نقد بروید
چگونه می‌توان منتقد شد؟!

 

 

رضا آشفته

نمایش خوب چگونه نمایشی است؟! این که همه ما بعد از دیدن یک نمایش در پاسخ به پرسش دیگران که نمایش چطور بود؟! می‌گوییم نمایشی خوب بود یا بد. این خوب و بد بودن بر پایه چه میزان، معیار و متر و سنجشی صورت می‌گیرد. مطمئناً در نگاه اول همه بر پایه احساس، ذوق، سلیقه و جوششی که از کار در آنان تولید شده به قضاوت می‌پردازند. یعنی این که احتمال دارد با آن که پاسخ ما به آن پرسش، "نمایش بد بود"، باشد اما نمایشی به خاطر رعایت بسیاری از معیارهای زیبایی‌شناسانه، بیان حرف‌های به روز و محتوای در خور تأمل و ارائه یک سبک و شیوه خلاقه و نوآورانه، در ردیف نمایش‌های خوب قرار بگیرد. پس چرا این قضاوت به بیراهه رفته است. آیا بازتاب اولیه که بر پایه احساس و سلیقه است، می‌تواند میزان مطمئنی برای داوری و سنجش یک نمایش باشد. چگونه می‌توان این احساس و داوری عجولانه را پس زد؟ چه چیزی می‌تواند جایگزین آن باشد تا یک داوری درست صورت گیرد؟

 ادامه ی این گزارش رو در ادامه ی مطلب بخونید............

(هومن)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 14:28 | لینک  | 

شب متعلق به ماست
We Own the Night

 

 

نويسنده و کارگردان: جيمز گري. موسيقي: وويچک کيلار. مدير فيلمبرداري: خواکين باکا-آساي. تدوين: جان اکسلراد. ‏طراح صحنه: فورد ويلر. بازيگران: ژواکين فونيکس[رابرت"بابي" گرين]، اوا مندز[آمادا خوارز]، مارک ‏والبرگ[سروان جوزف"جو" گروسينسکي]، رابرت دووال[معاون رئيس پليس آلبرت"برت"گروزينسکي]، الکس ‏ويدوف[واديم نژينسکي]، دومينيک کولون[فردي]، دني هاچ[جامبو فالستي]، اولگ تاکتاروف[پاول لوبيارسکي]، موني ‏موشونوف[مارات بوژايف]، توني موسانته[سروان جک شاپيرو]. 117 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نامزد نخل ‏طلاي جشنواره کن. ‏
نيويورک، سال 1988. يک محموله بزرگ ماده مخدر در شهر پخش شده و با خود موجي از تبهکاري و خشونت بي ‏سابقه به همراه اورده است. نيروي پليس که از فقدان مواد قانوني لازم و از همه مهم تر اسلحه و نفرات رنج مي برد، ‏قادر به جلوگيري از قاچاق چيان مسلح نيست. کار به جايي رسيه که هر ماه حداقل دو پليس کشته مي شود. جنگي که ‏آغاز شده به زودي دامن گنهکار و بيگناه را با هم مي گيرد. تبهکاران که کلوب شبانه اي در برايتون بيچ متلعق به ‏مارات بوژايف را پاتوق خود کرده اند، سعي دارند مدير آنجا-‏‎ ‎رابرت‎ ‎‏"بابي" گرين- را به سوي خود جذب کنند. اما ‏بابي با تمام قوا تلاش مي کند از دنياي تبهکاران فاصله گرفته و خود را درگير کارهاي کثيف نکند. بابي با وجود اين که ‏طرز زندگي دور از عرفي دارد، اما سخت دل بسته دوست دخترش آماداست و تنها رويايش راه انداختن کلوب تازه اي ‏در منهتن است. اما پدر- معاون رئيس پليس آلبرت"برت"گروزينسکي- و برادرش- سروان جوزف"جو" گروسينسکي- ‏که در خدمت نيروي پليس هستند، از وي مي خواهند تا خود را از اين دنيا بيرون بکشد. بابي مخالفت مي کند و در حمله ‏افراد برادرش به کلوب دستگير مي شود. جو خيلي زود بابي را آزاد مي کند، اما در بازگشت به خانه هدف گلوله ‏تبهکاران قرار مي گيرد. همه چيز عليه بابي است، و همين امر باعث مي شود تا سرانجام بابي طرفي اختيار کند. جو در ‏بيمارستان بستري است و بابي با کمک يکي از همکاران پدرش سعي مي کند تا ردي از پناهگاه قاچاقچيان مواد پيدا کند. ‏محل بسته بندي و توزيع مواد کشف مي شود، اما پليس ناچار مي شود واديم نژينسکي-‏‎ ‎خواهر زاده بوژايف و يکي از ‏خطرناک ترين تبهکاران روس- را پس از دستگيري رها کند. قاچاق چيان روس که خبرچين بودن بابي را دريافته اند، ‏سعي کنند تا او را از ميان بردارند. بابي که به خدمت نيروي پليس در آمده، شاهد کشته شدن پدرش توسط آنها مي شود. ‏اما وقايع هولناک بزرگ تري نيز در راه هستند....‏

چرا بايد ديد؟
جيمز گري متولد 1969 را با اولين فيلمش اودساي کوچک شناختيم. فيلمي که در 24 سالگي آن را کارگرداني کرده ‏بود، اما حاصل کارش فيلمي به غايت خوش ساخت و تيره درباره روابط ميان مافياي روس در آمريکا بود. اودساي ‏کوچک از سوي منتقدان تحسين شد و جايزه شير نقره اي جشنواره ونيز را ربود. همه منتظر بودند تا گري بلافاصله و ‏به پشتوانه اين توفيق دست به کار ساختن فيلم بعدي شود. اما زمان گذشت و درست زماني که همه جيمز گري را ‏فراموش کرده بودند با فيلم محوطه/ياردز [2000]‏‎ ‎بازگشت. ‏
گري در نيويورک[کوئينز] بزرگ شده و در مدرسه سينمايي دانشگاه جنوب کاليفرنيا درس خوانده است. تصميم داشت تا ‏نقاش شود، ولي در نوجواني با فيلم کاپولا آشنا شد و راه خود را عوض کرد. پدر و مادرش از مهاجران روس هستند و ‏هر سه فيلمي که ساخته در محيطي مي گدرند که او به خوبي مي شناسد. [ياردز را در محله اي ساخته که خود در آن ‏بزرگ شده است]. گري تاکنون دو بار براي فيلم هاي ياردز و شب متعلق به ماست نامزد دريافت نخل طلاي جشنواره ‏کن بوده است. او هم اکنون سرگرم کار روي فيلم بعدي خود به نام دو عاشق است که امسال به نمايش در خواهد آمد. ‏
شب از آن ماست که نام خود را از شعار پليس نيويورک در دهه 1980 گرفته[به عنوان قولي به مردم براي کنترل ‏کارهاي غير قانوني که در شب انجام مي گيرد، از جمله تجارت مواد مخدر]است، شايد در مقايسه با قول هاي شرقي ‏ديويد کراننبرگ خشونت زيادي از مافياي روس را به نمايش نمي گذارد. البته هدف گري همچون دو فيلم پيشين خود نيز ‏بيشتر نمايش تراژدي زندگي دو مرد در دو سوي قانون است که در اودساي کوچک از وراي رابطه دو برادر به بهترين ‏وجه روايت کرده بود. محوطه/ياردز نيز آن در رابطه ميان دو دوست تصوير مي کرد و اينک بار ديگر دو برادر که ‏ظاهراً در دو سوي قانون قرار دارند و يکي از آنها بايد وفاداري خود به خانواده اش و درستکاري اش را نيز اثبات کند. ‏خط قصه بعد از تماشاي از دست رفتگان اسکورسيزي که قصه اي مشابه داشت، اندکي تکراري به نظر مي رسد.‏
اما شب متعلق به ماست يک فيلم 21 ميليون دلاري با بازي هاي خوب، فيلمبرداري درخشان و پيرنگ هاي فرعي ‏جذاب-مانند رابطه واقعاً عاشقانه آمادا و بابي- و کار چيره دستانه گري با صدا و تصوير است که سبب مي شود تا فيلم ‏را به عنوان يک کار جنايي بسيار خوش ساخت تا انتها دنبال کنيد. فقط تنها نتيجه اي که شايد بگيريد اين است: نبرد ‏براي کنترل شب بيهوده است!‏
ژانر: جنايي، درام، مهيج. ‏

(هومن)

نوشته شده توسط پیام نيك فرد در ساعت 18:22 | لینک  |