آدم برفی ها، ویژه ی پنجشنبه ها به روز شد

با مطالب متنوعی همچون:(روی هر کدام کلیک کنید تا بتوانید آن را بخوانید)
پیشنهاد چند تا فیلم و کتاب و موسیقی برای آخر هفته شما عزیزان
چند راهکار برای جوانهای عشق فیلمسازی!!!
ماجراهای طنزآمیز یک اسطوره شناس سترگ!
"آلیس در سرزمین عجایب" برتن با آیمکس به سینما میآید
شرکت آیمکس و استودیو دیسنی قراردادی شامل پنج فیلم امضا کردند که به احتمال زیاد "آلیس در سرزمین عجایب" تیم برتن با بازی جانی دپ یکی از آنهاست.
به گزارش خبرنگار مهر، اسکرین دیلی اعلام کرد قرارداد این دو شرکت از نوامبر سال 2009 با روایت سهبعدی رابرت زمهکیس از "سرود کریسمس"، رمان معروف چارلز دیکنز با بازی جیم کری آغاز میشود.

جانی دپ به نقش کلاهدوز دیوانه در "آلیس در سرزمین عجایب"
به گفته منابع نزدیک به دیسنی این قرارداد احتمالا شامل "آلیس در سرزمین عجایب" برتن و "شاهزاده ایرانی: شنهای زمان" به تهیهکنندگی جری بروکهایمر است که نیمه نخست سال 2010 اکران میشود.
مارک زورادی رئیس گروه سینمایی والت دیسنی استودیوز گفت: آیمکس تحربه فیلم دیدن در سینما را به یک سطح کاملا جدید از هیجان رسانده است.
او افزود: پس از "سرود کریسمس" شاهد نمایش مجموعهای از فیلمهای سهبعدی دیجیتال از دیسنی خواهیم بود که ماهرترین و خلاقترین فیلمسازان آن را کارگردانی کردهاند و میدانیم تماشاگران از فرو رفتن در این فانتزیها و ماجراهای بزرگ در فرمت آیمکس لذت میبرند.
"سرود کریسمس" زمهکیس تلفیقی از تصاویر زنده و رایانهای است و با استفاده از همان تکنیکی ساخته شده که زمهکیس در دو فیلم دیگر خود "قطار سریعالسیر قطبی" و "بئوولف" به کار برد.
"آلیس در سرزمین عجایب" برتن نیز از رمان فانتزی و کودکانه لوئیس کارول ساخته میشود و جانی دپ در آن نقش شخصیت "کلاهدوز دیوانه" را بازی میکند. میا واسیکوسکا استرالیایی نیز نقش آلیس را دارد.
داستان درباره دختری است که به دنبال خرگوشی سفید میرود و پس از سقوط در یک حفره، با مجموعهای حوادث عجیب و غریب روبرو میشود. فیلمنامه را لیندا وولورتن نوشته که یکی از فیلمنامهنویسان انیمیشن موفق "شیرشاه" بود. فیلمبرداری این پروژه به تازگی آغاز شده و پنجم مارس 2010 اکران میشود.
سیستم آیمکس امکان داشتن تصاویری مثل آینه، صدای سراوند دیجیتال 14000 وات و ارتفاعی تا هشت برابر حالت عادی را فراهم میکند.
(هومن)
نگاهی انتقادی به سخنان برنده جایزه بهترین کارگردانی جشنواره فیلم کوتاه
اسفندیار استاد یگانه

برای خواندن مطلب روی لینک زیر کلیک کنید:
«كارناوال با لباس خانه» و «نيمكت خوشبختي» دو اجرايي ميشوند

به گزارش خبرگزاري فارس، نمايشهاي «كارناوال با لباس خانه» به كارگرداني چيستا يثربي و «نيمكت خوشبختي» به كارگرداني فرهاد شريفي جمعه اول آذرماه در دو نوبت اجرا ميشود.
نمايش «كارناوال با لباس خانه» نوشته و كار چيستا يثربي در تاريخ يادشده ساعتهاي 30/17 و 15/19 ميزبان تماشاگران تئاتر خواهد بود. نمايش «نيمكت خوشبختي» نوشته كبرا مولانژاد به كارگرداني فرهاد شريفي نيز دراين تاريخ در دو نوبت و در ساعتهاي 45/17 و 19 روي صحنه خواهند رفت.
در نمايش «كارناوال با لباس خانه» محمد حاتمي، صبا كمالي، عليرضا مهران، مهسا كريمزاده و هاله خدايي بازي ميكنند. ساعت اجراي نمايش 19:15 در تالار قشقايي است.
همچنين نمايش «نيمكت خوشبختي» هر روز به جز شنبه ها ساعت 19 تا تاريخ 20 آذر ماه ميزبان تماشاگران تئاتر خواهد بود. در اين نمايش رويا افشار بازي ميكنند.
موضوع اين نمايش كه به سبك واقع گرايانه (رئاليستي) اجرا ميشود،به عدم تفاهم در دنيا و كائنات اشاره ميكند و نشان مي دهد تفاهمي كه همگان از آن صحبت ميكنند تفاهم واقعي نيست.
(هومن)
انتقاد كشاورز از ورود مانكنها به عرصه سينما
محمد علي كشاورز پيشكسوت بازيگري سينما و تلويزيون از حضور مانكنها در اين عرصه انتقاد كرد و به جوانان توصيه كرد شغل ديگري انتخاب كنند.
محمد علي كشاورز، امروز سهشنبه در جريان بازديد از پانزدهمين نمايشگاه بينالمللي مطبوعات و خبرگزاريها در گفتوگو با خبرنگار فرهنگي خبرگزاي فارس با ابراز نگراني نسبت به وضع نامناسب فرهنگي بازيگران زن گفت: من به جوانان به خصوص بانوان توصيه ميكنم كه به دنبال شغل مناسبتري بروند و از هنرپيشگي خودداري كنند.
اين پيشكسوت عرصه هنر و سينما در ادامه با انتقاد از بيتوجهي نسل جوان به مطالعه اظهار داشت: متاسفانه نسل جديد از كتاب و كتابخواني دور مانده كه بايد با خواندن كتاب از فرهنگ و ادب اين مرز و بوم آگاه باشند.
(هومن)
برندگان نهایی جشنواره فیلم کوتاه شهرام مکری
به امید صدمین سال شرکت شهرام مکری در سینمای جوان!

برای خواندن مطلب روی لینک زیر کلیک کنید:
برگزیدگان بخش جنبی جشنواره فیلم کوتاه تهران

برای خواندن مطلب روی لینک زیر کلیک کنید:
عکس هایی از کلاه پهلوی که سال ۸۸ روی آنتن می رود

برای دیدن باقی عکس ها به ادامه ی مطلب بروید.........
(هومن)
ادامه مطلب
مصفا: سياسي بودن آتشسوزي سينما جمهوري بعيد است

وي افزود: در مصاحبهاي كه در سايت راديو زمانه از من منتشر شد به نقل از من نوشته بودند كه حتي اگر آتش سوزي سينما جمهوري به دلايل سياسي باشد، من به راه خود ادامه ميدهم.
«علي مصفا» ضمن تكذيب برخي شايعات و سخنان نقل شده از وي در سايتها و رسانهها، گفت: ارتباط بين آتشسوزي سينما جمهوري و مسايل سياسي بسيار بعيد است.
وي افزود: در مصاحبهاي كه در سايت راديو زمانه از من منتشر شد به نقل از من نوشته بودند كه حتي اگر آتش سوزي سينما جمهوري به دلايل سياسي باشد، من به راه خود ادامه ميدهم.
مصفا به فارس گفت: بايد اعلام كنم سايت راديو زمانه با من مصاحبه كرده اما بخشي از صحبتهاي نقل شده از من با اين مضمون كه (در صورتي كه ثابت شود اين حادثه عمدي و حامل پيامهاي سياسي بوده باشد، براساس باورهايي كه به آن اعتقاد دارد به فعاليتهاي خود ادامه خواهد داد) به هيچ وجه صحت ندارند چرا كه اين جمله دروغ است و من چنين حرفهايي را با اين سايت مطرح نكردهام.
وي ادامه داد: همچنين شايعه شده كه چند روز قبل از آتش سوزي سينما جمهوري افراد ناشناسي به اين سينما آمدهاند و عكسهايي را كه در اين سينما بود پاره كردهاند كه اين موضوع نيز صحت ندارد.
وي در ادامه گفت: هنوز منتظر پاسخ نهايي سازمان آتش نشاني و اعلام دلايل آتشسوزي سينما جمهوري هستيم اما من از همه خواهش ميكنم كه از گمانهزني در مورد دليل اين آتش سوزي بپرهيزند چون اين موضوع به ضرر سينماست و در حال حاضر مهمترين اصل براي ما، آينده سينما جمهوري است.
مصفا در پايان گفتوگو با فارس تصريح كرد: به نظر من احتمال ارتباط بين آتشسوزي سينما جمهوري و مسايل سياسي بسيار بعيد است.
| در پي آتشسوزي سينما «جمهوري»، مسعود كيميايي: متأسفم كه تكهاي از فرهنگ از بين رفت هيچوقت اكران «اسپارتاكوس» را در سينما جمهوري از ياد نميبرم |
مسعود كيميايي معتقد است: هر سالن سينمايي كه از بين ميرود، تكهاي از فرهنگ است كه از بين ميرود.
اين كارگردان در گفتوگو با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اظهار تأسف از حادثهاي كه براي سينما جمهوري اتفاق افتاده است، گفت: من هيچوقت نمايش «اسپارتاكوس» را در اين سينما از خاطر نميبرم و اين سينمايي است كه فيلمهاي زيادي را در آن ديدم و درواقع اينها معلمان ما بودند كه يكيك دارند يا آتش ميگيرند و يا از بين ميروند.
وي با اشاره به اكران فيلمهايش در اين سالن خاطرنشان كرد: اين سينما در سالهاي قديمتر جزو سالنهاي پرفروش بود و فيلمهاي من هم در اين سينما فروش بسيارخوبي داشت كه در سالهاي اخير هم با توجه به اينكه آن منطقه تجاري شده است، اما همچنان از فيلمها استقبال ميشد.
وي بازسازي اين سينما را وظيفه مسوولين دانست و اظهار داشت: كساني كه مسووليت دارند بايد سريعتر در پي احيا اين سينما باشند.
(پیام)
عکس هایی از مسعود کیمیایی

برای دیدن باقی عکس ها به ادامه ی مطلب بروید...............
(هومن)
ادامه مطلب
خمسه: کمدي ما پيشرفت نخواهد کرد

عليرضا خمسه، بازيگر کمدين سينماي ايران در جمع دانشجويان شيراز گفت: کمدي ما پيشرفت نخواهد کرد و اگر بخواهيم رشد کنيم بايد روحيه انتقادپذيري را داشته و گسترش بدهيم ولي متأسفانه ما نميتوانيم با کسي شوخي کنيم!
دور جديد همايشهاي جوان شناسي با عنوان جوان و شادي با حضور عليرضا خمسه، بازيگر کمدي و روان شناس، شب گذشته در دانشگاه صنعتي شيراز آغاز شد.
خمسه در اين مراسم گفت: جواني که افسرده است اول که جوان نيست و دوم اينکه بايد خود را براي مرگ آماده کند، چون جواني که شاد نبوده و خندان نيست مردهاي بيش نيست.
وي تصريح کرد: مثل هر داروئي بايد شادي و خنده را امتحان کنيم تا بتوان آن را درک کرده و به طور کلي بايد تن را به آباد داد و به دنبال دليل آفرينش آدم ها گشت که چيزي نيست جز خنده و شادي.
خمسه افزود: نوزاد اگر هنگام تولد گريه ميکند به دليل تغيير محيط است و اين را بايد بدانيم که اولين تصويري که او به ذهن سپرده و دوستش دارد خنده و شادي است.
اين تحصيل کرده روانشناسي ادامه داد: نا اهل را ميتوان اهل کرد و راه آن تربيت است، پس بايد از تربيت براي رواج شادي در جامعه استفاده کرد و خنده و شادي را به چهره آموزندههاي تربيت نشاند تا کساني که از آنان دانش ميآموزند هم شاد و خندان باشند.
وي معتقد است خنده و شادي يک حالت روحي و رواني سري است و مي تواند به ديگران سرايت کند همانگونه که غم هم به ديگران سرايت مي کند و بايد خنده را به آينده سازان سرايت داد.
عليرضا خمسه در ادامه گفت: به ما آدرس اشتباه دادهاند و خنده را نوعي ديوانگي معرفي کردهاند در حالي که خنده ناشي از سلامتي هويت خود را از دست داده است و بايد ما به دنبال آن برويم.
وي بر اين باور است: از هر چيز که لذت ببريم شاد هستيم و انسان تا لحظهاي که لذت مي برد شاد است و تا لحظهاي که شاد است جوان و تا لحظهاي که جوان است زنده هم است.
اين بازيگر طنز سينماي ايران افزود: لبخند درماني به مبحث جديد در روانشناسي و درمان بيماري ها تبديل شده و در بسياري از بيمارستان ها اتاق خنده راه اندازي کرده و بيماران را درمان مي کنند.
وي ادامه داد: وقتي شما به چهره خودتان حالت مي دهيد آرام آرام سيرت و چهره شما تغيير کرده و به سمتي مي رود که خودتان مي خواهيد پس ما مي توانيم چهره شاد و خندان را براي خودمان انتخاب کنيم که هميشه آن را داشته باشيم.
عليرضا خمسه تصريح کرد: همانگونه که براي جسم و سلامتي آن ويتامين هاي مختلف وجود دارد براي سلامتي روح و روان نيز 11 ويتامين وجود دارد.
وي ادامه داد: ويتامين هاي روح و روان شامل اول لبخند، دوم توجه به اطرافيان، سوم تشويق، چهارم تفريح، پنجم درک متقابل و فهم درست، ششم گوش دادن، هفتم احترام و قدرشناسي، هشتم انتقادپذيري، نهم مهر و محبت، دهم مطالعه، يازدهم ورزش و حرکت که با داشتن اينها و فراهم نمودن آن ميتوان زنده ماند يعني روان سالم داشت.
خمسه در ميان سخنهاي خود به انتقاد از وضع حاضر گفت: کمدي ما پيشرفت نخواهد کرد و اگر بخواهيم رشد کنيم بايد روحيه انتقادپذيري را داشته و گسترش بدهيم ولي متأسفانه ما نميتوانيم با کسي شوخي کنيم.
وي در ادامه گفت: بايد به دنبال پاسخ سووالاتي از قبيل جوان کيست؟ و دنبال چه چيزي است،باشيم و بايد دانست هويت و جستجوي آن مهم ترين نکته جواني است و ارمغان دين براي بشر جواني و شادي است.
اين هنرپيشه کمدي ايران تصريح کرد: افسردگي حاصل از تفکر، فردي است که در کشور بسيار رايج شده و همه چهره عبوس و غمگين را به خود گرفتهاند. وي ادامه داد: هر اتفاقي که براي من رخ مي دهد بايد بدانم که کسي را دارم و تنها نيستم تا شاد بوده و خندان بمانم.
اين بازيگر طنز و کمدي سينماي ايران در حاشيه نشست فوق به خبرنگار ايسنا گفت: طنز کشور در حال خوب شدن است زيرا اميد يک هدف کمدي بوده و اگر صداي "واغ واغ" هم بيايد ميگوييم اميدوارم گربه باشد!
وي افزود: در ايران کمدين مولف نيست و بوجود هم نخواهد آمد زيرا شرايط وجود آمدن و پرورش يافتن کمدين و طنز مطلوب وجود ندارد.
همايشهاي جوان شناسي به منظور شناخت جوانان نسل چهارم انقلاب و بررسي مسائل آنان به همت معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي و نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه صنعتي شيراز برگزار ميشود.
(هومن)
جعفري جلوه: فيلم كوتاه، رباعي سينماست

معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، در پيامي به جشنواره بين المللي فيلم كوتاه تهران، فيلم كوتاه را در سينما همچون رباعي در عرصه شعر خواند.
به گزارش روز چهارشنبه ايرنا، در بخشي از پيام محمدرضا جعفري جلوه آمده است: اكنون در آستانه سي امين سال پيروزي انقلاب شكوهمند انقلاب اسلامي، در سال نوآوري و شكوفايي ، جشن بزرگ فيلمسازان عرصه فيلم كوتاه كشور بويژه سينماگران جوان برپا ميشود.
معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين پيام افزوده است: جشني كه يكبار ديگر همه نگاهها را به جريان نوين سينماي ايران و به قاطبه فيلمسازان گزيده گو و حقيقت جو متمركز ميسازد.
وي يادآور شد: جشنواره بينالمللي فيلم كوتاه تهران، حركت فرهنگي ريشه دار و جريان ماندگار و تاثيرگذاري است كه ميتواند در امتداد ريشه ها، اصول و فطرت مشترك، ضمن آسيب شناسي و كالبد شكافي وضعيت موجود، افق ها و خطوط جديدي را ترسيم نمايد و چراغ راه آينده را فروزان تر سازد.
جعفري جلوه تصريح كرد: اين جشنواره، فرصت مغتنمي است براي خودشناسي و ديگر يابي، مجالي است براي تبادل تجربه ها، ديدگاهها و نگاهها و فضايي است براي تعامل اهالي فرهنگ و انديشه و هنر بويژه هنرمندان جوان تا قدر لحظه و دم بدانند و بتوانند از طريق آشنايي با يافتهها و داشتههاي خود و ديگران، گامهاي استواري در تكوين و تعميق هويت شرقي، ايراني و اسلامي بردارند.
معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، با بيان اينكه سينماي جوان يا همان فيلم كوتاه، رباعي سينماست، افزود: فيلم كوتاه لبريز از صداقت، سادگي، نوآوري، خلاقيت و جسارت و لبالب از انرژي و حركت است و به همين جهت اميد بخش و پالايشگر، بنابراين هنرمندان و فيلمسازان در اين عرصه ميبايد پيوسته و مداوم در جست وجوي كشف و شهود، مكاشفه و تجربه عرصههاي نو و كند وكاو درون و برون اينجا و آنجا و از خود تا كليت جهان باشند.
جعفري جلوه در اين پيام افزود: در دنياي امروز، سينما و سينماگران هستند كه توان افكارسازي و فرهنگسازي بهتر و برتر را دارند و عاليترين فرهنگسازان، سينماگرانند، اگر بدانند و بخواهند.
وي ادامه داد: در اين ميان، سينماي جوان به عنوان يك استعداد بزرگ فرهنگي در كشور، با جمعيت سرشار، از نقش و جايگاه بيبديلي برخوردار است و بر اوست كه در مسير اجراي طرح بزرگ سينماي ملي بار سنگيني از مسووليت را بر دوش كشد.
معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، تاكيد كرد: شايسته است فيلمسازان جوان و آينده سازان سينماي ايران اينك بيش از هر زماني با تكيه بر هويت گرايي، واقع نگري، اميد آفريني و اهتمام به مسير سينماي ملي، به برجستهسازي ريشههاي ديني، اصالتهاي فرهنگي و هويتي و نگاه ملي همت گمارند.
بيست و پنجمين جشنواره بينالمللي فيلم كوتاه تهران از ۲۲تا ۲۷آبان ماه در تهران و پنج استان كشور برپاست.
(هومن)
۱۱فيلم سينمايي، آخر هفته از تلويزيون پخش ميشود

فيلمهاي سينمايي صخره سرخ، دنياي وارونه، تسخير شده، پرواز يك رويا، جزيره اسرارآميز، مهمانخانهاي در برف، دل و شنه، جري، كين، پيتربل و گشت مرزي در روزهاي پاياني هفته پنجشنبه و جمعه ۲۳و ۲۴آبان ماه از شبكه هاي سيما روي آنتن ميرود.
شبكه يك سيما
------------------ به گزارش روابط عمومي سيما، فيلم سينمايي صخره سرخ ساخته جان وو پنجشنبه شب ساعت ۲۲از برنامه سينما يك پخش ميشود.
فيلم بر اساس رمان مشهور چيني سه امپراطوري، نوشته لونوگوان جونگ ساخته شده است. ماجراي فيلم در اواخر دوره سلسله هان چين در سال ۲۰۸روي ميدهد . نخست وزير تانو تانو از امپراطور شينن درخواست ميكند تا به او اجازه لشكركشي و حمله به فرماندهان ليو بيو سون چوان در چين جنوبي را بدهد.
لطفا ادامه ی مطلب را بخوانید...............
(هومن)
ادامه مطلب
« ناجي» جايزهي جشنواره «آسياپاسفيك» را هم برد

به گزارش ايسنا دومين دورهي مراسم اعطاي جوايز سينمايي «آسياپاسيفيك» دقايقي قبل در استراليا برگزار شد.
در مراسم امروز رضا ناجي كه براي فيلم «آواز گنجشكها» نامزد بهترين بازيگر مرد شده بود توانست جايزهي اين بخش را براي خود بهدست آورد.
وي پيش از اين جايزهي خرس نقرهاي جشنوارهي فيلم «برلين» را براي بهترين بازيگر مرد كسب كرده بود تا به اين ترتيب پرافتخارترين بازيگر سينماي ايران در عرصهي بينالمللي نام بگيرد.
امروز همچنين فيلم مستند «تينار» ساخته مهدي منيري بهجهت تلاش چشمگير در جهت ترويج و حفظ تنوع فرهنگي جايزهي يونسكو را بهدست آورد.
طبق اعلام اسكرين ديلي، هيات داوران اعلام كردند كه اين فيلم بازتاب قدرتمندانهاي از زندگي روستايي در مناطق كوهستاني ايران است.
فيلم «لاله» از قزاقستان ساختهي «سرگئي دوورتسوي» توانست افتخارات بينالمللي خود را ادامه دهد و عنوان بهترين فيلم را از جوايز آسياپاسيفيك بهدست آورد. اين فيلم پيش از اين جايزهي نوعي نگاه جشنوارهي كن و همچنين جوايز متعددي از جشنوارهي توكيو، لندن، زوريخ را بهدست آورد.
فيلم انيميشن «والتز بابشير» از اسرائيل ساختهي «آري فولمن» كه جنايت ارتش رژيم صهيونيستي را به تصوير كشيده است جايزهي بهترين فيلم انيميشن را بهدست آورده است.
دربخش بهترين فيلم مستند بلند «63 سال بعد» از كره جنوبي ساختهي «كيم دونگ وان» توانست جايزهي اول را به خود اختصاص دهد. در بخش بهترين فيلم كودك «بالن قرمز» از استراليا اثر برتر نام گرفت.
«نوري بيلگ سيحان» كارگردان سرشناس تركيه براي فيلم «سهميمون» جايزه بهترين كارگرداني را كسب كرد.
جايزهي بهترين فيلمنامه به «سوها عارف» و «اران ريكلس» براي فيلم «درخت ليمو» تعلق گرفت. اين فيلم همچنين جايزهي بهترين بازيگر زن را براي «هيام عباس» به همراه آورد.
دربخش فيلمبرداري جايزهي آسياپاسيفيك به «لي موگائه» از كره جنوبي براي فيلم «خوب، بد، عجيب» اختصاص يافت.
جايزه ويژهي هيات داوران نيز به فيلم «آون قرمز» از چين ساختهي «كاي شانگ جون» و فيلم «زنداني» از هند ساختهي پرياس گوپتا تعلق گرفت.
دراين مراسم بيش از 700 سينماگر از اروپا، آمريكا و آسيا شركت كردند.
9 بازيگر در سريالها تكرار میشوند

ثريا قاسمي در هردو سريال«منظومهي آتش» و «آيينههاي نشكن» نقش مادر را ايفا ميكند البته مادر «آيينههاي نشكن»سنتيتر است.
ايسنا: مهدي امينيخواه با سه سريال «منظومهي آتش»،«هويت» و «خط شكن» بيشترين حضور را روي آنتن دارد.
امينيخواه در اين سريالها نقشهاي مكمل و متفاوتي را ايفا ميكند؛ او در«منظومهي آتش» برادري بيمسووليت، در«هويت» پليس و در «خطشكن»يك خلافكار است. در اين جمع حسن جوهرچي تنها بازيگري است كه در دو سريال «منظومه آتش» و «هويت» ايفاگر نقش اصلي است. او در«منظومه آتش» نقش يك مهندس موفق و در «هويت» يك پليس وظيفهشناس را بازي ميكند.
ثريا قاسمي در هردو سريال«منظومهي آتش» و «آيينههاي نشكن» نقش مادر را ايفا ميكند البته مادر «آيينههاي نشكن»سنتيتر است.
بر اساس اين گزارش، يوسف تيموري با «خط شكن»و«غير محرمانه» كه هر دو جمعهها از شبكه تهران پخش ميشوند،پرويز فلاحي پور با «گلهايگرمسيري» و «يوسف پيامبر(ع)»، رضا توكلي با «منظومهي آتش»و«غير محرمانه»،
فلور نظري با«هويت» و «غيرمحرمانه» و شهنام شهبازي و مجيد سعيدي با «منظومهآتش»و« هويت»از ديگر بازيگراني هستند كه دو سريال روي آنتن دارند.
بدين ترتيب از ميان 11 سريال ايراني در حال پخش از سيما، در هفت سريال «منظومه آتش»،«آيينههاي نشكن»، «هويت»، «خطشكن»،«غيرمحرمانه»،«گلهاي گرمسيري»و«يوسف پيامبر(ع)»، بازيگران تكراري ايفاي نقش ميكنند كه «منظومهي آتش» با شش بازيگر، بيشترين نقشآفرينان تكراري را دارد.
با توجه به انتقاد اغلب بازيگران نسبت به پخش شدن همزمان سريالهايي كه آنان در سالهاي مختلف بازي كرده اند لازم به ذكر است كه سريالهاي«غيرمحرمانه»و«گلهاي گرمسيري» سال 87 ،«منظومهي آتش»،«هويت»،«خط شكن»و«آينههاي نشكن»سال 86 و «يوسف پيامبر(ع)» سال 83 جلوي دوربين رفتهاند.
(هومن)
رقابت 14 انیمیشن برای دریافت اسکار

|
آکادمی علوم و هنرهای سینمایی فهرست اولیه نامزدهای بخش انیمیشن بلند اسکار هشتاد و یکم را اعلام کرد که از میان آنها سه فیلم به فهرست نهایی این بخش راه پیدا میکنند.
به گزارش خبرنگار مهر، رویترز اعلام کرد فهرست اولیه این بخش شامل 14 فیلم "بولت"، "دلگو"، "شکارچیان اژدها"، "مرا به ماه ببر"، "ایگور"، "کنگ فو پاندا"، "ماداگاسکار: فرار به آفریقا"، "9/99$"، "خزندگان آسمان"، "شمشیر بیگانه"، "داستان دسپرو"، "والس با بشیر"، "وال ـ ای" و "هورتن صدای یک هو میشنود دکتر سوس" است. بر اساس قوانین اسکار در بخش بهترین انیمیشن بلند، اگر تعداد فیلمهای انتخاب شده فهرست اولیه بین هشت تا 16 باشد، حداکثر سه نامزد میتوانند برای حضور در فهرست نهایی معرفی شوند. ضمن اینکه فیلمهای حاضر در بخش بهترین انیمیشن بلند میتوانند در سایر بخشهای اسکار از جمله بهترین فیلم نامزد شوند. در میان فیلمهای انتخابشده انیمیشن "وال ـ ای" به کارگردانی اندرو استنتن بیشترین بخت را حضور در فهرست نهایی و حتی دریافت جایزه اسکار دارد. این فیلم درباره روباتی تنها و نظافتچی به نام وال ـ ای است که به روباتی در فضا دل میبازد و با او راهی سفری بین کهکشانی میشود. "وال ـ ی" اخیرا از تلویزیون ایران نیز پخش شد. از دیگر فیلمهای پیشتاز بخش انیمیشن بلند میتوان به سه فیلم پرفروش "هورتن صدای یک هو میشنود دکتر سوس" با صدای جیم کری در نقش اصلی، "کنگ فو پاندا" با صدای جک بلک و داستین هافمن و "ماداگاسکار: فرار به آفریقا" با صدای بن استیلر و کریس راک اشاره کرد که فیلم آخر این هفته در رده نخست جدول فروش بازار آمریکای شمالی قرار گرفت. انیمیشن ضد جنگ "والس با بشیر" ساخته آری فولمن از رژیم صهیونیستی نیز بخت حضور در فهرست سه فیلم نامزد اسکار بخش انیمیشن بلند را دارد. این فیلم درباره قتل عام سال 1982 در دو اردوگاه صبرا و شتیلا در لبنان به دست شبهنظامیان مسیحی است که با حمایت اسرائیل انجام شد. "والس با بشیر"، فیلم سهبعدی "بولت" تولید دیسنی، دو فیلم فانتزی و رایانهای "دلگو" و "شکارچیان اژدها"، انیمیشن استاپ ـ موشن استرالیایی "9/99$"، دو فیلم ژاپنی "خزندگان آسمان" و "شمشیر بیگانه" و "داستان دسپرو" با صدای اما واتسن و داستین هافمن هنوز در لس آنجلس به نمایش عمومی درنیامدهاند که یکی از شرطهای حضور فیلمها در بخش بهترین انیمیشن بلند است. فیلمهای معرفیشده به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی باید در کشورهای خود نیز نمایش عمومی درآمده باشند. نامزدهای هشتاد و یکمین دوره جوایز اسکار 22 ژانویه 2009 (سوم بهمن) اعلام میشود. مراسم اعطای جوایز اسکار 22 فوریه (چهارم اسفند) در کداک تیهتر لس آنجلس برگزار و به طور زنده از شبکه ABC پخش میشود. (هومن) |
عليرضا خمسه: بازيگر تئاتر و سينما شادي و جواني نسبت زيادي با هم دارند

خبرگزاري جمهوري اسلامي
عليرضا خمسه بازيگر تئاتر و سينما گفت: شادي و جواني وجوه اشتراك و قرابت زيادي با هم دارند و جواني كه افسرده است را ميتوان تنها يك مرده فرض كرد.
علي رضا خمسه يكشنبه شب درهمايش جوان وشادي درشيراز افزود: شادي وخنده مانند هر دارويي داراي اثرات مثبتي است كه انسان بايد خودش آن را تجربه كند و با موعظه و سخنراني نميتوان آن را در افراد پديد آورد.
وي اظهار داشت: اولين احساسي كه يك نوزاد در بدو تولد دريافت ميكند شادي و خنده است كه نسبت به آن حساسيت خاصي نشان ميدهد.
اين هنرمند با اشاره به خصوصيات يك شيوه تعليم و تربيت صحيح گفت: معلم و استادي كه با چهره عبوس و گرقته در سر كلا س حاضر ميشود نميتواند در كودك يا جوا ن تاثيرگذاري مطلوبي داشته باشد و بر همين اساس بايد در سيستم تعليم و تربيت خود تجديد نظر كنيم.
خمسه ادامه داد: البته بايد توجه داشت كه شادي خردمندانه بر اثر انديشه است نه بر اثر افراط هيجانها ي انساني و بين خنده ناشي از جنون و خنده انديشمندانه بايد تفاوت قائل شد.
اين بازيگر تاتر و سينما يادآور شد: هم اكنون خنده به اندازهاي در ميان ملل دنيا اهميت پيدا كرده است كه در بسياري از كشورهاي جهان باشگاههاي خنده تاسيس شده است.
وي اضافه كرد: در شادي واقعي با هم خنديدن مهم است نه بهم خنديدن و اين شادي گاهي ميتواند بر اثر بذله گويي، تماشاي آثار كمدي، شنيدن يك موسيقي نشاط آور و يا ديدن آثار هنري پديد آيد.
همچنين در اين همايش يك محقق علوم انساني گفت: متاسفانه بعضي از روحانيون در عرضه كردن دين خوش سليقه نيستند و اين ناشي از ضعف دين نيست بلكه ناشي از ضعف مجريان دين است.
حجتالاسلام محمد محمديان افزود: در بعضي هياتها ي مذهبي آنقدر كه براي سوگواري و عزاداري مايه ميگذارند به مراسم شادي و ايام سرور توجهي نشان نميدهند.
وي اظهار داشت: البته ابزار شاد شدن فقط خنده نيست بلكه گاهي اوقات گريه هاي ناشي از شوق نيز انسان را شاد ميكند.
اين طلبه نمونه استان فارس ادامه داد : متاسفانه برخي از مداحان همان اشعاري را كه در ايام سوگواري ميخوانند با كمي تغيير در ريتم آن در آيين هاي جشن و اعياد مذهبي مورد استفاده قرار ميدهند.
حجتالاسلام محمديان گفت: زماني كه خداوند حضرت آدم را به اين جهان آورد بسياري از مطلوبها و مسايل مورد نياز وي مانند شادي محدود شد.
دبير اين همايش هم گفت: جوانان امروز پس از نسل انقلاب، جنگ و سازندگي نسل چهارم انقلاب را تشكيل ميدهند.
مهدي مومن زاده افزود: اين نسل بنا به گفته رهبر معظم انقلاب داراي ويژگي هاي خاص و منحصر به فردي هستند كه بايد شناخته شوند.
مدير فرهنگي دانشگاه صنعتي شيراز گفت: اين همايش از سلسله همايشهايي است كه در جلسههاي بعدي با عنوانهاي جوان و عشق، جوان و ازدواج و جوان و شيطان برگزار ميشوند.
مومن زاده ادامه داد: در هر يك از اين همايشها يك روحاني آگاه، يك هنرمند مرتبط با موضوع همايش و يك استاد دانشگاه پاسخگوي جوانان در زمينه هاي آن همايش خواهند بود.
اين همايش توسط معاونت دانشجويي فرهنگي دانشگاه صنعتي شيراز با همكاري هيات محبين الائمه برگزار شد.ك/۲
(هومن)
آواز گنجشکها در گیشه شکست میخورد؟

فیلم سینمایی "آواز گنجشکها" تا روز جمعه 17 آبانماه 220 میلیون تومان فروخته که میانگین تعداد تماشاگران آن در 36 روز اکران تنها حدود سه هزار نفر در روز و کمتر از 300 نفر برای هر یک از 11 سینمای نمایشدهنده است.
به گزارش مهر، نماینده سینمای ایران در بخش بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان هشتاد و یکمین دوره مراسم اسکار با وجود ارزشهای ذاتی خود، حمایت تلویزیون، تبلیغات شهری و رسانهای و مصاحبههای متعدد مجید مجیدی نتوانسته چنانکه انتظار میرفت مردم را به سالنهای سینما بیاورد و یک فیلم پرمخاطب به کارنامه فیلمساز بینالمللی سینمای ایران بیفزاید.
مجیدی این سالها در میان منتقدان و سینمادوستان حرفهای هوادارانی یافته؛ گروهی که نگاه خاص او را دوست دارند و هنگام نمایش عمومی فیلمهایش از او حمایت میکنند. اما کارگردان سرشناس سینمای ایران که سالها سفیر سینمای ما در آن سوی مرزها بوده، آن اندازه که دل مخاطبان خارجی را به دست آورده نتوانسته مخاطب داخلی را برای دیدن فیلمهایش ترغیب کند.
استفاده از بازیگری محبوب مثل پرویز پرستویی در "بید مجنون" تغییر مسیر آشکار برای جذب مخاطب بود. اما حتی این تغییر استراتژیک هم باعث نشد مردم برای دیدن فیلم به سینماها هجوم بیاورند. "بید مجنون" البته از آثار پرفروش کارنامه مجیدی است، اما باید این فروش را به حساب ستارهای با محبوبیت بسیار بالا گذاشت.
"آواز گنجشکها" ادامه نگاهی است که مجیدی در این سالها دنبال کرده و این نگاه با وجود همه ارزشهای متعالی و انسانیاش که برای مخاطب داخلی و غربی هم جذاب و تازه است، نمیتواند تماشاگر گریزپا را به سینما بیاورد. دیدن این قصه که مجیدی قبلا آن را به شکلهای دیگر در فیلمهایش تکرار کرده، برای مخاطب عام جذاب نیست.
شاید "آواز گنجشکها" میخواهد با استفاده از تبلیغات گسترده و حضور خبری بسیار گسترده و نامتعارف کارگردان پرفروش شود. اما این ابزار تبلیغاتی نمیتواند برای مخاطب عام جذابیت داشته باشد. برای این مخاطب رسانه مکتوب و نشریات تخصصی آنقدر جدی نیستند که پیگیر اخبار و وقایع آنها باشد و بخواهد تحت تاثیر قرار بگیرد.
مخاطب عام برای سینما رفتن قواعد و اصول خود را دارد که ظاهرا گروه تبلیغاتی "آواز گنجشکها" چشم بر آنها بستهاند. ستاره اصلی فیلم رضا ناجی است که عمده شهرتش را مدیون مجیدی است. او بارها در فیلمهای مجیدی مقابل دوربین رفته و پیش از گرفتن جایزه خرس نقرهای جشنواره برلین هرگز اهرمی تبلیغاتی برای فروش فیلمهای این کارگردان نبوده است.
اما این جایزه معتبر آنقدر سازندگان "آواز گنجشکها" را به وجد آورده که احساس کردهاند تصویر ناجی همراه با خرس نقرهای میتواند برگ برنده فیلم باشد. این همان سوء تفاهمی است که در همه بخشهای تبلیغاتی فیلم وجود دارد. خرس نقرهای نمیتواند مخاطب عام را سر ذوق بیاورد تا به دیدن فیلمی برود که قصه جذاب و بازیگر محبوب ندارد.
پخش مستند ستایشآمیز درباره روند تولید دشوار فیلم در یکی از بهترین ساعتهای تلویزیون و اظهار نظرهای پی در پی مجیدی که هر روز در یک رسانه منعکس میشود هم کمکی به فروش "آواز گنجشکها" نکرده است. اگر قرار بود این اتفاق بیفتد فیلم حالا با فاصله از دیگر فیلمهای روی پرده در صدر جدول فروش ایستاده بود.
تهیهکنندگان حرفهای سینمای ایران همیشه تبلیغ دهان به دهان را موثرترین شیوه تبلیغاتی میدانند. در جامعهای که هنوز رسانهها موثرترین نقش را در شکلگیری آرا و افکار عمومی ندارند، فیلمهایی موفق به جذب مخاطب هستند که بتوانند به کلیشهها پاسخ دهند. از این رو تلاش برای تبدیل کردن فیلمی که از این معیارها دور است به اثری پرمخاطب نتیجه ندارد.
شاید فروش "آواز گنجشکها" مجیدی را به این باور برساند که برای ساختن فیلم پرمخاطب باید از ابتدا معیارهایی را رعایت کرد. نمیتوان فیلمی ساخت که هم دل منتقد ایرانی و خارجی را بلرزاند و جایزه داخلی و بینالمللی ببرد و هم مخاطب عام را به سینما بیاورد.
با احتساب بلیت دو هزار تومانی، "دعوت" ابراهیم حاتمیکیا در 36 روز اکران در 16 سینما بیش از 700 میلیون تومان فروخته که میشود میانگین بیش از 9700 تماشاگر روزانه و 600 تماشاگر در هر سالن. "کنعان" مانی حقیقی هم در همین مدت و همین تعداد سینما 380 میلیون تومان فروخته که میشود روزانه بیش از 5200 تماشاگر.
(هومن)
«نيكو خردمند» در سيسييو بستری است

يكي از مسوولان بخش CCU به ايسنا گفت: حال عمومي ايشان خوب است اما زمان ترخيصشان از بيمارستان هنوز مشخص نيست.
اين بازيگر و دوبلور پيشكسوت بهدليل ناراحتي قلبي در بيمارستان بستري شده است.
نيكو خردمند متولد 1311 درتهران و فارغالتحصيل رشته كارگرداني از رويال تئاتر است. او فعاليت هنري خود را با گويندگي راديو در سال 1337 آغاز كرد و به جاي بازيگراني همچون «كلوديا كارديناله»، «اوا گاردنر»، «اليزابت تيلور»، «فخري خوروش» و ... صحبت كرده است.
او فعاليت خود را در زمينه بازيگري سينما با بازي در فيلم «پرده آخر» به كارگرداني واروژ كريممسيحي درسال 1369 آغاز كرد و تاكنون در آثاري همچون «باغ گيلاس»،«آواي فاخته»،«كت جادويي»،«آپارتمان»، «دزدان مادربزرگ»، «سفر پرماجرا»، «دختري بهنام تندر»، «كاغذ بيخط»،«صبحانه براي دونفر»، «كافه ستاره» و ... ايفاي نقش كرده است.
او همچنين به خاطر بازي در دوفيلم «پرده آخر» و «بازيچه» موفق به دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگري جشنواره فجر شده است.
فمینیسم در برابر ساده لوحی
تحلیلی بر حرفهای رضا میرکریمی علیه فمینیسم
هومن نیک فرد

*
مردسالاری تبلیغات
آیا آگهی های تلویزیونی مردسالارانه است؟
هومن نیک فرد
آدم خوابش می گیره
نگاهی به سریالهای ماه رمضان
هومن نیک فرد

“سینما ها همچنان تعطیل می شوند”؛ این سر تیتر یکی از رویداد های شماره ی ۳۸۴ ماهنامه ی فیلم بود با عنوان: “اشک ها و لبخندها”. بسیاری آنرا خواندند و با سر تکان دادنی از کنارش گذشتند. ولی براستی مسأله به همین سادگی ها است که عنوان شد؟ تلویزیون رقیبی جدی برای سینما به حساب می آید. این رسانه ی فراگیر با پخش مجموعه های تلویزیونی، فیلم های سینمایی خارجی و داخلی و همینطور سریال ها و تله فیلم ها، مردم را خانه نشین کرده و چه بسا که باعث و بانی تغییر ذائقه در مخاطب هم هست. پخش سریال های خارجی با درجه ی (ج) و تله فیلم های کم مخاطب از شبکه ی خانگی، بدون هیچ نوع عاقبت اندیشی و برنامه ریزی بلند مدت، به ضرر تماشاگر تمام می شود. شاید اگر برنامه ها را از هم تفکیک کنند و هر کدام را به افرادی با درجه ی هوشی بالا یا پایین اختصاص دهند، تکلیفمان با شبکه های فرهیخته و غیر فرهیخته روشن می شود. ساده اندیشی و ساده انگاری توهین به مخاطب است. بهتر نبود که تلویزیون به جای هزینه کردن برای ساختن مستندی از کشور سازنده ی “جواهری در قصر”، (سریال کره ای که رنگ و بوی فرهنگ سرزمینش را داشت و بیشتر شبیه برنامه ی آشپزی با اندکی چاشنی ملودرام بود- و می دانیم که هیچ کدام از دستورات آشپزی یانگوم به درد کدبانوی ایرانی نمی خورد-)، همین هزینه را برای تشکیل اتاق فکری صرف می کردند که قبل از سرمایه گذاشتن و پخش هر مجموعه ی تلویزیونی برنامه ریزی حساب شده ای داشته باشد؟ بعد از پخش “جواهری در قصر” مسئولان مخاطب را در همان حد نگاه داشتند و به سراغ مجموعه های دیگری از این دست رفتند تا تبدیل به شبکه ای پر مخطب گردند! آن وقت تلویزیون با برنامه های دسته چندمش می شود رقیب سینما؛ و البته سینما هم کم کاری کرده و با افت کیفیت فیلم های روی پرده نتوانسته خودش را سرپا نگه دارد. افت فروش فیلم ها و دیده نشدن آنها مصداقی بر این مقدمه است که می خواهیم از آن به سریال های مناسبتی تلویزیون برسیم و مروری داشته باشیم بر آخرین سفارشات این رسانه ی جمعی.
لطفا ادامه ی مطلب را بخوانید...............
ادامه مطلب
نشریه ی الکترونیکی آدم برفی ها

با مطالبی متنوع و خواندنی:
يک متن عجيب درباره فيلم دعوت حاتمي کيا ، فايل صوتي سخن سردبير با خوانندگان، نگاهي طنزآميز به ماهنامه ارژنگ، نگاهي به رسوايي هاي تلويزيون، نگاهي به کتاب پاريس تهران و نقد مخالفان اين کتاب و دو داستان رسيده به مسابقه ادبي آدم برفي ها و...
میهمان رایانه های شماست...
بخوانید و لذت ببرید.
روی لینک زیر کلیک کنید:
سنگدلی، گناهی نا بخشودنیست!
مروری برکنعان / آیا کنعان فاجعه در اقتباس سینمایی نیست؟
هومن نیک فرد

در هنرهای تصویری، به ویژه سینما با گونه های اقتباس روبرو هستیم. گاه متنی ادبی با تصرف فیلمنامه نویس در آن و به اصطلاح، تصویری کردن آن، قابلیت ساخت پیدا می کند. دیگری، دستمایه هایی است که از آثار تصویری پیشین به عاریت می گیرند و گاهی ساختار و یا موضوع یک فیلم قدیمی تر در قالبی نو به تصویر کشیده می شود. فیلم های اقتباسی اغلب نسبت به متن اصلی، بی وفا و بیشتر با خودخواهی های حرفه ای یک کارگردان حرفه ای همسازند. کم پیش می آید فیلمی همچون پاپیون به خوبی از عهده ی اقتباس بر آید در نقطه ی مقابل هری پاتر وجود دارد که تماشاگر بعد از خواندن متن اصلی رغبتی به دوباره مشاهده کردن فیلم پیدا نمی کند.
لطفا ادامه ی مطلب را بخوانید.........
ادامه مطلب
واقعاً انقدر بهت سخت گذشته بود؟؟؟
خوشحال باشم یا ناراحت؟

یادم میاد اوخر سال 86 بود که تو یکی دو تا از این وزنامه ها، مجله ها و سایت های سینمایی خبری خوندم راجع به حضور گلشیفته فراهانی در هالیوود، جالب این جا بود که خود آن روزنامه ها و مجله ها اشاره کرده بودند که این شایعه ای بیش نیست. گذشت و گذشت تا اوایل شهریور 87 که صدای بمب خبری مهیجی در بین اهالی سینما و کلاً مردم ایران به گوش رسید که بدین شرح بود: گلشیفته فراهانی در فیلم هالیوودی «مجموعه دروغ ها» به کارگردانی ریدلی اسکات و در کنار بازیگر نامی چون دی کاپریو به ایفای نقش پرداخته است که این فیلم در نوبت اکران قرار دارد و تا یک ماه و نیم آینده به اکران در خوهد آمد.هرفردی که دوستدار سینما بود از شنیدن این خبر خوشحال شد، خوشحالی زاید الوصفی که هر سینما رویی دچار آن میشد، پس از انتشار این خبر و تا قبل از اکران فیلم، اخبار و شایعات زیادی درمورد گلشیفته به گوش می رسید از جمله ممنوع الخروج بودن وی از ایران و...، آخرین خبری که کاملاً صحت داشت این بود که او به همراه همسرش امین در حال حاضر در آمریکا به سرمی برد و در میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران هم تمامی شایعاتی را که از جانب آن ها به گوش می رسید تکذیب کرد و اعلام نمود پس از مشاهده ی فیلم، در مورد خانم فراهانی تصمیم گرفته خواهد شد.
اواخر مهرهم در افتتاحیه ی این فیلم اتفاق هایی افتاد که نباید می افتاد و همه را ناراحت کرد، در عرض 24 ساعت پست جدید تمامی وبلاگ ها و سایت های سینمای عکس های بی حجاب گلشیفته و حرف هایی بود که نباید توسط وی در اولین مصاحبه ی او زده میشد. گلشیفته ی سینمای ایران دلش خیلی پر بود و از دست خیلی ها هم ناراحت بود حالا من اصلاً کاری به این حرف ها ندارم (ببخشید دیگه خودمونی صحبت می کنم) من میگم گلشیفته حجابت چرا؟ تو که با حفظ حجابت تو فیلم حال خیلی ها رو گرفتی ، پس چرا تو افتتاحیه اینجوری حرف زدی و اینجوری لیاس پوشیدی؟ من کاری به هیچی ندارم من میگم فرهنگ تو چی می گفت، تو که میدونستی اگر این کار ها رو بکنی دیگه تو ایران جایی نداری پس چرا بازم اونا رو انجام دادی؟ به قول یکی از بچه های وبلاگ نویس گلشیفته نه دل شیفته ، تویی که بازی تو فیلم ماندگاری چون «میم مثل مادر» اشک همه رو در اوردی دیگه متعلق به خودت نبودی که هرچی دلت می خواست همون کار رو انجام بدی، خدا بیامرزتت رسول ملاقلی پور، فیلمت این آخریا بازم جایزه گرفت ولی بعد از این که تو سینمای ایران رو تنها گذاشتی گلشیفته هم اونو ترک کرد تو ناخواسته رفتی ولی اون خواستش و رفتش. راستی گلشیفته یادت میاد اون سکانسی رو که تو همون فیلم «میم مثل مادر» که باید یه چیزی رو برمی داشتی و شیشه رو می شکوندی تا با آوردن ماسک اکسیژن و دارو پسرت رو ازحالت مرگ خارج کنی ولی تو آنقدر حس مادرانه ی ایرانی ات قوی بود که هیچ چیزی بر نداشتی بلکه با دست محکم کوبیدی به شیشه و اونو شکونیدیو دستت غرق در خون شد و وقتی که مرحوم ملاقلی پوربهت گفت چرا این کاروکردی؟ گفتی: یه مادر وقتی بچش داره جلوش جون میده دنبال چیزی نمی گرده که شیشه رو بشکونه. دل شیفته ی ما چی بود و چی شد ، واقعاً انقدر بهت سخت گذشته بود که خیلی زود همه چیز رو فراموش کردی؟؟؟ تو متعلق به طرفدارات بودی...
من تا قبل از اکران فیلمت خیلی خوشحال بودم چون مطمئن بودم تو با حفظ حجاب و شخصیتت تو فیلم هم میتونی تو ایران نقش آفرینی کنی و هم تو هالییود بدرخشی ولی خودت همه چیز رو خراب کردی همش تقصیر خودت بود، پس دل طرفدارات چی ؟؟؟
تازگیا به تماشای فیلمت نشستم به نظرم تمام فکر و ذکرت در فیلم حفظ لهجه ات بود ولی یه پلان زیبا داشتی که روبروی دی کاپریو ایستاده بودی و یهو زدی زیر خنده وقتی که خدت رو دیم یاد سکانس دیدنیت تو فیلم علی سنتوری افتادم که روی پشت بام ، کبوتر به دست ایستاده بودی و با خنده به علی می گفتی: عاشقتم، عاشقتم.
گلشیفته جان خوشحالم از حضورت در هالیوود و ناراحتم از نبودت در ایران ای کاش هردوی این ها با هم بود....
(پیام)
امين حيايي: عامل فروش فقط يك نفر نيست
امين حيايي معتقد است: دستمزد، زماني بالا ميرود كه بازيگر نميخواهد كاري را انجام دهد و آن كار زياد مورد پسندش نيست.
اين بازيگر سينماي ايران گفت: يك بازيگر وقتي كاري را ميبيند كه خيلي برايش زحمت دارد و از فيلمنامه بايد بنشيند و سروكله بزند تا نقش خودش را بسازد و درست كند و در واقع اسكلتي دست او دادند كه بايد بسازد و كارگردان و تهيهكننده نيز ناشناخته هستند و كارهاي جالبي در پروندهشان نداشتهاند، طبيعتا بازيگر قيمت كار را بالا ميبرد تا حداقل به آن جواب مثبتي كه داده است بيارزد و بخشي از چاله زندگياش را پُر كند.
وي با بيان اينكه اين موارد شايد يك يا دوبار دركل مدت كاري يك بازيگر اتفاق بيفتد اظهار داشت: بازيگر تن به كار ضعيف نميدهد، مگر آنكه نياز مالي زيادي داشته باشد و اگر هم اين اتفاق افتاده از بيلياقتي تهيهكننده است كه ضعف داشته و حاضر بوده گيشهاش را با يك نفر پُر كند و دستمزد زيادي را پرداخت كند، بنابراين اعتراضي به بازيگر وارد نيست. بهترين بازيگر جشنواره فيلم فجر گذشته ادامه داد: خود من باتوجه به شرايط زندگيام بايد در سال، كارهايي در سينما و تلويزيون انجام بدهم تا روزيام دربيايد.
وي با تاكيد براينكه دستمزد يك بازيگر سقف ندارد و قابل كنترل نيست تصريح كرد: فيلمهاي زيادي بوده كه تهيهكننده و كارگردان خوبي داشته و شايد نصف آنچه عُرف بوده است گرفتهام و كار كردهام، به لحاظ آنكه ارزش كار برايم مهم بوده است.
حيايي تاكيد كرد: هنرمند در وهلهي اول كار هنري و كارنامهاش مهم است چيزي كه برايش ثبت ميشود و به يادگار ميماند و اگر قرار باشد كاري كند كه به او لطمه ميخورد قطعا هزينه سنگيني بايد به پايش بريزند و اگر ميخواهند وجه هنري يك شخص را زيرسوال ببرند هزينه سنگيني بايد متقبل شوند. بازيگر هم شايد نيازي داشته باشد و قبول كند و كمكي هم كند تا حداقل كارش از نظر هنري خراب نشود.
اين بازيگر دربارهي اينكه چقدر خودش را در فروش يك فيلم موثر ميداند به ايسنا گفت: آنچه در فروش فيلمهايي كه من حضور داشتهام موثر بوده، صميميت و دوستي است كه درمحيط كارم بوده است و اگر نباشد حتما بهوجود ميآورم و اگر محيط صميمي و دوستانه نباشد اصلا نميشود كار كرد و به آن فروش و موفقيت كاري رسيد.
وي افزود: اولين چيزي كه در هركاري داشتم رفاقت با همه عوامل بوده و انرژي كه همه با هم گذاشتيم باعث شده كه آن فيلم بفروشد و عامل فروش فقط يك نفر نيست و اين به تمام گروه بر ميگردد.
عیاری برای مخاطب ارزش قایل است

نوشتن در باره ی سریالی که متأسفانه چند قسمت بیشتر از آن را نتوانسته ام ببینم، کاری بس دشوار است. اما نکته هایی هست که با دیدن حتی سه یا چهار قسمت از این مجموعه از دید تماشاگر حرفه ای و فهیم تلویزیون نمی تواند پنهان بماند.
ابتدا به مرور جزئی این سریال _روزگار قریب_ می پردازم. روزگار قریب فیلمنامه ای ساده و در عین حال قابل توجهی دارد. این فیلم بر اساس مستندات و زندگی واقعی دکتر قریب _بنیان گذار طب نوین کودکان در ایران_ ساخته و پرداخته شده است. متن فیلمنامه به طور کامل از روی واقعیات نیست، بلکه برای جذاب تر شدن اثر اندکی هم از ذوق فیلمامه نویس بهره برده شده است. روزگار قریب سومین تجربه ی تلویزیونی کارگردانی ست گزیده کار. کیانوش عیاری بعد از سریال های «خانه به خانه» و «هزاران چشم» سومین تجربه ی سریال سازی اش را در زمینه ی فیلمنامه نویسی، کارگردانی و تدوین به موفقیت رسانده است.
شیوه ی روایت روزگار قریب که در عین حال دارای متنی ساده است، با کارگردانی قوی و هوشمندانه و همینطور تبحر عیاری در تدوین گری به ثمر رسیده.
طی چند قسمتی که نگارنده آن را از نظر گذراندم و بسیار هم لذت بردم، _خصوصاً پایان بندی خوب و متعارف در خور یک فیلمنامه ی بیوگرافیکی_ متوجه درایت کارگردان در انتخاب بازیگران و ترکیبت حرفه ای ها با نابازیگران شدم. استفاده از بازیگران با تجربه ای چون مهدی هاشمی، ناصر هاشمی، آفرین عبیسی، زنده یاد حسین پناهی و مهران رجبی (که به لطف شخصیت ساده و در عین حال مرموزش _تناقض به دلیل تکرار شدن و تکرار نشدن!_ از کلیشه بودنش تا اینجا خسته نشده ایم) و ترکیب آن ها با نابازیگران که اکثراً اهالی بومی منطقه ی فیلمبرداری بودند، نشان از هوشمندی عیاری دارد.
(به شخصه از بازی مهدی هاشمی که کل انرزی اش را برای نقش دکتر قریب به کار برد، لذت بردم.)
یکی از فاکتور های مثبت و قابل تأمل این سریال، شیوه ی روایت و تدوین بسیار عالی کار بود. فید هایی که برای به تصویر کشیدن جوانی دکتر به گذشته زده می شد با توجه به تاریخ روایت و نزدیکی آن به سنین پیری دکتر قریب از سیاه و سفید به رنگی تغییر پیدا می کرد؛ و این خود شیوه ای بود تا دیدن تصاویر سیاه و سفید برای تماشاگر تنوع طلب خسته کننده نباشد.
در کل این روزها کارگردانان سینمایی را در تلویزیون بیشتر می بینیم. کمال تبریزی که با کار ضعیف شهریار از شبکه ی دو میهمان خانه های شما بود و همینطور ابراهیم حاتمی کیا با کار بحث برانگیز حلقه ی سبز، فریدون جیرانی با اثر غیر متعارف "مرگ ندریجی یک رویا" و همینطور کیانوش عیاری با سریال «روزگار قریب».
مطمئنم که این سریال تا سال ها مکرراً از تلویزیون پخش می شود _همانطور که تا به حال شاهد بوده ایم!_. اما زیبایی این نوع سریال های بیوگرافیکی، به تماشای سری اول پخش آن است. اما برای من که آن را کاملاً ندیده ام نمی تواند خالی از لطف باشد.
*
پا نوشت:
_تشکر ویژه ای دارم از شیدا عارف عزیز که باعث شد این نوشته _هرچند کوتاه_ در مورد سریال «روزگار قریب» به نگارش در آید.
(هومن نیک فرد)
نگاهی به سخنان اخیر فرج ا... سلحشور درباره سینما

برای خواندن مطلب به آدرس پایین بروید:
انتخاب ترسناک ترین فیلم تاریخ سینما

فيلم «درخشش»، ساخته «استنلي كوبريك» عنوان ترسناكترين فيلم تاريخ سينماي جهان را به خود اختصاص داد.
به گزارش ايسنا، مجلهي سينمايي «اينترتينمنت ويكلي» در تازهترين شماره خود با نظرسنجي از منتقدين، كارگردانان و علاقهمندان سينما، فهرست 20 فيلم ترسناك تاريخ سينما را تهيه و منتشر كرد.
در رتبهي اول اين فهرست، فيلم «شاینینگ» محصول سال 1980 به كارگرداني «استنلي كوبريك» ديده ميشود. اين فيلم اقتباسي از رمان «استفن كينگ»، نويسنده انگليسي داستانهاي دلهرهآور و ترسناك بوده است كه «جك نيكلسون» در آن ايفاي نقش داشته است.
رتبه دوم ترسناكترين فيلمهاي تاريخ سينما در اختيار «جنگير» است. اين فيلم به كارگرداني «ويليام فردكين» محصول سال 1973 است و به گفته افرادي كه آن را تماشا كردهاند، تا ماهها آنها را گرفتار خود كرده است.
فيلم «قتلعام زنجيرهاي تگزاس» محصول سال 1974 به كارگرداني «توپ هوپر» در رتبهي سوم اين فهرست قرار دارد.
«سكوت برهها» ساخته «جاناتان دمي» (1991) با نقشآفريني «آنتوني هاپكينز» كه در رتبه پنجم ايستاده است، ترسناكترين فيلم دهه 90 شناخته شد.
«آروارهها» محصول سال 1975 به كارگرداني «استيون اسپيلبرگ»، «حلقه» ساخته «گور وربينسكي» محصول 2002، «هالووين» ساخته «جان كارپتنر»(1978)، «رواني» ساخته «آلفرد هيچكاك»(1960)،
«هفت» ساخته «ديويد فينچر»(1995)، «كودك رزماري» ساخته «رومن پولانسكي»(1968)، «مردهي شرير» ساخته «سام ريمي»(1982)، «20روز بعد» ساخته «دني بويل»(2003) و «كري» ساخته «برايان دي پالما»(1976) ديگر فيلمهاي ترسناك تاريخ سينما هستند كه در اين فهرست قرار گرفتهاند.
(هومن)
با كارگرداني كرمپور، داد و مهرجويي،
پروژه «تهران در جستجوي زيبايي» پروانه ساخت گرفت
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران شوراي صدور پروانه فيلمسازي 35 ميليمتري در جلسه هفته اخير خود براي چهار پروژه سينمايي پروانه ساخت صادر کرد.
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گزارش داد:« فرياد بي صدا » به تهيهکنندگي وکارگرداني رضا اعظميان، « نويسنده» به تهيهکنندگي حبيب اسماعيلي و کارگرداني نادر طريقت، «طبقه سوم » به تهيهکنندگي عليرضا قاسم خان و کارگرداني بيژن ميرباقري و« تهران در جستجوي زيبايي » به تهيه کنندگي محمد علي حسين نژاد و کارگرداني سيف الله داد، داريوش مهرجويي و مهدي کرم پور عناوين پروژههايي است که از
اين شورا پروانه ساخت دريافت کردهاند.
(هومن)

بخش روزانه ی مجله ی الکترونیکی آدم برفی ها با مطالب متنوعی همچون:
در دسترس شما عزیزان فرهیخته است.
آدم برفی ها، (نشریه ی فرهنگی سینما و ادبیات) را بخوانید و به دوستان و علاقه مندان هم معرفی کنید تا از مطالب با ارزش آن استفاده کنند.
آدم برفی ها…نشریه ی الکترونیکی فرهیختگان
بازی غلو شده و یا اغراق آمیز
(پیام نیک فرد)

غلو شده ، اغراق آمیز و اگزجر: زیاده روی در هر کاری را گویند، مثلاً بازیگری که هنگام بازی یک نقش بیش از حد از خود مایه می گذارد، که به آن بازی غلو شده می گویند. بازی غلو شده موجبات نابودی یک بازیگر را سبب می شود، این سخن بسیاری از بزرگان سینمای ایران و جهان است، اگر در کلاسی شرکت کرده باشید ابن حرف ها را شنیده و یا اگر کتابی خوانده باشید آن را دیده اید.
معمولاً مخاطب عامی که به تماشای یک فیلم می نشیند و به سینما و یا تلویزیون به چشم یک تفریح و سرگرمی نگاه می کند از بازی اغراق آمیز بسیار لذت می برد و پس از پایان فیلم مرتب به خود و اطرافیانش می گوید که آن بازیگر در فلان سکانس چقدر عالی کار کرد. ولی مخاطب خاصی که در حال تماشای همان فیلم است، که این مخاطب خاص را اغلب منتقدان، اساتید و یا بهتر بگم کسانی که با یک دید دیگر به سینما نگاه می کنند تشکیل میدهند، شدیداً این نوع بازی یعنی بازی اغراق آمیز را مورد انتقاد قرار می دهند. زیرا این افراد معتقدند که شخص بازیگر در حال بازی کردن است ولی یک بازیگر حرفه ای نباید بازی کند باید طوری باشد که کاملاً طبیعی جلوه کند یعنی در واقع خودش باشد.
گاهی اوقات اغراق کردن هنگام ایفای برخی از نقش ها لازم است و بازیگر باید اغراق داشته باشد تا مخاطبی که در حال تمشای فیلم است با وی همدرد شود و حس وحال بازیگر را درک کند، که در این مورد می توان یک مثال زیبا زد، مانند: بازی فوق العاده حامد بهداد در فیلم حس پنهان به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی، وی در این فیلم ، که قبلاً من در نقد آن گفته بودم تنها از بازی بازیگرانش لذت بردم، نقش یک بیمار روانی را بازی کرده بود و به حدی توانسته بود از پس آن بر آید و مورد توجه همه قرار گرفت البته به علت اکران بد آن این فیلم فروش قابل توجهی نداشت. اکثر کسانی که به تماشای این فیلم نشستند به بازی غلو شده ی بهداد اشاره کردند و منتقدان هم اغراق او را به جا و مناسب دانستند، زیرا آن ها هم معتقد بودند برای نشان دادن یک بیمار روانی باید در بازی اش اغراق وجود داشته باشد تا مخاطب با وی همدرد شود.
اما گاهی اغراق کردن در یک نقش تاثیرات بدی برای یک بازیگر دارد و مخاطب با دادن القابی نا پسند مثل: دیوانه، بازیگر اغراق کننده را نه تنها نمی پسندد بلکه برای او آزار دهنده خواهد بود، من خودم بارها شاهد این ذائقه ی مخاطب در سینما بوده ام که اگر بخواهم به نمونه ی بارز آن اشاره کنم سریعاً، فیلم دیوار ساخته ی محمد علی طالبی را نام می برم.که بازیگر اغراق کننده ی آن گلشیفته فراهانی هالیوودی ما بود، بازی گلشیفته در این فیلم گاهی اوقات تماشاگر را آزار می داد و اغراق زیاد او باعث شده بود که بازی او در این فیلم از دید مخاطب بچه گانه به نظر برسد، گاهی اوقات این نوع بازی حتی سبب افت فروش فیلم می شود که دقیقاً این موضوع در مورد فیلم دیوار هم صادق بود و اکران موفقی نداشت البته خانم فراهانی کارنامه ی موفق فیلم های فبلی اش مرهمی بر روی این نقش او در فیلم دیوار است.
به هر حال خیلی کم و در بعضی از نقش های خاص که به آن اشاره کردم پیش می آید و نیاز است که بازیگر غلو شده بازی کند. ولی متأسفانه در حال حاضردر ایران طوری شده که اکثر هنرمندان جوان سینمای ما با توجه به آن ذائقه ای که از مخاطب عام سراغ دارند با چشم پوشی از خیلی مسائل دیگه خود به خود به سمت بازی غلو شده هدایت می گردند که امیدواریم با دور شدن از این مقوله ی بازیگری موجبات پیشرف سینمای ایران را فراهم سازیم. زیرا بازیگران ما دیگر تنها برای مردم ایران ایفای نقش نمی کنند و با توجه به حضور اخیر بازیگران و فیلم های ما در میادین بین المللی می توان امید زیادی به آینده ی هنر کشورمان داشت.
به امید روزی که تمام بازیگران سینمای ایران از تکنیک والای بازیگری، البته با کمی مطالعه و دقت و دور شدن از حواشی سوپر استاری بهره مند گردند.
فاطمه معتمدآريا پس از حضور در نمايش"ترمينال":
خداحافظ تئاتر، تا بعد

فاطمه معتمدآريا که فعاليت خود را از سال 1353 با حضور در کلاسهاي هنري آموزشي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان آغاز کرد، اخيراً در سيوسومين سال فعاليت حرفهاي خود، ساخت فيلم مستند"زناني که سينما را دوست دارند" را آغاز کرده است.
وي با اعلام اين خبر به سايت ايران تئاتر گفت:«سال گذشته با ايفاي نقش در نمايش"ترمينال" با کارگرداني سيامک احصايي در بيستوششمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر شرکت کردم و متعاقباً پس از اجراي عمومي در مجموعه تئاترشهر به جشنواره شبهاي سفيد روهر آلمان که به سرپرستي روبرتو چولي برگزار ميشود، راه پيدا کرديم.»
وي در ادامه افزود:«پس از فراغت از حضور در نمايش"ترمينال"، ساخت اين فيلم مستند را با مشارکت سينماي مستند تجربي آغاز کردم که با توجه به برنامهريزي در نظر گرفته شده مدت ساخت آن دو سال به طول ميانجامد.»
معتمدآريا که نخستين بار با نقشي در نمايش"کرم کتاب" به کارگرداني حسن دادشکر در سال 1355 روي صحنه تئاتر ظاهر شده، در خصوص فعاليتهاي تئاتري خود گفت:«فعلاً در نمايشي حضور ندارم، ولي در کنار ساخت اين فيلم مستند، در مجموعه"آشپزباشي" به کارگرداني محمدرضا هنرمند ايفاي نقش ميکنم که براي سيماي جمهوري اسلامي ايران ساخته ميشود.»
فرج الله سلحشور:
«سینما جای مناسبی برای خانم ها نیست»

فرج الله سلحشور که این روزها آخرین ساخته اش، مجموعه ی «یوسف پیامبر» از تلویزیون پخش می شود در گفت و گویی با روزنامه ایران (پنج شنبه 25 مهر) درباره ی حضور زنان در سینما گفته است:سینما جای مناسبی برای خانم ها نیست… در تمام دنیا هم همین است، تمام سینماهای دنیا مناسب خانم ها نیستند… سینما برای زن جای خوبی نیست، چون زمینه ی فساد در آن زیاد است، به همین دلیل نه برای خانم ها بلکه برای آقایان هم مناسب نیست، وی همچنین در مورد معناگرایی و سینمای معنوی پس از انقلاب افزوده است: «من فکر می کنم معنا گرایی و معنوی گرایی را مطرح کردند برای این که از سینمای مذهبی فرار کنند، چون نمی خواستند همه ی مذهب را به کار ببرند، سینمای مذهبی را دوست نداشتند تلفظش را به کار ببرند، آمدند یک چیزی گفتند به نام سینمای معنا گرا، یک حرف چند پهلو که ممکن است مذهب هم درآن جا بگیرد، می تواند هر تفکری که بوی معنویت از آن بیابد یا بشود به آن تعبیر معنوی کرد، ممکن است یک چیزی معنوی نباشد ولو از دید بعضی از مردم این معنوی باشد.
وقتی ما می گوییم سینمای معنا گرا یعنی اگر بنده خودم احساس کردم یک کاری خوب است، یک حرکتی درست است، یک حرفی درست است و آن را انجام دادم، این می شود سینمای معنا گرا، اما سینمای مذهبی دیگر برای من مطرح نباشد. در سینمای مذهبی آنچه را که مذهب بگوید خوب است، خوب است و آنچه را که بگوید بد است، بد است. اما در سینمای معنا گرا من محور هستم، من می توانم بگویم که من دوست دارم و این را بگویم که من دوست دارم این را بگویم خوب و یا دیگری را بگویم بد، تفاوت اینجاست.
(پیام)

نشریه ی فرهنگی
شماره آبان، روی پیشخوان
ماهنامه اینترنتی آدم برفی ها شماره آبان، با مطالب متنوع و خواندنی به روز شد.
روز قيامت

نويسنده و کارگردان: نيل مارشال. موسيقي: تايلر بيتس. مدير فيلمبرداري: سام مک کوردي. تدوين: اندرو مک ريچي، نيل مارشال. طراح صحنه: سايمون باولز. بازيگران: رونا ميترا[ادن سينکلر]، باب هاسکينز[بيل نلسون]، آدرين لستر[نورتون]، الکساندر سيديگ[جان هچر]، ديويد اوهارا[مايکل کاناريس]، ملکوم مکداول[کين]، کريگ کانوي[سول]. 105 دقيقه. محصول 2008 انگلستان، آمريکا، آفريقاي جنوبي.
ويروسي مرگبار در بريتانيا شيوع پيدا کرده و جان ميليون ها انسان را مي گيرد. دولتمردان براي جلوگيري از گسترش بيشتر ويروس، با اتخاذ سياستي غير انساني بخش جنوبي کشور-اسکاتلند- را قرنطينه افراد آلوده اعلام کرده و پس از کشيدن ديواري فلزي در سراسر شبه جزيره در قسمت شمالي آن ساکن مي شوند. سي سال بعد، ويروس کشنده بار ديگر در شهرهاي بزرگ ظاهر مي شود. تنها راه اعزام گروهي از مامورين زبده به آنسوي ديوار فلزي و داخل قرنطينه است. چون اطلاعات موثقي در باب نجات برخي انسان ها در آن قرنطينه به دست آمده است. سرپرستي اين گروه به عهده ادن سينکلر است که سي سال قبل هنگام شيوع ويروس مرگبار، مادرش را از دست داده و اينک قاتلي بي رحم در خدمت سيستم است. گروه از ديوار عبور کرده و در اولين توقف شان در گلاسکو با گروهي از اوباش آدم خوار به رهبري سول برخورد کرده و تعدادي از نفرات کشته مي شوند. سينکلر به همراه تني چند و دختري به نام کالي که يکي از نجات يافتگان ويروس به شمار مي رود، بعد از کشتن دوست دختر سول از آنجا مي گريزد. اما مدتي بعد همگي به دام کسي مي افتند که گفته مي شود واکسن ضد ويروس را کشف کرده است: دکتر کين، کسي که سينکلر و افرادش براي يافتن او پا در راه اين ماموريت نهاده بودند. اما کين با افرادش که همگي زره هاي فلزي قديمي بر تن دارند، در يک قلعه زندگي مي کند. و از همه مهم تر کين به زندگي کساني که آن سوي ديوار زندگي مي کنند هم اهميتي قائل نيست. همزمان در آن سوي ديوار، نخست وزير هچر نيز آلوده شده و خودکشي مي کند. معاون وي کاناريس جاي او را مي گيرد، اما جنگ قدرت ميان او و رئيس سينکلر به نام بيل نلسون نيز شکل گرفته است. سينکلر موفق مي شود از چنگ کين و افرادش گريخته و بعد از رويارويي مجدد با سول، دختر نجات يافته را تحويل کاناريس بدهد.
منبع: مجله ی الکترونیکی مبین
برای دیدن عکس هایی از این فیلم اینجا کلیک کنید
لطفا ادامه ی مطلب را بخوانید.........
هومن
ادامه مطلب
حواشی دیدار رئیس جمهور با کارگردانان سینمای ایران

دیدار کارگردانان سینمای ایران با آقای احمدی نژاد، حواشی مختلفی داشت. معلوم نیست رئیس جمهوری که تا به حال هیچ دم از هنر نمی زده، حالا به چه دلیل این جلسه را با کارگردانان سینمای ایران ترتیب داده؟! در سینمای ایران همه چیز «خیلی ست». این خیلی به معنای حد نگاه نداشتن و خارج از ظرفیت است. هر دکتر و مهندس و عمله بنایی در سینمای ما دخالت می کند و این چیزی جز خرابی به بار نمی آورد؛ سینمای آنارشیستیکی تحویلمان می دهد که اصلاً هم آیینه ی جادو در برابر اجتماع نیست.
حالا رسیدیم به اینجا که رئیس جمهور سیاسی/اقتصادیمان کمی هم فرهنگی شده است. هولوکاست و دانشگاه کلمبیا و پا فشاری بر سر یک سری از مسایل و عواقب آن برای ملت کم بود، دکتر دستی هم در فرهنگ برده و سخنی با کارگردانان سینمای ایران داشته.
آقای احمدی نژاد شما تا به حال چه فیلمهایی دیده اید؟
چند بار در کنار مردم، در سینماهای کیفیت پایین کشور فیلم نگاه کرده اید؟
آیا برایتان مهم هست که چه فیلمی ساخته می شود یا فقط برایتان مهم این است که چه فیلمی ساخته نشود؟
با هم به مرور این جلسه می پردازیم:
"رئیس جمهور اذعان داشت من از شما (کارگردانان) دو مطالبه دارم و می خواهم بنشینید و پاسخ این را در یک بسته به من ارائه دهید و بر اساس این که چه باید بشود؟ به کجا باید برویم؟ من از شما هنرمندان می خواهم بنشینید و جامعه ی آرمانی ما را تعریف کنید و مختصات آنرا استخراج کنید و عرضه کنید. این کار هنرمندانه است. رئیس جمهور می خواهد که اقدام موثر برای سینما انجام دهد. چه کاری بکند تا سینما استحکام بیابد و فضا برای حرکت رو به جلو باز شود و سینما قوام بیابد؟"
ببینید، زمانی بود که با برگزیده شدن آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری تورم گریبانگیر اقتصاد شد. با فشار اساتید اقتصاد، دکتر جلسه ای تشکیل دادند و آن جلسه به صورت کاملاً سانسور شده از شبکه ی 4 سیما در ساعتی که تقریباً آن شبکه ی فرهیخته کمترین مخاطبانش را دارد، پخش شد. آقای احمدی نژاد و معاونینش در طرفی از میز گرد و اساتید اقتصاد هم در طرفی دیگر با هم به مذاکره نشستند.
خوشبختانه من علم اقتصادی ندارم و به محتوای اون جلسه هم همینطور. اما باید چهره ی –مردمی!!- رئیس جمهور بر شما هم آشکار شود. اول اینکه با همین سواد کم اقتصادی متوجه به نتیجه نرسیدن آن جلسه شدم. –دلیلش هم توصیه ی رئیس جمهورمان به مردم بود که بیایند از محله ی ایشان گوجه فرنگی بخرند- ((حتی بازگو کردنش هم برایم شرم آور است)). دوم اینکه در پایان جلسه آقای احمدی نژاد خطاب به مسئولان پشت صحنه ی برنامه ی شبکه ی 4 گفت: "ببینید چه جوریه؟ خواستین پخش کنین، پخش کنین ... -و بعد از یه سری مسایل:- ... آخه ما قرار نیست هرچی که مردم می گن گوش کنیم!!"
قضیه کم کم جالب شد. دولت مردمی اینبار ضد مردمی از آب درآمد، به گفته ی ایشان قرار نیست به حرف مردم گوش کرد. و به تعبیر من فقط باید به بدبختیهای مردم گوش کرد، نامه ی عاجزانه ی آن ها را گرفت و هزار منت بر سرشان گذاشت که آن هم بوی (برای رأی جمع کردن) می دهد.
خدا می داند چه بازخوردی داشته سخنرانی آقای رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا که ایشان یک مشت اراجیف تحویل آن از خدا بی خبران داد. همین چند وقت پیش جناب احمدی نژاد به مجمع بین الملل دعوت شده بودند که مصاحبه های فیلتر شده شان را از تلویزیون ایران تا حدودی دیدیم. جالب اینجاست که از دکتر پرسیدند:
" درسته که تو کشور شما آدما رو به خاطر حرف زدن مجازات می کنن؟ "
حتماً خودتان می توانید حدس بزنید که این آقا چه دروغی تحویلشان داد!!
آقای احمدی نژاد پاسخ داد:
" در کشور ما تنها چیزی که مجازات نداره، حرف زدنه"
ای کاش باطبی را در آن جمع راه می دادند تا روی دیگر سکه را نشانشان می داد.
در آن جمع، هیچکس از باطبی ها، سنجری ها، عابد توانچه ها و خیلی های دیگر، خبر نداشت...شما خبر داشته باشید.
حداقل شما از این اوضاع خبر داشته باشید تا ارزش هایتان با دروغ گفتن چند ذهن بیمار زیر سوال نرود.
حالا همین آقا بوق و کرنای فرهنگ می کند و از کارگردانان راه و چاره می خواهد.
مگر ما سینماگر ارزشمند کم داریم؟ چرا اوضاع را به گونه ای کردید که بهترین هایمان باید خارج از ایران فعالیت کنند؟ مگر کارگردان جماعت از خود اراده ای دارند که ازآن ها راه و چاره ی ریاکارانه می خواهید آقای احمدی نزاد؟
باطن شما به فرهنگ این مملکت پشت کرده، آن وقت نشست برگزار می کنید که بعد از موضع گیریهای جنایی/سیاسی/اقتصادیتان، فرهنگی هم خطابتان کنند؟
آقای احمدی نژاد در واکنش به گلایه ی بعضی!! از کارگردانان به نوع ممیزی ها و نظارت ها گفته: "هنر پیشتاز را هیچ دستی نمی تواند ساسور کند." ای عجب از سیستم نظارت و ارزیابی سینمای ایران که بعد از ساخت هم دست از ساسور بر نمی دارند.
«سینماگرانی که این دعوت را پذیرفته بودند در گفت و گو با خبرگزاری فارس و ایسنا، دیدار با رئیس جمهور را مثبت و راهگشا ارزیابی کردند.»
بله راهگشا بود. پس منتظر اکران سنتوری ها!! بمانید. منتظر اکران فیلم های خارجی در سینماهای ایران، بمانید. با این همه مثبت نگری، منتظر مهاجرت سینماگران از ایران، بمانید. منتظر بمانید.
آقایی که خام فرهنگی نماها می شوی...باش تا صبح دولتت بدمد!!
پا نوشت:
ما با جهانی شدن فاصله داریم. دلایلش به این صراحت قابل ذکر نیست. این قصه سر دراز دارد. لطفاً پرونده ی پایین، که در مورد جهانی شدن است را بخوانید.
جهانی شدن به روایت آدم برفی ها:
(هومن نیک فرد)





