تبليغاتX
نصف مال سینما،نصف مال تئاتر(تیاترینما)
تاسیس آینده موسس می خواهد و اهل معرفت, اهل اندیشه و اهل هنر,موسسین آینده هستند.


شماره ویژه نوروز آدم برفی ها منتشر شد. در این شماره علاوه بر بخشهای سینمای ایران و جهان و موسیقی و ادبیات و گرافیک و تئاتر چند بهاریه جذاب و خواندنی و به یادماندنی و یک گفتگوی جالب و منحصر به فرد… هم تقدیم می گردد.

آدم برفی ها بهار و سال نوی خوبی را برایتان آرزو دارند.

لااقل این روزها شاد باشید و دیگران را دوست بدارید حتی اگر دل و دماغ چندانی ندارید.شادی حتی اگر زورکی باشد شادی می آورد و غم همیشه غمهای دنیا را به خود جذب می کند. دلتان شاد باد. آمین.


 
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 4:31 | لینک  | 

میلاد عمرانی

بنیاد کشش و جاذبه ای که زن و مرد را به سوی هم می کشاند را می توان به امری تحویل پذیر مبدل ساخت. ارضای نیاز جنسی و تامین نیازهای روانی دو فاکتورانگیزاننده ی برقراری ارتباط می باشند. در وهله ی اول آن مسئله ای که جرقه لازم را در جهت کشش و اغوای طرفین می زند ، همان ارضای غریزه جنسی است. مفهوم جنسیت مخالف برای افراد مبهم بوده و کنجکاوی در باب کشف این مقوله وجود دارد. ابژه ی مورد نظر تنها به صرف ارضای غرایز است که جاذبه ایجاد می کند. اگر پای غریزه در میان نباشد حرکتی توسط فرد در راستای نیل به ابژه صورت نمی پذیرد. وقتی طرفین توانستند با هم ارتباط برقرار کنند و انرزی جسمانی خود را تخلیه نمایند، دیگر مسئله کنجکاوی آغازین تقریبا منتفی شده و از میزان اغواگری مقوله ی جنسیت کاسته می شود. از این جا به بعد ارضای غریزه آن سمجی و اصرار اولیه خود را از دست می دهد و به جریانی روتین و فرمال مبدل می گردد. مسئله دوم بحث تامین نیاز های روانی است. هر کس در زندگی خویش دارای خواسته ها و آرزو هایی می باشد. باید محیطی فراهم گردد تا پاسخ مناسب به خواسته ها داده شده و همچنین بستری مناسب جهت تامین این خواسته ها ایجاد شود. میل به این که آرزو های دو نفر در راستای هم قرار گرفته و به طور مشترک جهت تحقق شان تلاش صورت گیرد. آرزو های افراد در محیط جامعه کاملا تحقق نمی یابند و گاهی حتی فرصت هم به فرد داده نمی شود. جامعه صحنه تعارض و تقابل خواسته ها است، رسیدن به آرزو در گرو کنار کشیدن یک نفر از پروسه مورد نظر است. ایجاد حوزه ی خصوصی دو نفره در واقع تلاشی است جهت رفع مشکل تحقق آرزوها. برای کسی که به رابطه مشترک تن داده است حل معضل دستیابی به آرزو های در تعارض قرار گرفته صورت بندی جدیدی پیدا می کند. گونه ای انتخاب آزاد به میان می آید.تحقق لذت تنها در گرو تحقق این مسئله است. اما نکته ظریفی باقی می ماند و آن هم چگونگی ادامه دار شدن لذت می باشد. همبافتگی ایدئولوژی حاکم بر روابط جنسی با مقوله افلاطونی گری و انتزاع باوری در عشق جایی است که می خواهیم بحث خود را روی آن متمرکز نماییم. ریشه های عشق افلاطونی را در تعلیق فیمابین بروز رانه های جنسی و تمایل به جنس مخالف و برقراری ارتباط و در واقع تصاحب وی می توان پیدا کرد. انتظار خود به خود فرد را مشتاق تر می نماید. درگیری فرد در این جا بیشتر با یک ابژه ی جنسی است تا یک سوژه ی انسانی. نیازهای روانی برای مدتی در سطح پایین تری قرار می گیرند. سرخوردگی، جنون و مازوخیسم از فاکتورهای کاملا مشهود این دوره است.البته اشکال حاد مازوخیسم و یا جنون در صورت کش دار شدن دوره تعلیق بروز پیدا می کند. در واقع ارتباط فرد با اندیشه واقع گراییش قطع می شود. پس تعلیق فیمابینی عامل ابتذال رابطه و سرخوردگی فرد می باشد. باید صورت بندی جدیدی به مسئله ببخشیم و سامانه ی ارتباط را به امری سیال مبدل سازیم. در واقع باید نقش تکیه گاهی افراد را کمرنگ تر نماییم. آزادی مورد نظر ما با حذف انتزاع باوری در عشق دست یافتنی می شود. فرد باید آرمان های جاودانگی لذت را از ذهن به دور بریزد و لحظات خوش را مغتنم شمارد.

منبع: کویوت

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 9:53 | لینک  | 

Iason Athanasiadis's photographs of Iranian society

 

Gallery Iranian Society: Iason Athanasiadis's photographs of Iranian Society

 

(click here)

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 1:24 | لینک  | 

نگاهي به نمايش"شکار روباه" نوشته، طراحي وکارگرداني علي رفيعي

حسن پارسايي

 

هر هنري داراي شاخصه‌ها و سبک و سياق بياني خاص خود است و نوع نگرش و نيز چگونگي پردازش هر موضوعي آن را در گونه ادبي معيني قرار مي‌دهد؛ مضافاً آن که رويکرد صرفاً تماتيک براي دنياي هنر کفايت نمي‌کند و چگونگي پردازش تم يا موضوع، شيوه بيان، نوع نگرش هنرمند و انطباق و شکل پذيري موضوع با يک ژانر معين و تعريف شده از الزامات ترديدناپذير هنري بودن يک اثر است. اين مقوله در تئاتر و دنياي نمايش شاخصه‌هاي ديگري را هم اقتضاء مي‌کند. از جمله آن که، اثر بايد به تعريف و تبييني دراماتيک درآيد و ضمناً ضرورت‌هاي زمان اجرا نيز در آن لحاظ شود و اگر موضوع، تاريخي و مربوط به گذشته باشد در آن صورت همه مراحل پردازش و آماده‌سازي يک متن و متعاقباً حتي اجراي آن هم روند پيچيده‌تر و بداعت‌آميزتري را مي‌طلبد، زيرا مخاطب موضوع، موقعيت يا داستان نمايش را مي‌داند؛ در چنين شرايطي ساختار متن و شيوه نگارش آن از ديالوگ‌نويسي گرفته تا خلق موقعيت‌هاي دراماتيک، گره‌افکني و تعليق‌زايي و نهايتاً سامان‌دهي و رساندن آن به يک پايانه غير قابل انتظار کاري بس ‌دشوار، هوشمندانه و همزمان هنرمندانه و تجربي است، که نهايتاً وجوهي پارادوکسيکال نيز پيدا مي‌کند: از موضوعي که براي مخاطب آشناست آشنايي‌زدايي مي‌شود، طوري که اين بار به گونه‌اي متناقض، رازناک و پرغرابت از چنان شاکله و دلالت‌گري نامتعارفي برخوردار مي‌شود که تماشاگران آن را به خاطر نوجويي و نوزايي، دلالت‌گري و داده‌هاي زيبايي شناختي و دراماتيک‌اش به عنوان کامل‌ترين و غايي‌ترين نگره و الگوي تاريخي و نمايشي موضوع مورد نظر مي‌پذيرند.
منبع: سایت ایران تئاتر

ادامه مطلب......

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 22:7 | لینک  | 

شب بخیر بنجامین

هومن نیک فرد

«ماجرای عجیب بنجامین باتن» به کارگردانی دیوید فینچر، اقتباسی هوشمندانه از داستان کوتاهی به همین نام به نویسندگی اسکات فیتز جرالد است. فیلمی از نوع «جوان بدون جوانی» به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا، قبل از این، اشاراتی به جاودانگی و عشق داشته است. پیرمرد محققی که با اصابت رعد و برق به کالبدش دوباره جوان می‌شود و این جرأت را پیدا می‌کند که عاشق شود. اما در «ماجرای عجیب…» مسأله‌ی جاودانگی جور دیگر بیان می‌شود. فیلم با شروع و پایان دراماتیکش و همچنین با تکرار پیاپی دیالوگ «شب بخیر»، حتی در زمانی که بنجامین از دنیا رفته است و دیزی پیر به او در خیالش شب بخیر می‌گوید، این نکته را به ذهن یادآور می‌شود که مرگ، پایان زندگی نیست. رفتن از این دنیا را باید به پای یک خواب عمیق گذاشت که کسی از بیداری مجدد‌ش خبر ندارد. «ماجرای عجیب…» با واقعگرایی جادویی‌اش، از ابتدا مخاطب را با قهرمانی همراه می‌کند که دغدغه‌ی زندگی دارد. او دوست دارد زنده بودن، زنده ماندن و زندگی را تجربه کند. این فیلم، دارای پیرنگی مشخص است، با یک قهرمان مشخص؛ از این‌رو می‌توانیم بنجامین را یک قهرمان بپنداریم چون او در فضای ایده‌آل فیلم، در رویارویی با تمامی حوادث، جان سالم به در می‌برد. ساختار غیر متعارف این درام، شخصیتی آفریده است که حکم یک راوی در برابر مخاطب را بازی می‌کند تا زندگی ماجراجویانه‌ی تمام عیارش را شرح دهد.

لینک مطلب در: آدم برفی ها

ادامه مطلب...............

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 13:45 | لینک  | 

بزرگترين سينماي مدرن و استاندارد اهواز امروز با حضور معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بازگشايي شد.
تعويض صندلي‌هاي سينما ، بازسازي و اصلاح ديوارراهروهاي ورودي وخروجي با
پوشش P.V.C تعويض آپارات و تابلوي اكران / ساخت بوفه جديد وگيشه مدرن از جمله اقدامات انجام شده در بازسازي سينما اكسين است که با هزينه اي بيش از750ميليون تومان اجرا شده است.
معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دراين مراسم با تاکيد برتوسعه سالنهاي سينما
به منظور تقويت و رونق صنعت سينما گفت در يك‌ سال اخير بيش از صد سينما در سراسر كشور بازسازي و در اختيار مردم قرار گرفته است.
جعفري جلوه افزودبراي توسعه و اعتلاي سينما بايد درزيرساخت‌هاي صنعت اقتصادي سينما سرمايه‌گذاري كرد.
حسن بنيانيان مدير حوزه هنري کل کشورنيزدراين مراسم با بيان اينكه سينما مقدمه‌اي براي حفظ فرهنگ ايراني و اسلامي است بر ساخت سالنهاي چند منظوره سينمايي و سالنهاي کوچک در محلات با ظرفيت150 نفر تاکيد کرد.


 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 14:23 | لینک  | 

نگاهي به نمايش"ولفگانگ آمادئوس موتسارت" نوشته پيتر شفر و ترجمه، تنظيم و کارگرداني منيژه محامدي

مهدي نصيري:

نمايش‌هاي زندگي‌نامه‌اي معمولاً به واسطه آن‌ که زير قضاوت مستندات قرار مي‌گيرند و از طرفي در معرض آسيب‌ها و کاستي‌هاي محدود پردازش درام هستند، آثار دشوار و حساسي به نظر مي‌رسند. خيلي سخت است که يک تئاتر زندگي‌نامه‌اي هم به زندگي قهرمان و دنياي او وفادار بماند و هم اين که اصول و قواعد درام را به صورت نامحدود در پرداخت و اجرايش اعمال کند. اما منيژه محامدي امسال پس از اجراي دشوار نمايش ساختار گريز"تبرئه شده" بار ديگر با نمايش دشواري درباره زندگي يکي از مشاهير و نوابغ موسيقي جهان به تالار اصلي تئاترشهر آمده است.
منبع: سایت ایران تئاتر

ادامه مطلب...............

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 21:6 | لینک  | 

جايزه يك عمر دستاورد سينمايي جشنواره بين‌المللي فيلم سانفرانسيسكو به «رابرت ردفورد» اعطا خواهد شد.

 

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، برگزاركنندگان پنجاه‌ودومين جشنواره فيلم سانفرانسيسكو روز گذشته اعلام كردند، «رابرت ردفورد»، بازيگر نام‌دار هاليوود روز سي‌ام آوريل جايزه يك عمر دستاورد سينمايي را دريافت خواهد كرد.

در جشنواره امسال فيلم سانفرانسيسكو نسخه‌ي بازسازي‌شده فيلم به‌يادماندني «بوچ كسيدي و ساندنس كيد» نمايش داده خواهد شد.

به گزارش اسكرين‌ديلي، از جمله فيلم‌هاي سرشناس «ردفورد» مي‌توان به «نيش» اشاره كرد كه وي براي آن نامزد جايزه اسكار شد. «گتسبي بزرگ» ديگر اثر معروف وسترن «ردفورد» است.

پيش از اين «شون ‌پن» و «داستين هافمن» جايزه يك عمر دستاورد سينمايي سانفرانسيسكو را كسب كرده بودند. گفتني است: اين رويداد سينمايي طي روزهاي بيست‌وسوم آوريل تا هفتم مي برگزار مي‌شود.

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 10:52 | لینک  | 

چیزی رو که ادامه داره، باید ادامه داد

هومن نیک فرد

 

 

عنوان این نوشته، برگرفته از دیالوگ علی مصفا در اپیزود اول این فیلم سه اپیزودی، دوزخ، برزخ، بهشت به کارگردانی بیژن میرباقری است. عنوانی که شاید تمامی فیلم برپایه‌ی آن بنا شده و می‌شود از آن برداشت‌هایی کرد. دوزخ، برزخ، بهشت، سه اپیزود با موضوعات مختلف و البته در بستر خانواده و یک مکان ثابت و مشخص است. در هر سه اپیزود موضوع «جدایی» مطرح است؛ و اینکه باید «ادامه» داد. در اپیزود اول، زن (مهتاب کرامتی) و مرد (علی مصفا) از هم جدا شده‌اند. زن در غیاب مرد، طلاق غیابی گرفته و برای بردن تابلوی نقاشی‌اش به خانه‌ بازگشته و مرد را در آنجا می‌بیند. تردید در زن، اورا به سمت مرد می‌کشد. مرد، بدنبال ایجاد رابطه یا بهتر است بگوییم ادامه‌ی رابطه با زن است.

لینک مطلب در: آدم برفی ها

ادامه مطلب...............

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 12:54 | لینک  | 

گزارش آخرین نشست شش ماه نخستین «گردهمایی‌های پژوهشی مونولوگ گروه تئاتر لیو» در سال 87


مونولوگ، یک اثر تک صدایی نیست

 

به گزارش خبرنگار خبرآنلاین آخرین نشست شش ماهِ نخستین برگزاری «گردهمایی پژوهشی مونولوگ گروه تئاتر لیو» به پایان رسید. این گروه در شش‌ماهه نخستین «گردهمایی پژوهشی» خود مونولوگ‌های «همه چیز می‌گذره، تو نمی‌گذری»، «برعلیه من»، «دوراهی سقاخونه»، «15 سال بعد»، «سیگار و شکلات» و «نگاه خیره خداوند» را از نمایشنامه‌نویسانی چون محمد چرمشیر، نازنین حاجی‌زاده، مهدی کوشکی و محمد رضایی‌راد اجرا کردند.  

همچنین در کنار هر اجرا یک سخنران مهمان به ایراد سخنرانی درباره نوع نمایشی «مونولوگ» پرداخت؛ افرادی چون بابک احمدی، قطب‌الدین صادقی، علی‌اکبر علیزاد، رضا سرور، فریندخت زاهدی و محمد چرمشیر.

در همین حال گروه تئاتر لیو به ترجمه مجموعه‌ای از مقالات و مونولوگ‌های خارجی نیز پرداخته است. این گروه به علت فعالیت‌های پژوهشی، برگزیده انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر در مرداد ماه امسال شد. گروه تئاتر لیو که حدود ده سال سابقه فعالیت دارد، از معدود گروه‌های است که اجراهای متعدد و پیوسته‌اش همواره مخاطبان زیادی را به سالن‌های تئاتر کشانده است.

ششمین نشست «مونولوگ» گروه تئاتر لیو با اجرای مونولوگ «نگاه خیره‌ی خداوند» نوشته محمد رضایی‌راد به کارگردانی ساسان پیروز و با بازی حسن معجونی، روز شنبه 10 اسفند ماه در  سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان برگزار شد. با این نشست، شش ماهِ نخستین برگزاری« گردهمایی پژوهشی مونولوگ گروه تئاتر لیو» در سال 87 به پایان رسید.

سخنران این نشست محمد چرمشیر بود که به صحبت در زمینه فرم نمایشی مونولوگ پرداخت. او صحبت خود را با محوریت موضوع «انسان» در مونولوگ آغاز کرد و چنین ادامه داد که؛ «همه مونولوگ‌ها بر محوری بنا شده‌اند که آن محور انسان است و اگر این پدیده را حذف کنیم، انگار مونولوگ بی‌معنا خواهد ماند. موضوع همه مونولوگ‌ها انسان است؛ انسان خالص و ناب. اگر در اشکال دیگر گفت‌وگوها می‌توانیم انسان را به اضافه یک مجهول و افزوده فرض کنیم، در مونولوگ به طور ناب و مشخص در مورد خود انسان صحبت می‌کنیم. انسان به معنای اخص کلمه.»

او اشاره کرد که؛ «این رویکرد شرایط خاص خودش را می‌طلبد. چیزی که در این‌جا خیلی مهم می‌شود این است که ما به عنوان مخاطب از خودمان می‌پرسیم؛ چرا ما مخاطب چنین گفت‌وگو و سخنانی قرار می‌گیریم؟ و دقیقا همین لحظه است که ما در نوشتن و اجرای مونولوگ کمتر به آن توجه می‌کنیم. انگار حرف‌هایی داریم که باید به گوش مخاطب برسد، اما خودِ مخاطب را فراموش می‌کنیم. در این‌جا مونولوگ چنین صورتی پیدا می‌کند: کسی که می‌گوید و کسانی که باید بشنود. اگر آن گفت‌وگوی سه گانه که حیاتش راجع به انسان است را بپذیریم، فقط به این بسنده نمی‌کنیم که راجع به انسان حرف بزنیم، بلکه دلیل و چرایی چنین صحبتی را نیز در نظر می‌گیریم.» 

وی افزود: «من بیشتر از تجربه‌های خودم در مورد مونولوگ‌نویسی حرف می‌زنم. در نوشتن مونولوگ هیچ گاه این پرسش را فراموش نمی‌کنم که چرا مخاطبم باید این صدا را بشنود و این انسان ناب را از پس کلمات من ببیند و با آن رو در رو شود؟ فکر می‌کنم این همان جایی است که ما همیشه در مونولوگ‌هایمان مسکوت می‌گذاریم؛ دلایل شنیدن، دلایل اینکه من که به عنوان مخاطب این حرف‌ها را می‌شنوم. آیا باید همذات‌پنداری کنم؟ آیا قرار است از این شنیدن تجربیاتی به من منتقل شود؟ چه اتفاقی قرار است بیفتد؟» 

چرمشیر سخنان خود را چنین ادامه داد:« در هر مونولوگی باید انگیزه و محیط شنیدن برای مخاطب به‌وجود آید. یک حلقه اتصال، به گونه‌ای که انگار مخاطب به خودش حق دهد که به اثر ما گوش کند و بالاتر از آن دوست داشته باشد که آن را بشنود، باید پدید آید. در نوشتن مونولوگ نه تنها ما برای گوینده و شخصیت نمایشنامه‌مان میزانسنی را فرض می‌کنیم، بلکه انگار برای مخاطبمان هم یک میزانسن را فرض می‌کنیم. انگار یک محیط امن و لاجرم بوجود می‌آوریم که این گفتن و شنیدن در آن اتفاق بیفتد. اما در مونولوگ‌های ما این عنصر مفقود است. ما فقط حرف می‌زنیم که چیزهایی را گفته باشیم. آیا مخاطب ما هم این میل و لذت شنیدن حرف‌های ما را حس می‌کند و با آن همراهی می‌کند؟ این همان خطایی است که در بسیاری از مونولوگ‌های ما در حال افتادن است و باعث می‌شود که شخصیت نمایشی از همان ابتدا پیوند خودش را با مخاطب قطع کند و مخاطب انگار فقط خودش را ملزم به شنیدن کرده است وگر نه هیچ دلیل، انگیزه و رغبتی برای شنیدن وجود ندارد. در این نوع مونولوگی که مدام مخاطبمان را حذف می‌کنیم، اساسا گفت‌وگو و مونولوگی اتفاق نمی‌افتد. ما در واقع فقط چیزهایی را در اطرافمان پخش می‌کنیم.» 

وی در ادامه چنین گفت: «با این تعاریف که کردم به زعم من، مونولوگ همواره نوعی دیالوگ است؛ یک گفت‌وگوی دو طرفه؛ گفت‌وگویی که از سمت اجرا به سمت مخاطب می‌آید و مخاطب با شنیدن و سکوت خودش این پل ارتباطی را می‌سازد. انگار ما داریم با سکوت گفت‌وگو می‌کنیم. سکوتی که اثراتش را بر گوینده باقی می‌گذارد. به همین دلیل نام این پدیده را می‌گذارم «گفتار بلند». در این «گفتار بلند» ما همیشه وجود طرف مقابل، انگیزه شنیدن و حضور او را می‌بینیم و به آن اعتقاد داریم. مخاطب در این‌جا دیگر یک مخاطب منفعل نیست، بلکه به نوعی در روند و جریان اثر مشارکت دارد.» 

این نمایشنامه‌نویس در پایان گفت: «مونولوگ برای من یک اثر تک صدایی نیست، بلکه یک نوشتار دو صدایی و چند صدایی است. از راه همین چند صدایی است که ما دیگر فقط شنونده ایده‌ها و افکار نیستیم، بلکه وارد کنش می‌شویم. من به این کنش انسانی، به این کنش مخاطب و این حضور کنش مخاطب به شدت اعتقاد دارم.»

منبع: خبرآنلاین

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 13:10 | لینک  | 

یک‌نفر اینجا می‌خواهد میلیونر شود!

هومن نیک فرد

اینکه میلیونر زاغه‌نشین چگونه توانست به اسکار دست پیدا کند، مسأله‌ای است که به جز داوران موافق انتخاب این فیلم ضعیف، کسی توانایی پاسخ گفتنش را ندارد. دنی بویل انگلیسی با اقتباس از یک داستان و با کارگردانی تاحدودی زیباش فیلمی ساخته که کلیشه‌ای بودنش هیچ نوع جذابیتی ندارد و نخواهد داشت. کافی‌ست یک نظرسنجی در یک نشریه معتبر برگزار شود تا هم‌رأی بودن اکثر مخاطبان در ضعف این فیلم بر دیگران هم آشکار شود. موضوع تکراری داستان و وصله‌پینه کردن آن به مسابقه‌ی تلویزیونی «چه‌کسی می‌خواهد میلیونر شود؟» با آن پرداخت ضعیف و کاملاً هندیلیزه! شده، چه‌نوع جذابیتی می‌تواند برای مخاطبی که تشنه‌ موضوع بکر و خوب است، داشته باشد؟ اینکه بعد از صد و اندی سالگی سینما شاهد روایت داستان دوبرادر باشیم که از کودکی در حلبی آباد زندگی می‌کنند و به‌سختی بزرگ می‌شوند و یکی اسطوره پاکی می‌شود و دیگری سمبل جرم و جنایت، و با کمال ناباوری شاهد توجه آکادمی اسکار که بزرگترین اتفاق سینمایی سال است، به آن باشیم، می‌تواند نشان از چه چیز باشد؟ می‌توان سراغ توجیهات خنده‌دار رفت که بعنوان مثال پس از این همه سال داستانگویی و یک‌قرن فیلم‌سازی بد نیست کمی هم عقب‌گرد داشته باشیم!! شاید مسأله‌ مسابقه که زمینه اصلی فیلم را تشکیل می‌دهد، توجه داروان کج‌سلیقه‌ اسکار را جلب کرده باشد. اما تشکیل این نوع فضای ایده‌آل با دور شدن از فضای کشوری فقیر و گل‌درشت شدن مسأله به‌نوعی که انگار هند یک‌طرف قضیه است و مسابقه جدا از فضای کشور، در طرفی دیگر، نه تنها جذاب نیست، بلکه غیر قابل باور است. این فیلم نقد اقتصاد هند بود یا سیاست آن؟ تصویر روی صد‌دلاری چه نکته جذابی دارد و چه‌گونه می‌تواند به نقطه عطف داستان تبدیل شود؟ کودکی که چشمانش توسط ارباب کور شده و همانند یک عقل کل و کاملاً وفادارانه کار می‌کند تا به مخاطب برساند که در هند برای کودکان آواز‌خوان نابینا بیشتر پول می‌دهند!، چه هدفی را دنبال می‌کند؟ سکانس تلاش جمال برای رسیدن به آمیتاب بچن و امضاء گرفتن از آن بعنوان شاه‌سکانس فیلم مورد استناد است؛ ولی رفتار کارنشده شخصیت‌های دیگر در مواجهه با او و نشان ندادن چهره بچن و در طی آن از دست دادن آن امضاء که فقط به یک جیغ و داد در واکنش به آن نشان داده شد، ـامضاء بر روی عکسی که جمال برای به‌دست آوردنش به درون چاه توالت صحرایی پریدـ خود از ضعف‌های فیلم است. «مسابقه تلویزیونی» به کارگردانی رابرت رد فورد که برملاکردن تقلب و قانون‌شکنی در شبکه ان بی سی را به تصویر می‌کشد، بی‌ربط با کتک زدن جمال در قبال پاسخ صحیح دادن به تمامی سوالات نیست. «میلیونر زاغه‌نشین» با گوشه چشمی که به «مسابقه تلویزیونی» داشته و همینطور برای از دست ندادن قصه‌ جمال مالک، فیلمی در حد و اندازه‌های اسکار نبوده و نیست. فیلم‌های بسیار بسیار درخشانی وجود داشتند که حتی نامزد دریافت جایزه‌ بهترین فیلم هم نشدند. این مراسم که میلیون‌ها نفر در سرتاسر جهان به تماشایش می‌نشینند و طرفدارش هستند، امسال یکی از ضعیف‌ترین دوره‌های خود را برگزار کرد. جذاب نبودن مراسم شاید ربطی به رکود اقتصادی آمریکا داشته باشد، اما ضعف داوری دیگر چه دلیلی دارد؟

لینک مطلب در: آدم برفی ها

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 11:22 | لینک  | 

ایسنا: نمايش «ترمينال» به كارگرداني سيامك احصايي و با بازي فاطمه معتمدآريا در تالار مولوي به صحنه مي‌رود. اين نمايش كه پيش از اين در بخش مسابقه بين‌الملل بيست‌وششمين جشنواره‌ تئاتر فجر به صحنه رفته بود از نيمه دوم خرداد‌ماه در تالار اصلي مولوي اجرا خواهد شد. در اين نمايش كه متن آن را سيامك احصايي خود به نگارش در‌آورده است پانته‌آ پناهي‌ها و شبنم مقدمي ديگر بازيگراني هستند كه در كنار معتمدآريا به ايفاي نقش مي‌پردازند. طراحي صحنه و لباس برعهده احصايي است و آنكيدو دارش ساخت موسيقي را انجام مي‌دهد. محمدرضا حسين‌زاده، مريم شيرازي و آرش فصيح نيز گروه كارگرداني را تشكيل مي‌دهند. اين نمايش واگويه‌هاي سه زن را روايت مي‌كند. سيامك احصايي در كنار فعاليت‌هاي خود در زمينه طراحي صحنه و لباس تاكنون نمايش‌هاي «زمزمه مردگان» و «واقعيت اينه كه خورشيد دور ما مي‌گرده» را كارگرداني كرده است.

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 18:13 | لینک  | 

در مجموعه تلويزيوني «مرد دوهزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» كه نيمي از آن تصويربرداري شده،‌ تا به حال 35 بازيگر ايفاي نقش كرده‌اند.

به گزارش فارس، مهران مديري اين روزها در لوكيشن اصلي سريال واقع در ولنجك مشغول تصويربرداري است و تا به حال حدود 8 قسمت از «مرد دو هزار چهره» توسط «احسان مظفري» مراحل تدوين خود را سپري كرده است.

بنابراين گزارش، در مجموعه تلويزيوني «مرد دوهزار چهره» مسعود شصت‌چي در پنج موقعيت جديد و احتمالا جذاب‌تر از سال گذشته قرار مي‌گيرد.

تا به حال فقط دو موقعيت از اين 5 موقعيت به تصوير كشيده شده و 35 بازيگر به شرح زير جلوي دوربين مهران مديري رفته اند:

مهران مديري، بروز ارجمند، سپند اميرسليماني، دريا امينيان، سيامك انصاري، پژمان بازغي، مريم بخشي، رضا برزگر، بيژن بنفشه‌خواه، فلامك جنيدي، شقايق جودت، صدرالدين حجازي، نويد خداشناس، اميد روحاني، بهاره رياحي، سحر زكريا، اميد زندگاني، محمود سالاروند، ژاله شعاري، الهام شعباني، يوسف صيادي، قاسم طاهراحمدي، محمدهادي عطايي، رضا فيض نوروزي، پروين قائم مقامي، اكبر قدمي، اميرحسين كلانتري، عارف لرستاني، علي لك پوريان، محمدمجدزاده طباطبايي، كيهان ملكي، بيوك ميرزايي، عباس نائي، فلور نظري، سام نوري و غلامرضا نيكخواه.

ليست عوامل مرد دوهزار چهره نيز به اين شرح است:

تهيه كنندگان: مجيد آقاگليان، حميد آقاگليان، كارگردان: مهران مديري، دستيار اول و برنامه‌ريز: آلاله هاشمي، دستياران: فرهاد عطويان، شايان احدي‌فر، علي بحرالعلوم، منشي صحنه:گلنوش انتظامي، نويسندگان: خشايار الوند، محراب قاسم خاني، اميرمهدي ژوله، گروه گريم: مهرداد شكرابي، پارميس زند، محمود دهقاني، مريم نصرالهي، امير عبدالهي، اعظم محسني، صدابرداران: محمد حاتم نژاد، حميدگرمابدري،

دستياران صدا: حسام شاهين، محمدعلي مژده، تصويربرداران:منوچهر مظفري، سعيد عباس اصفهاني، حسين ستوده،‌ دستياران تصوير: كامران جمشيديان، مهدي تهراني، طراح صحنه و لباس: فروزان جليلي‌فر، مدير صحنه: حامد دباغ تفرشي، دستياران صحنه:حجت علي اصغري آويني، مهدي عسگري آستانه، ابراهيم يحيي‌زاده، اشكان عباس نژاد، دستياران لباس: مريم رحماني، زهرا صمدي ديناني، طراح نور: عبادالله به افروز، نورپرداز:عباس دهقان، دستياران نور: حسين صحاف‌زاده، بهزاد به‌افروز، حامداوتادي، مدير فني: حسن مرداني، دستياران فني: محمدگلابي، محمد اسماعيلي، قطع تصاوير: جواد اصلاني، تدوين‌گر: احسان مظفري، مدير روابط عمومي: وفا ملك زاده، مديرتوليد: عبدالرضا شهباززاده، جانشين توليد: علي رضايي، امور اداري: مينو شاكري، غزاله درگاهي، الهام مقدم، آزاده محمدي، حسابدار: اصغر قاسم‌خاني،

دستيارمالي: حسين اميري نژاد، سرپرست دوزندگان: اصغر حاجوي، دستياران دوزندگان: جواد جراح لايق، جعفر هميار، اجراي دكور: رضا مفاخري، دستياران دكور: مرتضي مفاخري، رضا شريعت‌زاده، مجيد قربان‌زاده، شمس الدين عبدولي،‌ اكسسوار: خيرالله حسيني، دستياران: حسين حسيني، سعيد حسيني، تداركات: سيدجواد لاجوري، حسين غريب، محمود رضا جوانشير، احمد عاشوري، دستيار تداركات: كريم عاشوري، زهرا جندقي راد، حميد سليماني، بهروز چلوييان، رمضان افتاده، مصطفي مصطفي‌لو، محمدعلوي، پشتيباني: احمدقاسمي، داود صوفي، سيدعلي لاجوردي، آرمين جوانشير، مرتضي شيرزادي، كامران مختاري، اسماعيل باقري، محمود وهابي، غلامرضا حداد روشن، عباس طارمي، احمد خداداد، محسن بداغي.
 
 
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 10:49 | لینک  | 

محسن فرجی

امروز صبح مارگارت آتوود، بانوی بزرگ ادبیات جهان آرام آرام از خواب بر می‌خیزد. حالا خستگی سفری پنج روزه را از تن بیرون کرده است و می‌تواند همراه با نوشیدن قهوه‌اش،به یاد بیاورد و مرور کند جشن کلمات و ادبیات را که تا شب گذشته در امارات متحده عربی ادامه داشت؛جشنی با نام «دوبی فستیوال سیتی» که 66 چهره ادبی را از 22 کشور جهان، گرد هم آورده بود تا آنها از دانشگاه‌ها و مدارس دوبی بازدید کنند و در آنجاها در جلسات خوانش داستان، کارگاه‌های ادبی و فن نویسندگی شرکت کنند.

همان لحظاتی که نویسنده نامدار کانادایی خاطراتش را از جشن باشکوه اعراب و دیدارش با داستان‌نویسان سرشناس جهان مرور می‌کند، فرصت مغتنمی است که ما هم چیزهایی را به یاد بیاوریم؛ به یاد بیاوریم که این اتفاق بزرگ در امارات متحده عربی روی داده است که هنوز 40 سال از تاسیسش نمی‌گذرد.

همان امارات متحده عربی که هیچ نویسنده و شاعر مطرحی ندارد و حتی مصر نیست که نجیب محفوظ دارد. حتی فلسطین نیست که محمود درویش دارد. فقط امارات متحده عربی‌ست؛ مجموعه‌ای از چند شیخ‌نشین که سال 1971 استقلال یافته و کمتر از 5 میلیون جمعیت دارد و ساکنانش همان اعرابی هستند که همیشه خودخواهانه با تحقیرآمیزترین صفات، از آنها یاد کرده‌ایم.

حالا امارات متحده عربی، مارگارت آتوود را و آنتونی هوروویتس را که از محبوب‌ترین و پرکارترین نویسندگان انگلیس است دعوت می‌‌کند تا نشان دهد که فهمیده است ادبیات برتر از نفت است. همراه این دو نویسنده بزرگ، چهره‌های برجسته دیگری هم بوده‌اند مثل ویلبور اسمیت که برای ما ساکنان «جزیره» ایران، تنها یک نام است و بس.حالا به یاد بیاوریم که کشور ما سرزمین عطار و فردوسی و مولاناست و سابقه تمدنی دیرین را یدک می‌کشد، اما در دقیقه اکنون، سالیان سال است که پای هیچ نویسنده نامداری به این کشور باز نشده است مگر استثنائاتی چون پائولو کوئلیو که احترام قلمش واجب است اما مقایسه او با نویسنده و شاعری مانند آتوود که جایزه پرنس‌آستوریاس را در کارنامه معتبرش دارد قیاس مع‌الفارق است.

همه این سال‌ها که گذشته است و می‌گذرد، نه تنها هیچ قصه‌نویس بزرگی را میهمان سرزمین خود نکرده‌ایم، بلکه آنها را مزدور آمریکا، حریص جایزه نوبل و ... نامیده‌ایم. حتی به این هم اکتفا نکرده‌ایم. اجازه نداده‌ایم که حاصل عرقریزان روح آنها و خون دل خوردن‌های مترجمان آثارشان، به بار بنشیند؛ چرا که سد محکم ممیزی، به پاره‌ای از قصه‌های آنها فرمان ایست داده و یا با «سالم‌سازی» به دست مخاطب فارسی زبان رسانده است.

حالا به یاد بیاوریم که امارات متحده عربی‌ کجای جغرافیای فرهنگ جهان ایستاده است و ما کجا ایستاده‌ایم.

منبع: فرهنگ آشتی

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 21:10 | لینک  | 

سریال حضرت یوسف۲

شهرام شکیبا

دیروز حسین انتظامی (که رئیس ماست، بنابراین بهترین نظرات خاورمیانه را دارد) مطلبی نوشته بود درباره سیدمهدی شجاعی. آن‌جا گفته بود که شجاعی نیز فیلم‌نامه‌ای برای حضرت یوسف نوشته و ای‌کاش آن فیلم‌نامه ساخته می‌شد.

هر چه فکر کردم، نفهمیدم که مشکل سریال حضرت یوسف کنونی چیست؟ مگر چه عیبی داشت آن فرعون اولی (که نقشش را جهانبخش سلطانی بازی می‌کرد) با آن لهجه شیرین اصفهانی؟ مگر لو رفتن دوربین دوم، در نمایی از دریاچه چه ایرادی دارد؟ چه کسی گفته که دیدن یک قایق گروه فیلم‌برداری در کنار قایق زن فرعون، عیب است؟ اساساً مگر بد است که زلیخا هی پیر می‌شود ولی گریم ندیمگانش تغییر نمی‌کند؟ که می‌گوید اشکال دارد که زلیخا از صورت پیر می‌شود و دستانش هنوز جوان است؟ عیبی دارد مگر که طرف می‌آید دم سیلو گندم بگیرد، مسئول سیلو می‌گوید اسم شما در «لیست» نیست؟

حالا آن‌قدر از همین سریال یوسف ایراد بگیرید تا بدهند فخیم‌زاده بازنویسی و بازسازی‌اش کند که یک «ایندیانا جونز» اساسی تحویل جامعه بدهد این احسن‌القصص را! البته آقای فخیم‌زاده فوق لیسانس هنرهای دراماتیک دارد ولی کسی نمی‌داند. عوضش همه می‌دانند که کمربند مشکی هنرهای رزمی است.

با این همه چون حسین انتظامی گفته، ما هم می‌پذیریم که اساساً باید سریال حضرت یوسف دوباره ساخته شود. گرچه اشکالات به فیلم‌نامه برنمی‌گردد. اما برای ساخت مجدد سریال و بهتر شدن آن پیشنهاد می‌کنم باز هم آقای سلحشور آن را بسازد.

عوامل ساخت سریال یوسف جدید به شرح زیر پیشنهاد می‌شود:
نویسنده: سیدمهدی شجاعی
بازنویسی: فرج‌الله سلحشور و جمال شورجه
فیلم‌بردار: مهم نیست
تهیه‌کننده: مهم است. فرج‌الله سلحشور
تدوین: فرج‌الله سلحشور
موسیقی متن: فرج‌الله سلحشور
کارگردان: فرج‌الله سلحشور و دوستان و همسایگان که یاری کنند.
بازیگران:
یوسف: فرج‌الله سلحشور
زلیخا: همین که هست، خوب است.
انواع فراعنه: جهانبخش سلطانی
الباقی: هر چی دوبلور عشق بازیگری هست.
سرمایه‌گذار: هرجا که ممکن است پول داشته باشد.

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 22:33 | لینک  | 

ایستگاه بیست و هفت

نگاهی به فیلمهای جشنواره بیست و هفتم

(کلیک کنید)

 

مروری بر بازیگری جشنواره

تکرار چند نام

(کلیک کنید)

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 13:35 | لینک  | 

جزئیات سفر سینماگران آمریکایی به ایران

دیپلماسی هنری

(کلیک کنید)

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 18:27 | لینک  | 

منیژه حکمت:

وضعیت سینمای ایران برای 10 سال آینده مشخص شد.

تهران - خبرگزاری ایسکانیوز:منیژه حکمت گفت: با تلاش های مدیریت سینمایی کشور، نگاه ملی در این دوره از جشنواره فجر مشهود بود.

به گزارش خبرگزاری ایسکانیوز ،کارگردان فیلم "سه زن" با اشاره به کیفیت جشنواره بیست و هفتم فجر ، افزود : این دوره از جشنواره ، وضعیت سینمای ایران را تا 10 سال آینده مشخص کرد.
حکمت همچنین با اشاره به تنوع و ویژگی های این دوره از جشنواره فیلم فجر، یادآورشد: جشنواره امسال به دلیل حضور فیلم های متفاوت از سینماگران مختلف، رنگین کمانی از تنوع و مضمون را در کارنامه سینمای ایران ثبت کرد.
به عقیده وی ، بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر، تضمینی برای سینمای ایران تا 10 سال آینده است و فیلمسازان دیگر به خود اجازه تولید فیلم های بی محتوا و سطح پایین را نمی دهند و در صدد تولید آثار ماندگار هستند و این جهشی به سوی موفقیت و ارتقای سینمای ایران است.
حکمت موفقیت های جشنواره بیست و هفتم فجر را مرهون تلاش های مدیریت سینمایی کشوردانست وتاکید کرد: تلاش های معاونت سینمایی در سالهای اخیر، زمینه ای برای ایجاد نگاه ملی در سینمای ایران شد.
کارگردان فیلم "لالایی ها" افزود: آمیختن نگاه ملی در سینمای ایران زمینه ای برای تولید آثار شاخص و ماندگار در سینمای ایران شد که در این دوره از جشنواره فیلم فجر در بسیاری از آثار شاهد آن بودیم.
وی با اشاره به داوری ها در این دوره از جشنواره فیلم فجر، یادآورشد: به دلیل حضور فیلم های خوب و ارزشی در این دوره انتخاب برای داوران بسیار مشکل بود که کاندیدا ها به خوبی بر اساس قابلیت ها انتخاب شدند و همگان از این انتخاب ها راضی بودند.

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 11:22 | لینک  | 

مرد‌ها را بکش

هومن نیک‌ فرد

شخصا  شیکاگو را یکی از بهترین موزیکال‌های تاریخ سینما می‌دانم. شیکاگو با بازی ریچارد گر، کاترینا زتا جونز و رنی زلوگز نسخه ی نمایش موزیکال برادوی است که داستان، سال ۱۹۲۹ در شیکاگو رخ می‌دهد. فیلم که قرار نیست تماشاگر را با نماد‌پردازی کسل کننده به چالش بکشد، حاصل یک کار گروهی و تبحر موزیسینی کارکشته است. جان کندر، آهنگساز فیلم، بدون شک موزیک را جزیی از شخصیت‌های فیلم کرده و راب مارشال، کارگردان فیلم هم پاسخ این اعتماد را گرفته و اثر با برچسب بهترین و حاصل چندین و چند اسکار پیش روی شماست.

لینک مطلب در: آدم برفی ها

ادامه مطلب...............

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 17:1 | لینک  | 

در اين مراسم، جايزه اسكار بهترين فيلم بلند به "ميليونر زاغه‌نشين" اعطا شد. اين فيلم انگليسي كه از زمان اكران، تحسين بسياري از منتقدين سينماي جهان را برانگيخته است.

هشتاد و يكمين مراسم سالانه اعطاي جوايز اسكار دقايقي پيش با درخشش چشم‌گير "ميليونر زاغه‌نشين" و كسب هشت جايزه، از جمله بهترين فيلم پايان يافت.

ادامه مطلب.............

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 19:0 | لینک  | 

آدم برفی ها به روز شد

(کلیک)

نشریه‌ی الکترونیکی آدم برفی‌ها شماره‌ي دواردهم/ماه اسفند به روز شد. (کلیک)

آدم برفی‌ها در این شماره با مطالب بسیار خواندنی در زمینه‌ی سینمای ایران/جشنواره فیلم فجر، سینمای جهان، عکاسی، موسیقی، تئاتر، مباحث تئوریک ادبی، داستان و شعر به روز است. (کلیک)

آدم برفی‌ها را بخوانید و به دیگران هم توصیه کنید...

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 15:3 | لینک  | 

رويداد
The Happening

نويسنده و کارگردان: ام. نايت شيامالان. موسيقي: جيمز نيوتون هاوارد. مدير فيلمبرداري: تاک فوجيموتو. تدوين: کنراد ‏باف. طراح صحنه: جنين کلوديا اُپول. بازيگران: مارک والبرگ[اليوت مور]، زوئي دشانل[آلما مور]، جان ‏لگوئيزامو[جولين]، اشلي سانچز[جس]، بتي باکلي[خانم جونز]، اسپنسر برسلين[جاش]، رابرت بيلي جونيور[جرد]. 91 ‏دقيقه. محصول 2008 آمريکا، هندوستان. نام ديگر: ‏Green Planet، ‏The Green Effect‏. ‏
نيويورک، زمان حال. ناگهان مردمي که در سنترال پارک هستند دچارآشفتگي شده، کلمات خود را تکرار کرده يا بي ‏حرکت شده و ببرخي نيز عقب عقب گام برمي دارند. سپس يکي از زناني که در پارک نشسته دس به خودکشي مي زند.‏
اليوت مور معلم علوم که همان روز درباره اختلال ها و پديده هاي غيرطبيعي در کلاس حرف مي زند، بعد از شنيدن ‏خبر واقعه سنترال پارک و تکرار آن در نقاط ديگر تصميم مي گيرد به همراه همسرش از شهر خارج شود. رسانه ها ‏اين اتفاق را حمله اي تروريستي تخمين مي زنند، مدارس تعطيل و بسياري راه خارج از شهر را در پيش مي گيرند. ‏اليوت به همراه همسرش الما و همکارش جولين و دختر کوچک جس او راهي فيلادلفيا مي شوند. اما گسترش فاجعه راه ‏ها را نا امن کرده و اخباري که از نقاط ديگر مي رسد نيز خوشايند نيست. قطار در نيمه راه توقف کرده و آنها اجبارا ‏پياده به راه ادامه مي دهند. ارتباطات اعلب قطع شده و جولين که خبر ناگواري از همسرش دريافت کرده، جس را نزد ‏آلما و اليوت گذاشته و براي کمک به همسرش راهي مي شود. اما بعد از مسافتي نه چندان طولاني کشته مي شود. ‏
اليوت ديگر يقين دارد که اين واقعه، يک حادثه طبيعي مانند سونامي يا مانند آن است که از راه هوا گسترش مي يابد و ‏هر کس در معرض آن قرار بگيرد دست به خودکشي مي زند. اليوت، آلما و جس به راه ادامه مي دهند و بعد از طي ‏حوادثي به منزل پيرزني به نام جونز تنها مي رسند. به نظر مي رسد پيرزن نيمه مجنون است، اما به آنها پناه مي دهد. ‏فرداي آن روز خطر به آن ناحيه نزديک شده و پيرزن نيز خودکشي مي کند. مدتي بعد خطر رفع مي شود و اليوت، آلما ‏و جس نجات مي يابند. اما مدتي بعد در پاريس....‏

براي مشاهده تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد

منبع: مجله الکترونیکی مبین

به ادامه مطلب بروید...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 17:45 | لینک  |