تبليغاتX
جشنواره باز سینما و تئاتر
تاسیس آینده موسس می خواهد و اهل معرفت, اهل اندیشه و اهل هنر,موسسین آینده هستند.

استعداد نوجوان ایرانی در
 Britain's Got Talent (استعدادهای بریتانیا)

برنامه‌ی Britain's Got Talent یکی از برنامه‌های مجموعه‌ی Got Talent است که بینندگان زیادی در سراسر جهان دارد. Simon Cowell که خالق این مجموعه برنامه‌هاست پیش از این با برنامه‌ی American Idol که یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیونی در سراسر جهان است شناخته شده بود.
روال برنامه‌های Got Talent یا American Idol به این صورت است که افراد علاقه‌مند به خوانندگی در برابر داوران حضور یافته و قسمت کوتاهی می‌خوانند و داوران تصمیم می‌گیرند که آن‌ها به مرحله بروند یا نه. در American Idol معمولا چهار داور حضور داشتند که چنانچه شرکت‌کننده می‌توانست حداقل ۳ رای موافق از ۴ رای را به‌دست آورد به مرحله‌ی بعدی راه می‌یافت. در مراحل بعدی که با حضور تماشاگران انجام می‌شود شرکت‌کنندگان باید روی استیج و با موزیک بخوانند و در این مراحل بینندگان هم می‌توانند با SMS به شرکت‌کننده‌ی موردعلاقه‌شان رای بدهند.

چندی پیش در برنامه‌ی Britain's Got Talent یک نوجوان ۱۲ ساله ایرانی به نام شاهین جعفرقلی شرکت کرد و به اجرای برنامه پرداخت که تحسین داوران و حاضران را برانگیخت.
کسانی که مجموعه برنامه‌های American Idol یا مجموعه‌های Got Talent را دنبال کرده باشند می‌دانند که سایمون به طور کلی آدم صریح و سخت‌گیری است و با کسی تعارف ندارد. بارها شده که به شرکت‌کننده‌ای گفته باشد صدایت فاجعه است. بنابراین این‌گونه به‌وجدآوردن او نشان از کشف استعدادی تازه دارد. او ابتدا ترانه‌ای خواند که سایمون آن را قطع کرد و از او خواست کار دیگری بخواند که شاهین این بار ترانه‌ی Who's Loving You از مایکل جکسون را به زیبایی هرچه تمام‌تر اجرا نمود. در حین این اجرا سایمون و ۲ داور دیگر برنامه به احترام صدا زیبای شاهین از جا برخاستند. اجرای زیبای او به طور کلی در ویدیوهای مختلف حدود ۱۰ میلیون بار در یوتیوب دیده شده است.


براي مشاهده این اجرای زیبای شاهین در برنامه‌ی Britain's Got Talent روي اين لينک کليک کنيد


 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 17:49 | لینک  | 

ساخت ربات با چهره این سینا در دانشگاه امارات،‌ جنجال آفرین شد

ساخت رباتی با چهره ابن سینا دانشمند نام‌آور ایرانی به سرپرستی استاد یونانی دانشگاه امارات عربی و دستیاران یونانی و آلمانی وی، صحنه نمایش تازه‌ای از همسویی مفتضحانه «بی بی سی» با سیاست‌های ضد ایرانی شیوخ جاعل منطقه در هویت تراشی و مصادره مفاخر تاریخی ایران شد BBC در خبری كه در زمینه ساخت این ربات منتشر كرد، ابتدا از ابن سینا به عنوان دانشمندی عرب! یاد كرد و مدتی بعد با عقب نشینی شیطنت‌آمیز از این اشتباه، ابن سینا را دانشمندی اسلامی (Islamic scholar) عنوان كرد. بی بی سی پیش از این نیز همسویی خود را با این قبیل اقدامات جاعلانه در پوشش خبرهای علمی نشان داده بود. بخش عربی این شبكه‌ چند ماه پیش با ارایه‌ مقاله‌ای از یك محقق عرب در زمینه «رنگ درمانی و تاثیرات رنگ در زندگی بشر»، از ابن سینا، دانشمند مشهور ایرانی به عنوان یك «دانشمند عرب» یاد كرد! این اقدامات در حالی صورت می‌گیرد كه ابن سینا، اهل بخارا، مركز زبان فارسی و زبان مادری‌اش نیز فارسی بوده و لذا عرب دانستن وی كاملا دور از واقعیت و مضحك است. اما رباتی كه دستمایه این جعل هویت مفتضحانه شده ... این ربات كه توسط دكتر ماوریدیس، محقق یونانی و دستیارانش در دانشگاه امارات با همكاری محققانی از آلمان و یونان ساخته‌ شده می‌تواند با توجه به قابلیت شناسایی چهره افراد ضمن ورود به سایت اجتماعی «Facebook» به تقویت روابط ربات‌ها با انسانها كمك كند. وی صاحب صفحه‌ای در سایت Facebook است كه در آن به تعامل با اعضای این سایت خواهد پرداخت و به زودی پر از عكس‌ها و مطالبی می‌شود كه نشان دهنده امكان برقراری یك رابطه دوستانه پایدار بین انسان و ماشین خواهد بود. طرح پیوند بین روبات و شبكه اجتماعی، ایده دكتر نیكولاس ماوریدیس و دستیاران وی بوده كه تلاش داشته‌اند از این طریق بر احساس دوری مردم از روبات‌ها غلبه كنند. محققان می‌گویند تلاش می‌كنند برای انسان‌ها و روبات‌ها این امكان را فراهم كنند كه خاطرات خود را به اشتراك بگذارند و در واقع ربات‌ها به جمع دوستان انسان‌ها وارد شوند. با این هدف دكتر ماوریدیس و دستیارانش از آزمایشگاه روبات‌های خلاق و رسانه در دانشگاه امارات متحده عربی با همكاری دستیاران خود در آلمان و یونان این روبات جدید را ساخته‌اند كه می‌تواند چهره افراد را شناسایی كند. نمونه اولیه این ربات بر اساس ماشین PeopleBot از شركت ActivRobots ساخته شده كه به آن مجموعه‌ای از یك یابنده، صفحه نمایش لمس و دوربین استریو افزوده شده است. نمونه اولیه فعلی «سارا» نام دارد، اما وقتی پروژه راه‌اندازی شود، ربات تبدیل به ماشینی می‌شود كه چهره آن شبیه به ابن سینا، دانشمند ایرانی است. این دستگاه دارای سه واحد نرم‌افزاری است كه به آن كمك می‌كند با مردم در IRML تعامل كند كه یك واحد چهره افراد واقعی یا تصاویر آنها را كه در سایت «فیس بوك» گذاشته شده شناسایی می‌كند. به گزارش ایسنا، همچنین ربات دارای یك واحد نرم‌افزاری زبانی است و می‌تواند در لحظه با مردم مكالمه و گفت‌وگو كند و یك پایگاه داده‌ها از دوستانش و روابط اجتماعی با آنها بر اساس اطلاعات «فیس بوك» ایجاد كند. دكتر ماوریدیس قرار است روبات ابن سینا را در یك دوره آزمایشی یك ماهه در IRML بگرداند تا با مردم ملاقات كند و آنها را بشناسد. سپس ربات برای بازشناختن این افراد و مكالمه با آنها در «فیس بوك» دست به كار خواهد شد. انتظار می رود ایرانیان سراسر جهان ،‌به این اقدام موهن در جعل شخصیت های ایرانی ،‌واكنش جدی نشان دهند.

منبع: مجله الکترونیکی مبین

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 10:46 | لینک  | 

Best Artwork of Superheroes from the Most Talented Comic Artists

 

 

(click here)

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 9:51 | لینک  | 

این ملک به فروش می رسد

هومن نیک فرد

بعضی از کارگردانان زمانی که هنر را خرج هنر می‌کنند و قصد بیانیه صادر کردن ندارند، کارشان دلپذیر است و قابل تماشا؛ اما در مواقعی که تمام هم و غم خود را به کار می‌گیرند تا فیلم‌شان مملو از بیانیه‌های عامه‌پسند و گاهی اعتراض‌آمیز باشد، کارشان به دل نمی‌نشیند و غیرقابل تماشا است. از حواشی قابل  و غیر قابل استناد فیلم آخر استاد بهرام بیضایی، «وقتی همه خوابیم»، بی‌اطلاع نیستیم و دیگر تکرار مکررات جایز نیست. اما نکته این‌جاست که آیا بهرام بیضایی، استاد هنرهای دراماتیک، نویسنده و کارگردان مسلط، در این فیلم، که سراسر آن پر از حرف‌هایی‌ست که تا قبل از این تنها زمزمه‌هایش را شنیده بودیم، توانسته با مخاطبش ارتباط برقرار کند یا خیر؟ و آیا می‌توان استاد بیضایی را جزء کارگردانانی نام برد که برای بیان دغدغه‌هایش در فیلم، چشم بر مخاطبانی که دوست‌دار آثارش هستند، ببندد؟

در همین ابتدا باید گفت که «وقتی همه خوابیم» نه تنها با مخاطب آثار بیضایی از سال‌های دور تا کنون ارتباط برقرار کرد، بلکه او را راضی و چشم به راه آثار بعدی نگاه داشت. و اینکه: نباید در فیلم‌های استاد بیضایی دنبال ضعف گشت بلکه با دانستن این‌ واقعیت که فیلم‌ساز مورد بحث‌مان، هم برای هنر و هم برای مخاطبان هنر ارزش قائل است، و با مروری بر پرونده‌ی پربار او و خلاقیت تمام نشدنی‌اش، باید به‌دنبال تازه‌ها گشت.

وقتی همه خوابیم؛ عنوانی تأمل‌برانگیز و با کنکاش در لایه‌ی معناگرایی آن، اعتراض‌آمیز دارد. اعتراض به  سکوت در برابر نامرادی‌های روا شده در حق سینماگران. نمی‌توان منکر دغدغه‌ی سرمایه‌گذاران برای بازگشت سرمایه‌ی به‌کار گرفته شده در قبال یک فیلم شد. اما گاهی سرمایه‌گذار یا سرمایه‌گذاران بدون هیچ نوع اطلاعات لازم و به‌شکل کاملاً افراطی هنر را فدای اقتصاد می‌کنند. همان‌طور که در «وقتی همه خوابیم» سه تهیه‌کننده اواسط یک کار سینمایی با پیشنهاد مبلغ بالا حاضر می‌شوند بازیگران فیلم را تغییر دهند و خسارت مادی و معنوی وارد شده به کار را با پیش‌بینی اینکه «فیلم فروش خواهد کرد» به جان می‌خرند. به گفته‌ی خود استاد؛ «وقتی همه خوابیم»، نقد زیرآب زنی در سینما است. قدرتی که پول و آدم‌های پول‌دار دارند و با چشمان بسته و دهان‌هایی باز یک اثر را به نابودی می‌کشند، از پیام‌های واضح آخرین ساخته‌ی استاد بیضایی است. کارگردان، در پس هر قاب‌بندی زیبا و میزانسن چشم‌نواز و تماشایی و با استفاده از نمادهای خلاقانه، با مخاطب به گفت و گو می‌نشیند. از زنی که بر بالای دیوار نشسته و در کنارش تابلویی با نوشته‌ی «ایست» وجود دارد تا زندانی که بر دیوار آن نگاشته شده: «زندان مدرسه‌ی اجتماع است» و بعد جمله‌ای که بعنوان آنتی تز از همسر پرند پایا می‌شنویم: «اجتماع خودش مدرسه است» و درسی که جامعه در انتها بعنوان سن‌تز به پرند پایا می‌دهد؛ تا روزنامه‌ای در دست یک تهیه‌کننده با تیتر «سینمای امروز»، همه و همه حاصل ذهن مطلع و خلاق استاد عزیز است. آن زن که با چادری بر سر در کنار تابلویی با عنوان ایست نشسته، نقد حضور زن در اجتماع و برخوردی است که این مدرسه و مدیران با زن می‌کنند. عنوان روزنامه‌ی «سینمای امروز» که درست زیر مشت یکی از تهیه‌کننده‌های فیلم مچاله شده، نقد سینمایی است که اسیر اقتصاد و آدم‌های ناکارآمد و پول‌پرست شده است.

«وقتی همه خوابیم» فیلمی دیالوگ محور با تنوع تصویر است و همراه با موسیقی قوی و هیجانی خود قطبی از فیلم را به خود اختصاص داده است. این فیلم نقد صریح و بی‌پروای اخلاق مردم ایران و سینمای آن است. سینما دارای دو جنبه‌ی مثبت و منفی یا شیرین و تلخ است. کارگردانان برای به تصویر کشیدن این خوشایندی یا ناخوشایندی سراغ پشت صحنه‌ی سینما می‌روند؛ البته گاهی کارگردانی مثل جوزپه تورناتوره در «سینما پارادیزو»، ستایشی عاشقانه  از هنر سینما و شیفتگی گروهی از انسان‌ها نسبت به هنر هفتم را مدنظر قرار می‌دهد که کل کار فلاش‌بکی از زندگی یک کارگردان موفق ایتالیایی است. تورناتوره تنها به جنبه‌های مثبت سینما بسنده نکرد و شش سال پس از ساخت «سینما پارادیزو» سراغ «ستاره ساز» رفت. این فیلم که ششمین تجربه‌ی سینمایی تورناتوره است بار دیگر به حواشی جذاب سینما می‌پردازد، اما این‌بار روی دیگر سکه و تباهی‌های سینما را به تصویر می‌کشد. بیضایی هم در  فیلم خود سراغ حواشی سینما رفته و گروه فشار فرهنگی را تعریف و به نقد نشسته است. عواملی که هروقت به سودشان باشد از هنرمند اسطوره می‌سازند و هروقت به ضررشان، هنرمند را لجن‌مال می‌کنند. کاش که تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی مخاطب فهیم باشد.

رابرت مک‌کی در کتاب آموزشی «داستان» راجع‌به نویسنده‌ی فیلم‌نامه توصیه می‌کند که او باید تمامی پرسوناژ‌ها را دوست بدارد و بتواند که آن‌ها را به گرمی در آغوش بگیرد. این‌گونه، خشم و نفرت فیلم‌نامه‌نویس نسبت به یکی از شخصیت‌ها در فیلم مانع انعطاف شخصیت نمی‌شود و به تماشاگر فرصت فکر کردن و تصمیم‌گیری را می‌دهد. مثالی از بتمن: شوالیه‌ تاریکی به کارگردانی کریستوفر نولان می‌آوریم: برادران نولان، کریستوفر و جاناتان فیلمنامه‌ی شوالیه‌ی سیاه را بر اساس داستانی از کریستوفر نولان و دیوید اس. گویر نوشته‌اند. در این فیلم به لطف شخصیت‌پردازی مناسب و ملموس، تک تک پرسوناژها قابل بررسی‌اند. یکی از شخصیت‌ها که تأثیر شگرفی بر روند فیلم‌نامه و مخاطب دارد، هاروی دنت دادستان بانفوذ گاتهام‌سیتی است. مخاطب دقایقی پس از آشنایی با این شخصیت بدلایلی که توضیحش مجالی دیگر می‌طلبد از او متنفر می‌شود. تماشاگر حتی اگر سعی کند که او را دوست داشته باشد، نمی‌تواند، چون نویسنده از او متنفر بوده و او را پس زده است. این نکات را یادآور شدیم تا بگوییم در فیلم «وقتی همه خوابیم»، شخصیت‌هایی که باید از آن‌ها متنفر بود، کم نیستند. اما نویسنده‌ی اثر با آغوشی باز آن‌ها را پذیرفته و شخصیت‌ها را به‌گونه‌ای پرداخت کرده که تماشاگر به فکر واداشته شود و تصمیم‌گیری به‌عهده‌ی خود او باشد. به‌نوعی فیلمنامه‌نویس رأی قطعی صادر نکرده و برای مخاطب ارزش قایل شده است.

«وقتی همه خوابیم» از آن دست‌ فیلم‌های‌ست که تماشای چندباره‌ی آن باعث می‌شود بیشتر به تسلط سازنده‌اش بر کار پی ببریم. این فیلم با ساختار فوق‌العاده‌ی سینمایی خود توانسته انتظارات را برآورده کند.

لینک مطلب در: آدم برفی ها

 

نوشته شده توسط هومن نيك فرد در ساعت 19:16 | لینک  |