گفتو گو با شهابالدین حسینپور، کارگردان و بازیگر
تهیه و تنظیم: هومن نیک فرد

اختصاصی آدم برفی ها
برای خواندن مصاحبه به آدرس زیر بروید...
مصاحبه با شهاب الدین حسین پور(کلیک)
گفتگوی رضا کاظمی با پرویز شهبازی
نفس عمیق برایم احترام آورد

پرویز شهبازی کم و گزیده و باوسواس حرف می زند. پرسشگر خامی که من باشم بیشتر از پاسخگوی رند و دانایی که او باشد حرف زده ام. به همین دلیل با یک گفتگو با فرمت پرسش و پاسخ متعارف روبرو نیستید. بیشتر یک جور بازخوانی و مرور سریع و فشرده فیلم در یک نگاه دوباره بعد از این چند سال است.در هر حال افتخار و فرصت مغتنم و موجزی بود.
***
نفس عمیق، شگرد روایتی یا به بیان عام تر فرم نو و چشمگیری داشت که چه در زمان خودش و چه حالا از امتیاز های فیلم بود/است. این فرم در مرحله نگارش فیلمنامه شکل گرفت یا در جریان فیلمبرداری یا روی تدوین؟ یا همه اینها؟
این فرم در آخرین باز نویسی های فیلمنامه بود که در آمد. یعنی شکل گرفت . ولی اگر به ترانزیشن پاره ای صحنه ها دقت کنید متوجه می شوید که کمپوزیسیون برای پلان ِ فینال آن صحنه ها با ملاحظه ی صحنه ی بعد بسته شده است و پلان طوری طراحی شده است تا به لحاظ شکلی و مفهومی به هنگام ادیتینگ اغتشاش رخ ندهد. فیلمنامه، فیلمبرداری ،تدوین ،صداگذاری و لابراتوار همه در شکل گیری این فرم دخالت دارند. در لابراتوار یکی از پلان ها به در خواست خودم سرو ته گذاشته شده است.
لطفا ادامه ی مطلب را بخوانید...............
ادامه مطلب
انتقاد كشاورز از ورود مانكنها به عرصه سينما
محمد علي كشاورز پيشكسوت بازيگري سينما و تلويزيون از حضور مانكنها در اين عرصه انتقاد كرد و به جوانان توصيه كرد شغل ديگري انتخاب كنند.
محمد علي كشاورز، امروز سهشنبه در جريان بازديد از پانزدهمين نمايشگاه بينالمللي مطبوعات و خبرگزاريها در گفتوگو با خبرنگار فرهنگي خبرگزاي فارس با ابراز نگراني نسبت به وضع نامناسب فرهنگي بازيگران زن گفت: من به جوانان به خصوص بانوان توصيه ميكنم كه به دنبال شغل مناسبتري بروند و از هنرپيشگي خودداري كنند.
اين پيشكسوت عرصه هنر و سينما در ادامه با انتقاد از بيتوجهي نسل جوان به مطالعه اظهار داشت: متاسفانه نسل جديد از كتاب و كتابخواني دور مانده كه بايد با خواندن كتاب از فرهنگ و ادب اين مرز و بوم آگاه باشند.
(هومن)
فرج الله سلحشور:
«سینما جای مناسبی برای خانم ها نیست»

فرج الله سلحشور که این روزها آخرین ساخته اش، مجموعه ی «یوسف پیامبر» از تلویزیون پخش می شود در گفت و گویی با روزنامه ایران (پنج شنبه 25 مهر) درباره ی حضور زنان در سینما گفته است:سینما جای مناسبی برای خانم ها نیست… در تمام دنیا هم همین است، تمام سینماهای دنیا مناسب خانم ها نیستند… سینما برای زن جای خوبی نیست، چون زمینه ی فساد در آن زیاد است، به همین دلیل نه برای خانم ها بلکه برای آقایان هم مناسب نیست، وی همچنین در مورد معناگرایی و سینمای معنوی پس از انقلاب افزوده است: «من فکر می کنم معنا گرایی و معنوی گرایی را مطرح کردند برای این که از سینمای مذهبی فرار کنند، چون نمی خواستند همه ی مذهب را به کار ببرند، سینمای مذهبی را دوست نداشتند تلفظش را به کار ببرند، آمدند یک چیزی گفتند به نام سینمای معنا گرا، یک حرف چند پهلو که ممکن است مذهب هم درآن جا بگیرد، می تواند هر تفکری که بوی معنویت از آن بیابد یا بشود به آن تعبیر معنوی کرد، ممکن است یک چیزی معنوی نباشد ولو از دید بعضی از مردم این معنوی باشد.
وقتی ما می گوییم سینمای معنا گرا یعنی اگر بنده خودم احساس کردم یک کاری خوب است، یک حرکتی درست است، یک حرفی درست است و آن را انجام دادم، این می شود سینمای معنا گرا، اما سینمای مذهبی دیگر برای من مطرح نباشد. در سینمای مذهبی آنچه را که مذهب بگوید خوب است، خوب است و آنچه را که بگوید بد است، بد است. اما در سینمای معنا گرا من محور هستم، من می توانم بگویم که من دوست دارم و این را بگویم که من دوست دارم این را بگویم خوب و یا دیگری را بگویم بد، تفاوت اینجاست.
(پیام)

متولد 1325، داراي مدرك تحصيلي فوقليسانس از دانشكده هنرهاي دراماتيك بخارست و همسر كارگردان معروف تئاتر حميد سمندريان. وي پس از كسب مدرك هنرهاي دراماتيك در رشته شيمي به تحصيل پرداخت كه به دليل شرايط زندگي ناتمام ماند. خانم روستا از سال 1349 همكاري خود را با اداره تئاتر فرهنگ و هنر آغاز نمود و در همان سال نيز به تدريس در دانشكده هنرهاي دراماتيك پرداخت. (ديوار شيشهاي) به كارگرداني ساموئل خاچيكيان در سال 1350 اولين تجربهاش در زمينه سينما به حساب ميآيد. او در سال 1369 جايزه بهترين بازيگر را از جشنواره هنري ادبي براي بازي در فيلم (ملك خاتون) از آن خود كرد و همچنين جايزه بهترين بازيگر از جشنواره سيما براي بازي در تله تئاتر (شعبدهباز) را به خود اختصاص داد.
دانيال حكيمي

متولد 1342 در شاهرود، پس از دريافت ديپلم اقتصاد از سال 1360 با اداره فعاليتهاي فرهنگي و هنري تهران شروع به همكاري كرد. سه سال بعد با گذراندن دوره كامل كلاسهاي حميد سمندريان و نيز دوره مدرسه بازيگري راديو، به عنوان بازيگر در راديو مشغول به كار شد. اولين ايفاي نقش او مربوط ميشود به نمايش (فيزيكدانها) به كارگرداني سمندريان. پس از آن علاوه بر بازيگري به نوشتن و كارگرداني آثار مختلفي پرداخت. او در سال 1384 موفق به كسب ديپلم افتخار بهترين بازيگر مرد از جشن خانه تئاتر شد. حكيمي به عنوان يك چهره مثبت فيلمها شناخته شده، هر چند، چندي پيش با ايفاي نقش در سريالهايي نظير (خانه پدري) و (لبه تاريكي) سعي در شكستن اين كليشه داشت و البته در وراي تمام اين تفاسير او به زيبايي تمام نقشهاي محوله را باورپذير ارائه ميكند. وي در سريال ترانه مادري هم يك نقش خاكستري ارائه ميدهد! مانند هميشه زيبا و بدون نقص. از ويژگيهاي بارز او اين است كه از گفتگو فراري است.
لطفاً ادامه ی مطلب را بخوانید...............
(هومن)
ادامه مطلب
«پرويز پرستويي» با ذكر خاطراتي از «خسرو شكيبايي» در يك برنامه تلويزيوني گفت: در حقيقت حرمتي كه من براي بازيگري قائل هستم را از «خسرو» ياد گرفتم.

بازیگر اسکاری هالیوود :
پیش از بازیگری ، تلگرافچی خبرگزاری بودم

به نقل از روزنامه هندوستان تایمز ، مورگان فریمر، بازیگر برنده اسکارهالیوود گفت : پیش از آن که بازیگر شوم در یک خبرگزاری به عنوان تلگرافچی کار می کردم.
او ادامه داد : زمانی که خیلی جوان بودم همیشه آرزو داشتم بازیگر شوم ولی به دلایلی مجبور بودم تا این رویا را کنار بگذارم و برای در آوردن پول خیلی سریع به نیویورک سفر کنم.
این بازیگر سیاهپوست برنده اسکار گفت : من زیاد به راه های کسب در آمد وارد نبودم ولی خوب سر انجام پس از مدتی جستجو توانستم به عنوان تلگرافچی در یک خبرگزاری مشغول به کار شوم وی افزود : خبرنگاران از سراسر دنیا اخبار خود را به آن خبرگزاری می فرستادند و ما نیز آن ها را برای روزنامه ها ارسال می کردیم ، من طی سال های 60 و 61 همچنان به این کار ادامه می دادم و کار کردن در یک خبرگزاری در آن برهه از زمان به دلیل مصادف بودن با زمان به قدرت رسیدن (( فیدل کاسترو )) برای من بسیار هیجان انگیز بود.مورگان فریمن ، در سال 1937 در خانواده ای فقیر در ایالت تنسی آمریکا دیده به جهان گشود.
این بازیگر طی چند دهه فعالیت در سینمای هالیوود در فیلم های زیادی از جمله : ، فهرست آرزوها ، اوان توانا ، قرارداد ، یک زندگی تمام نشدنی و فیلم برنده اسکار ، محبوبه یک میلیون دلاری ، ایفای نقش کرد و طی این سال ها چهار بار ( طی سال های 1998 تا 2005 ) نامزد جایزه اسکار شد و در این میان در سال 2005 برای بازی در فیلم ، محبوبه یک میلیون دلاری ، توانست این جایزه را در بخش بهترین بازیگر نقش اول مرد از آن خود کند .
استعداد و خلاقيت رمز ماندگاري بازيگران
گفتوگو با دکتر مسعود دلخواه درباره مقوله بازیگری در ایران

بهنام علیبخشی
مقوله بازیگری در تئاتر ایران چیزی نیست که مربوط به امروز و دیروز باشد. تاریخ تئاتر و سینمای ایران تاکنون بازیگران شاخصی را به خود دیده که هر یک با سبک و شیوهای متفاوت ماندگار شدهاند و جدای از ماندگاری، محبوبیت زیادی در میان اهل هنر، مردم و منتقدان کسب کردند.
آنچه میخوانید گفتوگویی است با دکتر مسعود دلخواه درباره بازیگری در ایران و خارج از کشور.
1- به نظر شما بازیگری با فرهنگ و ضمیر ناخودآگاه جمعی یک ملت ارتباطی دارد؟
این سؤال کمی کلی است. بله بازیگری به خصوص در تئاترهای آیینی همیشه ارتباطی خودآگاه یا ناخودآگاه با ناخودآگاه جمعی دارد. ولی اگر بخواهیم شیوههای بازیگری مدرن را بررسی کنیم نه مثلاً در ایران، شیوه بازیگری که در تعزیه است خود به خود ریشه در باورهای مذهبی مردم پیدا میکند و مردمی که میآیند این تئاترهای آیینی را ببینند خود به خود یک زمینه اعتقادی نسبت به داستانی که اتفاق افتاده و حالا به شکل نمایش درآمده دارند همین طور در کشورهای دیگر نیز چنین است. مثلاً در ژاپن مثل کابوکی و یا رقص تئاتر کاتاکالی در هند. اینها همه ریشه در مذهب و سنتهای باستانی و یا آیینهای مذهبی این ملتها دارد. در نتیجه میشود ریشهشان را بررسی کرد ولی وقتی وارد دوران مدرن تئاتر میشویم به خصوص در قرن 19 و 20 شیوههای بازیگری جهانشمول شدند. یعنی نمیتوان گفت که سیستم استانیسلاوسکی و یا شیوه بازیگری برشت در هر ملتی متفاوت است. یعنی میتوان گفت به تئاترهای آیینی ربط پیدا میکنند که به باورهای جمعی مردم هر کشور مرتبطند. ولی شیوههای بازیگری مدرن ضرورتاً به ناخودآگاه جمعی هر ملتی به طور خاص مربوط نمیشوند.
ادامه این گفتگو در ادامه مطلب..............................
منبع :سایت ایران تئاتر
(هومن)
ادامه مطلب
متن کامل برنامه «مثلث شیشهای» با حضور پژمان بازغی
کاش از اول یک رشته هنری انتخاب میکردم

سینمای ما - به نام خدا به نام خداوند بخشنده مهربان پس سلام كردن هم به مردمي كه بسيار تيز بين، انديشمند، فرهيخته و سخت سليقه هستند خب لابد سخت است، بنابراين در كمال ادب و احترام و دست به سينه سلام مي كنم به مردم بزرگواري كه شبكه پنجم سيماي جمهوري اسلامي ايران را براي تماشا انتخاب كردند. اين اولين برنامه مثلث شيشه اي است كه با توكل خداوند بزرگ و توسل به آستان امام هشتم و تكيه به اعتماد بينندگان نازنين شبكه تلويزيوني تهران آغاز مي كنيم. به اميد خداي بزرگ شب بخير خانمها و آقايان در دوشنبه شب بهاري تهران اولين برنامه مثلث شيشه اي را آغاز مي كنيم.براي اينكه اطاله كلام نكنيم فقط توضيح كوتاه مي دهم چون اولين شب برنامه مان است. سري جديد برنامه كه تماشا مي فرمائيد تلفيقي از برنامه تلويزيوني مثلث كه در پائيز سال گذشته پخش شد و مجموعه برنامه شب شيشه اي كه علي الظاهر مورد استقبال و توجه نگاه تيز بين شما واقع شد.تلاش گرديد در بهار امسال با تركيب اين دو ايده متفاوت به مثلث شيشه اي برسيم. دقايق ابتدايي هر شب برنامه مان به يك موضوع بحث برانگيز احيانا جنجالي، شايد شايعه، شايد كذب محض پرداخته خواهد شد تا با هم انديشي حول آن موضوع و دوست نازنيني كه روي خط تلفني مي آيند،اصل قضيه را بشكافيم. پس از آن شما فرصت خواهيد داشت در طول برنامه كه من گفتگو مي كنم با يك چهره هنري، چهره سياسي، چهره اقتصادي، درنظر سنجي مثلثي ما شركت بفرمائيد تا نسبت به اون خبر اول ، كه يا شايعه است يا خبر درستي يا هرچيزي كه هست نظر صريح تان را اعلام بفرمائيد تا در پايان برنامه هم به جمع بندي نظرات مردمي برسيم هم از بين كسانيكه محبت مي كنند براي ما پيامك مي فرستند به چند نفري هم به رسم هديه چيز ناقابلي را تقديم حضورشان بكنيم. براي اولين شب برنامه مون بخاطر اينكه اتفاق مبارك فرهنگي به نام نمايشگاه بين المللي كتاب در تهران برگزار شد و مثل سالهاي قبل ، هجوم انبوهي از طرفداران فرهنگ و كتاب را تماشا كرد زاويه هاي مختلفي را نقادان در عرصه فرهنگ به اين قضيه پرداختند به قول آن مثل معروف : هركسي از ظن خود شد يار من خيلي هاسطح نظم برگزاري مطلوب تر، انديشه بيشتر براي برگزاري نمايشگاه را پسنديدند و برخي ها هم انتقاداتي داشتند كه هر دو طرف را بايد شنيد براي بهبود اين پديده فرهنگي در سالهاي بعد. يك عده از دوستاني كه منتقد هستند معتقد بودند كه كتابهايي كه در نمايشگاه بين المللي كتاب تهران عرضه مي شد همانهايي بود كه روبروي دانشگاه تهران در غرفه هاي كتابي كه هست، مي شود به راحتي پيدا كرد يعني بيشتر ويترين ناشرين بود تا ويترين كتاب. اين بحث ها حول و حوش نمايشگاه بين المللي كتاب فراوان است به همين خاطر تصميم گرفتيم كه با عالي رتبه ترين مقام نمايشگاه بين المللي كتاب ارتباط برقرار كنيم و ايشان هم صلاح دانستند كه با معاونت محترم اجرائي شون جناب آقاي حميد قبادي عزيز ظرف 120 ثانيه توضيحاتشان را بشنويم و ببينيم كه آمار و ارقامشان به چه صورتي است تا بعد از آن مخاطبان مثلث شيشه اي نظر بدهند. آقاي قبادي سلام شب بخير از اين لحظه شما 120 ثانيه فرصت داريد تا توضيح بفرمائيد. بنده هم خدمت شما و همه بينندگان خوب برنامه تان عرض ادب و احترام دارم. براي اينكه از فرصت نهايت استفاده را بكنم مقدمه اي نمي گم و مي پردازم به ويژگي هاي اين دوره از نمايشگاه ضمن اينكه من ميخواهم يك سنت شكني هم بكنم اشكالات را هم بگويم.
ادامه این گفتگوی خواندنی را در ادامه ی مطلب بخوانید............
(هومن)
ادامه مطلب
شراب حرام و حلال آقای شریفینیا

محمدرضا شریفینیا با تشبیه احمدینژاد به "سرکه" از آزیتا حاجیان به شراب حلال و هدیه تهرانی به عنوان شراب حرام یاد کرد و درباره محمدرضا گلزار هم از عبارت کفشدوزک درخت مو استفاده کرد!
محمد رضا شریفینیا در گفتگویی با نشریه "رضا رشیدپور" با اشاره به رابطه کاری خود با محمدرضا گلزار از خاطره همکاری او در فیلم "میهمان مامان" داریوش مهرجویی گفت. او گفته است: از طریق گروه آریان با گلزار آشنا شدم. عقیده داشتم که گلزار باید با یک کار دیگر به جز فیلم آقای قادری وارد سینما میشد او باید چند وقتی در تئاتر کار میکرد و بعد وارد سینما میشد.
به نوشته «رویش»،شریفینیا ادامه داده است: رضا به من گفت دوست دارد در یک کار خاص بازی کند من هم در اولین کاری که پیش آمد او را برای نقش معتاد فیلم میهمان مامان انتخاب کردم. ابتدا مهرجویی از کارش راضی نبود اما من به او گفتم که گلزار را برای کار آماده میکنم. او برای نقش یک ریش 15 سانتیمتری گذاشت و تستگریم هم شد. در همین زمان آقای فرحبخش میخواست کما را بسازد و در نظر داشت از گلزار استفاده کند.
وی ادامه میدهد: ما قبل از شروع میهمان مامان با آقای مهرجویی سفری به فرانسه داشتیم. در آنجا یکی از دوستان تماس گرفت و گفت گلزار ریشش را زده است. من به آقای فرحبخش زنگ زدم و او گفت که ما حرفی نزدیم خود گلزار ریشش را زده است. من همان موقع با پارسا پیروزفر تماس گرفتم و گفتم ریش بگذارد برای بازی در نقش معتاد. از پاریس که برگشتیم گلزار به من زنگ زد و گلایه کرد. به او گفتم طبق قراری که داشتیم عمل نکردی و و تمرد کردی. گفت تا شروع کار شما من اینطرف کارم تمام میشود و ریش میگذارم. گفتم ما هفته دیگر کار را شروع میکنیم. من هم این کار را نمیکنم تا بدانی وقتی قراری میگذاریم باید سر آن بمانی.
به گزارش «فردا»، شریفی نیا در پایان این گفتگو با رضا رشید پور در مقابل برخی اسامی نظرات خود را اینگونه اعلام کرده است:
بهرام رادان؟
انگور یاقوتی.
قالیباف؟
انگور شاهانی.
ابراهیم حاتمیکیا؟
درخت انگور.
تهمینه میلانی؟
دلمه برگ مو.
محمدرضا گلزار؟
کفشدوزک درخت مو.
داریوش مهرجویی؟
باغ انگور.
سید محمد خاتمی؟
تاکستان.
مسعود دهنمکی؟
هستهانگور.
میشود توضیح بدهید؟
شما میتوانید خود انگور را بخورید و به هستهاش اعتنا نکنید، یا این که آن هسته را بکارید و یک تاکستان ازش بسازید.
محمود احمدی نژاد؟
سرکه.
یعنی چه؟
من شنیدم که یک خبرنگار خارجی از آقای احمدی نژاد سوال کرده که چهره شما زیبا نیست و به درد ریاست جمهوری نمیخورد، ایشان هم پاسخ داده که اگر به درد ریاستجمهوری نمیخورد به درد نوکری مردم که میخورد. این جمله مرا تکان داد و اگر قبل از انتخابات شنیده بودم حتما به ایشان رای میدادم.
آزیتا حاجیان؟
شراب حلال.
هدیه تهرانی؟
شراب حرام.
خب بهتر است تا قضیه بیخ پیدا نکرده مصاحبه را تمام کنیم.
من هم موافقم.
منبع: مجله ی الکترونیکی روزانه(که به ایمیلم فرستاده بودند.)
(هومن)
گفتوگو با مسعود كيميايي درباره فوتبال
وقتي تيمی يكي ميزند و بعد دوتا ميخورد، آن وقت طرفدارش ميشوم
[ گفتوگو : امیر پوریا ]
فوتبال از آن پديدههايي است كه آدمها در هر سنواحوالي نميتوانند به طور مطلق در برابرش بيواكنش باشند. حتي آنها كه ميگويند از آن بيزارند، به روشني به آن پرداختهاند و دارند با ابراز نفرت، واكنش نشان ميدهند. اين ماجرا در خصوص آدمهاي فرهنگي سر و شكل خاصي به خودش ميگيرد؛ چون آنها بههرحال چشمي هم به آثار اجتماعي فوتبال دارند و ارزش هيجان را به منزله يك راه درروي رواني و حسي، فهم ميكنند. چشم شما اينها را چطور ديده؟ چيزي به اسم خاطره فوتبالي برايتان آنقدر جدي بوده كه بماند و مرجع بحث و نقلي بشود؟
اين كه ميگويي، بههرحال هست. بيت درستش همان است كه «هيچ كس نسبت به فوتبال بيتفاوت نيست». من خاطرههايي دارم از تيمهايي كه آن وقتها در فوتبال تهران و ايران بالا بودند. تيم دارايي يادم ميآيد. تاج و پرسپوليس يادم ميآيد. بابت ريشههاي درباري تيم تاج، آنهايي كه آن موقع احساس سياسي داشتند و انتخابشان پرسپوليس بود. يك دليلش هرچند صوري، ولي بههرجهت «سرخي» پيراهنش بود. دليل ديگر اين بود كه تصويري از خودش داده بود كه خيلي مستقل به نظر ميآمد. برخلاف اتفاقات فرهنگي كه تمام زيرورويش را ميكاويديم، در اين جور مسائل كمي از دورتر تصويرها را ميپذيرفتيم و كنجكاوي نميكرديم. هنوز هم برايم مهم نيست كه اين تصوير مستقلي كه از پرسپوليس در ذهن داشتيم، درست بود يا نبود. اين در ذهن نسل ما ماند. چيزي كه مهم است، اين است كه كسي مثل من بايد روراست بگويد كه فوتبال نميشناسد. آنهايي كه متخصص اين ماجرا هستند، وقتي حرف ميزنند، من خيلي لذت ميبرم...
ادامه ی این گفتگوی خواندنی در ادامه ی مطلب................................
منبع:سینمای ما
(هومن)
ادامه مطلب
گفتوگو با باران كوثري
به نظر من ستاره بودن ربطي به سن و سال و قيافه ندارد

سینمای ما - احسان رحيم زاده : باران كوثري هم اكنون فيلم «دايره زنگي» را روي پرده دارد. بسياري از منتقدان معتقدند اگر اين فيلم در بخش مسابقه جشنواره فجر سال گذشته شركت مي كرد، وي با بازي غافلگيركننده اش، مي توانست يكي از شانس هاي دريافت سيمرغ بازيگري باشد. «باران كوثري» از معدود بازيگران سينماي ايران است كه درست يك سال پس از جايزه جشنواره بيست و پنجم فجر و كسب سيمرغ بلورين بازيگري، در جشن سينماي ايران هم به عنوان بازيگر برتر انتخاب شد. در فرصتي كه دست داد با او به بهانه نمايش عمومي فيلم «دايره زنگي» به گفت وگو نشستيم.گزيده فيلم شناسي:«بانوي ارديبهشت»، «زير پوست شهر»، «رقص در غبار»، «خوابگاه دختران»، «تقاطع»، «گيلانه»، «خون بازي»، «روز سوم»، «توفيق اجباري» و «دايره زنگي»مجموعه تلويزيوني:«صاحبدلان»نمايش :«در ميان ابرها» و «آن سوي آينه»حضور شما در فيلم «توفيق اجباري» تا حدي سوال برانگيز بود. خيلي از منتقدان معتقدند كه اين فيلم، در حد و اندازه هاي شما نيست. يعني انتظار مي رفت «باران كوثري»، پس از دريافت سيمرغ بازيگري در انتخاب هايش بيشتر دقت كند.-اولا من در هر شرايطي از همكاري با آقاي «لطيفي» لذت مي برم. ثانيا خيلي دوست داشتم پس از بازي در دو فيلم گونه اجتماعي و دفاع مقدس يعني «خون بازي» و «روز سوم»، در يك فيلم كمدي بازي كنم. البته اگر مي دانستم بعدها فيلم «دايره زنگي» به من پيشنهاد مي شود، كمي صبر مي كردم. براي من افتخار است كه در فيلم لطيفي بازي كنم. ولي مي خواهم بگويم انتظار من هم، از «توفيق اجباري» بيشتر بود.اتفاقا كارنامه سينمايي شما نشان مي دهد كه بيشترين بازي را، در فيلم هاي محمدحسين لطيفي داشته ايد. همكاري كه با «خوابگاه دختران» آغاز شد و با فيلم هاي «روز سوم»، «توفيق اجباري» و سريال «صاحبدلان» ادامه يافت.- براي من خيلي هيجان انگيز است كه با يك كارگردان چند بار كار كنم. همكاري با ايشان، بسيار لذت بخش و آموزنده است. ضمن اين كه فضاي كارش هم خيلي دوستانه است.«دايره زنگي» از فيلم هاي بحث برانگيز جشنواره فجر سال گذشته بود. شما به عنوان بازيگر فيلم مي دانيد چرا «دايره زنگي»، در جشنواره به نمايش درنيامد؟- من هم نفهميدم. فكر مي كنم به همان دليلي كه فيلم آقاي «فرمان آرا» و «سامان مقدم» و خيلي فيلم هاي ديگر به نمايش درنيامدند. به نظر من اين مسئله بيشتر از آن كه به خود فيلم ها مربوط باشد، به تنگ نظري ها و اعمال سلايق شخصي برمي گردد. به هر حال «دايره زنگي» فيلمي سفارشي نبود و تهيه كننده خصوصي داشت.اين محدوديت ها بازيگران را اذيت نمي كند؟- حتما اذيت مي كند. فقط بحث بازيگري نيست اگر همين طور پيش برود، به تدريج كارگردان هاي پيشكسوت و صاحب نام انگيزه شان را براي فيلم سازي از دست مي دهند. اين براي سينما فاجعه است. اگر قرار است فيلم هاي سفارشي ساخته شود، تلويزيون به اندازه كافي اين كار را انجام مي دهد. نمي دانم چرا سينما هم بايد به محلي براي ساختن فيلم هاي تبليغاتي تبديل شود. البته خيلي خوشحالم كه كارگردان هايي چون «ميركريمي» و «مجيدي» در جشنواره فيلم فجر سال گذشته حضور داشتند. با اين روند من واقعا نگران جشنواره فيلم فجر امسال هستم.از فيلم هاي آينده تان بگوييد.- دو فيلم آماده نمايش به نام هاي «كتوني سفيد» و «نسل جادويي» (ايرج كريمي) دارم. در فيلم «حيران» (شاليزه عارف پور) هم ايفاي نقش كرده ام كه فيلم برداري آن در شمال كشور، تهران و مرزهاي شرقي انجام شد. در حال حاضر نيز درگير بازي در فيلم «مي زاك» (حسين علي ليالستاني) هستم.در فيلم «حيران» نقش اصلي را ايفا مي كنيد. فرعي يا اصلي بودن نقش چقدر برايتان اهميت دارد؟- خيلي مهم نيست. واقعا خوب بودن نقش بيشتر برايم اهميت دارد. زيرا تا به حال نقش كوتاه هم خيلي زياد بازي كرده ام.ولي بهترين بازي هايتان در فيلم هايي است كه نقش اصلي را ايفا كرده ايد مثل «خون بازي» و «روز سوم»- قبل از آن هم، زياد نقش اول بازي كرده بودم. ضمن اين كه فكر مي كنم در «روز سوم» من نقش اول زن بودم نه بازيگر اصلي. نقش هاي اصلي را «پوريا پورسرخ» و «حامد بهداد» بازي مي كردند. درباره «خون بازي» هم بايد بگويم نقش «سارا» از آن نقش هاي ويژه بود كه اگر دو سكانس هم در فيلم بود، باز هم ديده مي شد.جالب است كه بيشتر نقش هايتان اجراي سختي دارند. مثلا نقش يك دختر مجروح جنگي (روز سوم) و يا يك دختر معتاد (خون بازي) و...- كار سخت را بيشتر دوست دارم، كاري كه برايش بيشتر زحمت بكشم. فيلم جديدم «حيران» هم در نوع خودش كار سختي بود. به مدت چند ماه در تهران، گيلان، مشهد و اطراف مرزهاي شرقي فيلم برداري داشتيم. شرايط مان عادي نبود لوكيشن هاي سختي داشتيم، ولي چون گروه حرفه اي بود كار خيلي لذت بخش بود.«باران كوثري» از چه روش هايي براي نزديك شدن به نقش استفاده مي كند؟- اين سوال از آن سوالاتي است كه نمي دانم چطور بايد به آن جواب بدهم. هر بازيگري تمرين مي كند و از فيلم هايي كه ديده و كتاب هايي كه خوانده كمك مي گيرد. در اين مسير راهنمايي هاي كارگردان خيلي مهم است. چون به تمرين ها جهت مي دهد. همه افراد گروه مي توانند تاثيرگذار باشند به ويژه بازيگر مقابل.«ترانه عليدوستي» هم معتقد بود كتاب خواندن يكي از راه هاي نزديك شدن به نقش است. اين فرآيند چگونه شكل مي گيرد؟- وقتي شما بازيگريد، هر چيزي مي تواند به شما كمك كند. وقتي شما فصل نزديك شدن يك اعدامي به صحنه اعدام را، در كتاب «برادران كارامازوف» مي خوانيد، چيزي كه هيچ وقت تجربه اش را نداريد، از طريق كتاب به دست مي آوريد. اصولا خواندن كتاب به ويژه «رمان» وسعت تجربه آدم را زياد مي كند. هر تجربه اي براي بازيگر مفيد است. در همه كتاب هايي كه خواندم، لحظاتي بوده كه به من كمك كرده است. كتاب خواندن تمرين ذهني خوبي است براي تقويت حافظه و نگه داشتن حس.دريافت سيمرغ چه تاثيري در مسير بازيگري شما داشت؟- مسيرم عوض نشد. يك كم تشويق شدم براي اين كه با حوصله تر و با دقت تر كار كنم. سيمرغ بيشتر از آن كه مايه افتخار باشد، تشويق است. اين جايزه ارزشمند است. چون براساس سليقه چندين نفر پيش كسوت و صاحب نظر، به من داده شده است. دوست ندارم سقف بازي ام «خون بازي» باشد. سيمرغ تشويقي است كه بتوانم بهتر از اين هم بازي كنم.تعريف شما از «ستاره سينما» چيست؟- اگر منظورتان همان «سوپراستار» هاليوود باشد، به نظر من ستاره بودن ربطي به سن و سال و قيافه ندارد. ستاره ها بازيگران بسيار توانايي هستند كه يك جور محبوبيت چشمگيري دارند. مثل «آل پاچينو»، «رابرت دنيرو»، «جوليا رابرتز» و... آن ها با آن چيزي كه ما در سينماي ايران به آن ستاره مي گوييم، متفاوت اند.شما خودتان را يك ستاره مي دانيد؟- نمي دانم. تا به حال به اين موضوع فكر نكرده ام.
منبع: سینمای ما
(هومن)
پرسشهای خوانندگان تایمز از : جورج کلونی

جورج کلونی هنرپیشه جذاب و دلربای هالیوود است اما در عین حال یک فعال سیاسی بحران دارفور هم به شمار میرود. اینها پرسشهای مردم از مردی است که میداند چگونه متفاوت به نظر برسد.
ادامه ی این گفت و گو در ادامه ی مطلب........................................
منبع: سینمای ما
(هومن)
ادامه مطلب
جانی دپ از خودش و سویینی تاد می گوید
همیشه حس انتقام جویی داشته ام

حمید اعتمادی
جدای از تریلوژی بسیار پرفروش "دزدان دریایی کارئیب" و تک فیلم هایی مثل "چه چیزی گیلبرت گریپ را می خورد؟" جانی دپ همیشه به عنوان همکار اول تیم برتون و بازیگر محبوب این کارگردان غیر متعارف آمریکایی و به خاطر بازی در 6 فیلم وی مشهور بوده است. این همکاری موثر و خاص و دیرپا با فیلم درخشان "ادوارد دست قیچی" در سال 1990 شروع شد و با "ادوود"(949)، "اسلیپی هالو"(99)، "عروس مرده"(2004) و چارلی و کارخانه ی شکلات سازی (2005) استمرار یافت و مدتی است که نوبت به "سوئینی تاد" رسیده که برخلاف کارهای قبلی مشترک دپ و برتون یک فیلم موزیکال و مبتنی بر ترانه های زیبا و مشهور خالق این نمایش یعنی استیفن ساندهایم است و بر تئاتر موزیکالی متمرکز و متکی است که از موفق ترین های ژانر خود در دو دهه اخیر بوده و سال ها در برادوی و لندن فروخته است. این طبعاً اولین تجربه ی جانی دپ و البته تیم برتون در ژانری بسیار ناآشنا و نچسب برای آنان یعنی سینمای موزیکال است، اما اکثریت معتقدند برای آنها تجربه ای موفق بوده است و کاندید شدن دپ برای جایزه ی اسکار برترین بازیگر مرد نقش اول سال (جایزه ای که در نهایت نه سهم دپ، بلکه نصیب دانیل دی لوئیس شد) نشانه ای از همین موضوع است. ببینیم خود دپ 44 ساله چه می گوید...
***
ادامه ی این مصاحبه ی خواندنی مجله ی تایمز با دپ را در ادامه ی مطلب بخوانید...............
(هومن)
ادامه مطلب
ادامه مطلب...............
(پیام)
ادامه مطلب





